ادبیات متوسطه ی اول طرقبه
روش های نو وابتکاری در تدریس ادبیات فارسی 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
سلام 

به اطلاع همکاران محترم ودانش آموزان عزیز می رسانم پنج شنبه این هفته ۲۳ بهمن از ساعت ۸ تا۱۱کارگاه نویسندگی برای پسران و در ادامه ۱۱تا۱۴این کارگاه برای دختران در محل نماز خانه اداره تشکیل خواهد شد.


برچسب‌ها: خبر
[ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 0:41 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
اشك يتيم 
روزي گذشت پادشهي از گذرگهي
فرياد شوق بر سر هر كوي و بام خاست 
پرسيد زان ميانه يكي كودكي يتيم
كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست
آن يك جواب داد چه دانيم ما كه چيست
پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست
نزديك رفت پيرزني گوژپشت و گفت
اين اشك ديده ي من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شباني فريفته است
اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست
آن پارسا كه ده خَرَد و مُلك، رهزن است
آن پادشا كه مال رعيّت خورد، گداست
بر قطره ي سرشك يتيمان نظاره كن
تا بنگري كه روشني گوهر از كجاست
پروين، به كجروان سخن از راستي چه سود
كو آن چنان كسي كه نرنجد ز حرف راست

صحنه ي اوّل

پسرك هرچه قدبلندي مي كردچيزي نمي ديد. شلوغ بودوهمهمه همه جا را فرا گرفته بود.دستش رابه لباس هاي مردم گره مي زدوسر پنجه هايش بلند مي شد؛ولي چيزي نمي ديد.نيم خيزشد وهرچه توان داشت درزانوانش جمع كردوباتمام قدرت به هواپريد؛اما نه! با اين ترفندها چيزي نمايان نمي شود . بايد هرطورشده خودرابه صفوف اوّل جمعيت برساند. كف دودستش رابه هم چسبانيدومثل پيكاني سعي داشت ،جمعيت رابشكافد وجلورود. باهزارزحمت وتحمل چندتا ناسزا ونيشگون وفشارجمعيت، خودرابه جاي مناسبي رساند؛چه دبدبه وكبكبه اي!چه هيبت وشكوهي!حاكم سواربراسبي تزيين شده ،سلّانه سلّانه وبامتانت خاصي حركت مي كرد. اسب اوهم انگارآداب شاهانه راآموخته است ؛ چنان بافخروغرورسمّ برزمين مي نهد كه گويي اوپادشاه است .
حاكم واطرافيانش مي گذشتند وجمعيت دردوطرف ،با ديده ي حسرت مي نگريستند وخيره ومبهوت زرق وبرقشان شده بودند.
پسرك تاحالاحاكم رانديده بود.مي خواست خوب اوراببيند وبراي هم سن وسالانش تعريف كند ؛ امّا نورآزاردهنده اي چشمانش رامي آزرد.دستش راسايه بان كردوبه طرف نورخيره شد. ناخودآگاه انگشت اشاره ي پسرك به سمت حاكم نشانه رفت وپرسيد : اين ديگرچيست ؟!چقدرزيبا ودرخشنده است ! 
مردي باكنايه جواب داد: ما كه درخواب شبمان هم اين چيزها را نمي بينيم . چه مي دانيم كه چيست ؟ ولي همين قدربدان كه خيلي قيمتي است.
پيرزني خميده وعصا به دست چند قدمي جلو آمد وبا صداي لرزانش پسرك را مورد خطاب قرارداد : پسركم ! اين گوهرها همان خون دل هايي است كه من خوردم ودانه هاي اشكي است كه هرروز برگونه هاي معصوم تو مي غلطد . سرخي ياقوت ها خون دل توست ودرخشندگي اش اشك ديده ي من . پسرك ازتعجب خنده اي زد وبا لحن معصومانه اي گفت: پادشاه دانه هاي اشك مرا چطور جمع مي كند كه من نمي فهمم ! پيرزن بي توجه به حرف پسرك دور مي شد وزيرلب شعر پروين را زمزمه مي كرد كه :
 
ما رابه رخت وچوب شباني فريفته است   اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست 


 صحنه ي دوّم (ورژن 2008اشك يتيم )

پيرزن ازماشين پياده شد . عصايش را به ديوارتكيه داد وگوشه هاي چادررنگي اش راگرفت وتكاند ومحكم به پشت سرش گره زد . جلوجواني راگرفت : ننه ! ببين اين آدرس كجاست ؟ پسرجوان گوشي پلييرش را از گوشش درآورد . عينك دودي اش را بالا زد وروي موهايش گذاشت . نگاهي به كاغذ انداخت وهمان طور كه آدامس مي جويد گفت : كميته امداد همين جاست ديگه . ايناهاش ، همين ساختمونه . پيرزن به بلنداي ساختمان نگاهي انداخت وبه امتداد شيشه هاي رنگي سرش را بالا آورد . دست به كمرگذاشت وكمي خود را راست كرد . انگار هنوز نمي توانست انتهاي ساختمان را ببيند همين طور كه چند قدم به عقب برمي داشت گفت : پشت بام اين ساختمان كجاست ؟ بيا ننه! كاغذت روبگير مي خوام برم . جوان همان طور كه دور مي شد گفت : پشت بام ومي خواي چيكارننه ؟ مگه قيركاري؟! 
پيرزن نفس نفس مي زد وازپله هاي فلان قيمتي بالا مي رفت . بعد كلي از اين اتاق به آن اتاق رفتن وارد اتاقي شد وبي سروصدا روي صندلي نشست تا نفسي تازه كند .
مرد پشت ميز گرم صحبت با تلفن بود : نه بابا اصلا ًحرفشو نزن نمي صرفه ... نه بابا ! آي كيو اون پاترولو كه خيلي وقته آبش كردم ... آره  اينو كه مي گم پرادوست... بعد كلي صحبت وخوش وبش وخنده متوجه پيرزن شد . گوشي را گذاشت وگفت : مادر بازكه اومدي اين اتاق ! گفتم كارشما به من مربوط نمي شه . پيرزن بلند شد ودستانش راجلو آورد . ننه ! ببين دستام به آب وتايد حساسيت پيدا كردن . از بس خانه هاي مردم رفتم ولباس شستم دستام زخم شدن وپوست انداختن . چكاركنم ؟ منمو چند تا بچه يتيم . بايد يه جوري شكمشونوسير كنم
همسايه ها گفتند : لااقل برو كميته امداد يه سري بزن ، شايد يه ماشين لباس شويي كوچيك بهت دادن ... منم ازصبح اومدم اين جا . هي ازاين اتاق به اون اتاق . ازنفس افتادم به خدا . 
مرد كه متوجه سادگي پيرزن شده بود ومي خواست با لطايف الحيلي او را ازسر خود باز كند گفت : ننه ! ما كه اين قدر امكانات نداريم . شما بالاخره بايد يه كمي صبر وحوصله داشته باشيد ... شروع كرد همين طور توصيه كردن ... ببين مادر ! الگوي شما مگر حضرت زهرا نيست ؟ حضرت زهرا مگر ماشين لباس شويي داشت ؟ نه ! خودش با دستاش لباساشو مي شست ديگه ... . 
پيرزن سرش را پايين انداخت وبا نا اميدي به سمت درروانه شد . مرد همان طورداشت براي خودش حرف مي زد . پيرزن لحظه اي ايستاد وصورتش را به سمت مرد برگرداند وگفت : حاج آقا اگرحضرت زهرا ماشين لباس شويي نداشت حضرت علي هم سوارپاترول نمي شد . مرد يك لحظه ازجواب پيرزن خشكش زد . به خود آمد وگفت : ننه ! چه فرمايشيه شما مي فرماييد پاترول چيه!... 
پيرزن بي اعتنا به حرفهاي مرد راهش را ادامه داد وهمان طور كه مي رفت جواب مرد را داد كه : 

آن يك جواب داد چه دانيم ما كه چيست
پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 3:2 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
نامه ای را که مشاهده می کنید نویسنده تماماً از حروف بی نقطه استفاده کرده که نشان از ذوق هنری و تسلط ایشان به گستره واژگان فارسی دارد. که در اینجا بخشی از آنرا برای شما گذاشته ایم:


اول کلامم همراه اسم الله سلام گرم روی همه می دهم و در درگاه الهی دعا دارم که هر کسی در هر ملکی مراسله ی مرا مطالعه می دارد الله واحد سوی او طول عمر و حوصله اعطا دهد.
عمو داوود گرامی سلام و درود، مراسله سرکار واصل و مراحم عالی کاملا مسرورم کرد، و اما در مورد احوال و کارهای اولادم و حال مادرم و همسرم روحی و محل ما که سوال کرده ای :
در مورد احوال مادرم سارا و گلو درد و سردرد او اطلاع دهم امسال مادر سارا در وسط "موعد مصا" گلو را عمل کرد و طی عمل حاد دوام آورد و کمک دوا و مرحم و در حدود صد سکه طلا مداوا و حالا او سالم و احساس آرامی و آسودگی دارد.
عمو داوود در مورد کارم اطلاع داری که عمری در حدود سی سال و صد ماهه که در کار معلمی سر کرده ام و در مدرسه ملی "راه موسی" در کلاسها سرگرمم ولی عموی گرامی کارم حاد و در سر کلاس که می روم و علوم درس می دهم سر و صدای محصل ها مرا هلاک کرده و سرم را درد می آورد . سعی دارم کارم همواره کم گردد و حالا سود و درآمدم در ماه حدود صد دلار می گردد و معمولا عصرها هم در "علوم گمارا" (داروی آرام روح) مطالعه دارم و سعی دارم در کار معلمی سواد کامل حاصلم گردد که کمکی در کارم حاصل گردد که آسودگی و آرامی روح در هر دو عالم دارد.
همسرم روحی هم در حدود ده سال در اداره راه سراسری کار می کرد ولی دو سه اولادی که آورد کاملا اداره را ول کرد و حالا او سرحال و در حد کمال در کار همسری و اولاد داری سرگرم و آسودگی کامل دارد و کمر درد او هم اصولا همراه کمک دواهای معمولی و اساسی و اطعام ساده گرم و سرد عسل، کره، حلوا، ماهی ، گردو، کدو، هلو، کاهو و گل کلم و همراه کمی آرد مداوا و در هر حال او حالا کاملا سالم و اصلا وهم و دلهره و واهمه رو مدار.
و حالا اطلاعی در مورد کارهای اولادم که همگی در راه صراط الهی حی و سالم و هر کدام کاری دارد، "الی" ولد اولی عکس داوود ولد وسطی آدمی عادل، کمرو ولی مصم در هر کاری در آمل سرگرم معماری و "اوراهام" ولد دومی مردی هالو، معصوم وسواس کم حوصله در گمرک در محلی که کالاها صادر و وارد می گردد مامور وصول و "سام" ولد سومی در ساری در امور سوداگری و هم در اداره امور آگاهی کار دارد. عاموس و مراد هم دو همکار هم مسلک، دلاور و ماهر در هر کاری در دهکده ای در لار در موسسه ای که اسم او "ارسطو" رسما عهده دار سهام های سراسرس و "لوی" هم آدمی کم دل، ساده لوح در کلاس دوره دو ساله معلمی در حال مطالعه علمی و عملی و سعی دارد سواد کامل حاصل او گردد. راحل هم در کلاسهای مددکاری و طراحی سال دوم در اراک سرگرمی دارد. اما "رامی" کوک ده ساله ام اوه اوه اوه ... او همگی ما را هلاک کرده سری در سرها در آورده ادای هر آدمی را در می آورد و در هر کاری عکس العمل الکی دارد. سر و صدای رسای ارگ و عود و سرود او، و داد و هوار سرسام آور و های و هوی کودکی وی دمار ما را در آورده. در مورد او کلی درد دل دارم. امسال هم اراده کرده که درس را ادامه دهد و اول مهر ماه در کلاس سوم در مدرسه ی "راه موسی" که سی و دو همکلاسی دارد آماده درس گردد. 
در مورد عروسی اوراهام ولد مرحوم ملا موسی اطلاعی دهم:
در عصر دهم مهرماه امسال اوراهام همراه سارای طالعی سی ساله اهل آمل عروسی کرد و در مراسم عروسی هر کس می آمد کادو اعلا می آورد.
حال داماد همراه عروس در ماه عسل همراه مرسدس سواری راهی رامسر ، آمل، رودسر، لار، صومعه سرا، و ساری ماکو گردد.
آری عمو داوود گرامی مراسله لاک و مهر کرده سرکار و محموله داروها را در دهم مهرماه وصول کردم. اگر در عمل کارهای محوله دو سه ماهی مسامحه حاصل گردد دل مکدر مدارکه : معمولا حوالی محل ما و حومه ما مرداد ماه الی مهرماه (حدود دو ماه) هوای گرم محسوسی دارد سعی دارم همراه مادرم سارا و همسرم روحی و اولادم راهی رامسر گردم که هوای سردی دارد.
عمو داوود سعی دار گاهگاهی احوال همگی را اطلاع ده و در ارسال مراسله مسامحه روا مدار مطلعی که مسلما همواره در صدد و آماده ام کل اوامر محوله سرکار کاملا عمل دارم. 
سرور گرامی در ماحصل کلامم دعا دارم که سرکار و همگمی در لوای ده احکام و اوامری که موسی سرور ما در کوه طور سوی ما آورد سالک و سالم، و داور واحد عالم. عمری طولدار در حدود صد و ده سال عطا ده

[ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 1:57 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 

http://s1.picofile.com/file/6729756536/8787.jpeg


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 1:23 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
لطفا نظرات ارزشمندتان را مرقوم فرمایید.


برچسب‌ها: نمونه سوالات
ادامه مطلب
[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:27 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

دانش آموزان عزیز پایه هفتم من عمدا اشکالاتی را در این انشا به جا گذاشتم تا شما انشای مرا نقد و داوری کنید و موارد را یادداشت فرمایید.

عنوان انشا: سیاحتی آرام و پر خاطره

 مقدمهبرخی عاشق و شیفته سفرند و بی اغراق تمام زندگی خود را در مسافرت به سر می برند و برخی سفر هراس اند و سفر برایشان ملال آور است و نمی توانند از وطن خود ، خانه و محله شان دور بمانند.

سفر فواید زیادی دارد و برای تعالی و سازندگی روح و معنویت آدمی مفید است. ذات سفر آمیخته با تنوع و نیاز انسان به سفر نیازی فطری است . سفر خواه نا خواه بر فرد تاثیر می گذارد و به قول سعدی : " بسیار سفر باید تا پخته شود خامی"

سفر همیشه بهانه ای بوده برای فرار از زندگی و زندگی خود سفری است برای فرار از مرگ.

سفر ، هر ورقش دفتری است از معرفت کردگار و حال اگر این سفر با قطار باشد چه ایمن و آرام و پر خاطره و شاعرانه می تواند باشد. این صدای سوت قطار است که خاطرات ماندگار را زنده تر می کند . خاطرات شیرینی از سفر به مناطق بکر و زیبا ، خوش آب و هوا ، مناظری دلنشین و لذت بخش ، آن هم سفری با قطار که

نمی توان کتمانش کرد. آری حس خوب سوار شدن بر قطار و تکیه بر پنجره های قدیمی اش.......

سفر ی با خانواده ، خانواده ای شاد در جاده های سر سبز و دیدنی که از میان جاده های جنگلی پیچ و تاب می خوری ، بالا و پایین می روی و آرامش خاطر می پذیری. انرژی مضاعف می گیری در یک فضای اجتماعی خوب و مسافت ها را حس نمی کنی.

روزی که این قطار قدیمی     در بستر موازی تکرار      یک لحظه بی بهانه توقف کند  

   تا چشم های خسته خواب آلود      از پشت پنجره       تصویر ابرها را در قاب  

   و طرح واژوگونه جنگل را      در آب بنگرند 

   آن روز     پرواز دست های صمیمی      در جست و جوی دوست     آغاز می شود. .................

سفر با قطاری قدیمی و پر خاطره و تجربه ی دیدن آدم هایی که رو به روی هم نشسته اند  چشم در چشم هم دوخته و سخن ها گفته اند.

قطار می تواند یک دانشگاه برای مسافرینی باشد که در حال سفرند و بهترین وسیله ارتباطی از نظر هزینه پایین نسبت به جایگزین های آن با امنیت روانی و فیزیکی و از بهترین خاطره سازهای جهان باشد.

قطار نه تصادف می کند ، نه در برف می ماند ، نه انحراف از مسیر دارد و نه خدای ناکرده به مقصد نمی رسد. ضریب امنیتی داردبالا.

جاذبه های فراوان و مناظر کم نظیر مسیر راه ، مثل تونل های جنگلی به زیبایی مسیر می افزاید . خاصه اگر

دور بینی به دست گیری و سوژه مناسبی برای عکاسی بیابی تا لحظات زیبای خوشت را ثبت کنی ، محصول

ذوق و قریحه ات تو را بیشتر عاشق سفر خواهد کرد.

اگر در مسیر راهت کتابی را تورق کنی یا با تکان ها و لای لای قطار به خواب ناز روی یا نقاشیی از تصویر بیرون بکشی سختی سفر را درک نخواهی کرد. پنجره های قطار ، هنرمند را به خود می خواند تا با تماشای تصاویر زیبای کوه و دشت و صخره ، چشمه و دره به رنگ های زیبای طبیعت متصل شود و لحظاتی خستگی را از جسم و جان بزداید.

 نتیجهقطار دوست طبیعت ، وسیله ای برای کشف تفاوت ها و چشیدن لذت سفر در طول مسیر و این که مدام به این بیندیشی که آیا دو خط موازی به هم خواهند رسید یانه؟ چرا اگر مایل باشند می رسند.

خدایا سفرهایم را بر من آسان کن و دوری راه را بر من نزدیک.

آرزومند سفرهای خاطره انگیز برای دوستانم . سفر بخیر و روزگارتان خوش باد .

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حالا ادامه ی یکی از این قسمت ها را به انتخاب خود ، نوشته و بخوانید. 

الف) قطار می رود میان کوه    سکوتش را بلند فریاد می کشد

   و آدم ها میان راهرو قطار      کنار پنجره     به تکه های قلب پاره تونل نگاه می کنند.

     وروی شیشه بخار گرفته قطار      به یاد عمرشان ، بلند آه می کشند

      قطار می رسد به پشت قلب کوه     باران گرفته است 

     غریبه ای به اشک دیده اش    تمام شیشه را خط خطی می کند 

      و کودکی چه سخت  از لای پنجره      برای صید قطره ها  تلاش می کند

     و من به روی تخت کوچکی به خواب می روم

      قطار به روی ریل قدم می زند        تمام خاطرات زندگی مرور می شود.  

    قطار دود می کشد.............    قطار بوق می زند .........

 

ب)صدای سوت قطار و هجوم مردم شهر     و واگنی که پر است از اسارت اسرا

پدر ، میان من و تو قدم قدم راهست               دو گام مانده ببینم تو را فقط بابا

قطار ماند و من و این سکوت راه آهن         در ایستگاه نشستیم هر سه تا تنها

 

پ) ریز علی دهقان فداکار.............

 

ت) قطار لحظه های عمر ، دلم را چون مسافری در ایستگاه عشق ، بی خبر جا گذاشت.

 

ث) صدای سوت می آید      قطار خسته از راه می رسد       ایستگاه آخرش قلب بی کسم    

     مسافرش تمام شد        دوباره صدای سوت می آید      قطار می رود       ایستگاه خالی می شود     

     و چشم من دوباره خشک می شود    به پنجره های قطار    به راهروها     به ایستگاه ها 

     و مسافرانی که چمدان به دست دور می شوند    قطار بعدی ........شاید تو بیایی ..............

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توضیح دبیر: تصویر بالا را روی تخته هوشمند به دانش آموزان نشان دادم . سپس پرسیدم یاد چه افتادید؟همه گفتند : سفر. 

پرسیدم با چه وسایلی می توان سفر کرد ؟پاسخ دادند و من بر روی تخته نوشتم .... سفر با قطار- سفر با کشتی- سفر با هواپیما و بالگرد– سفر با وسیله نقلیه شخصی – سفر با اتوبوس- سفر با پای پیاده – دوچرخه- موتور سیکلت و.......

پرسیدم : سفر چه فایده هایی دارد؟در قطار چه کارهایی برای کم کردن مسافت و احساس بهتر می توان انجام داد و گفتندباز در بند های جداگانه ای نوشتم.

پرسیدم احساس شما در قطار چگونه است؟ شعری یا خاطره و داستانی در مورد قطار بلد هستید؟ و باز هم در بندهای بعدی نوشتم.

از انواع سفر و وسایل سفر و شاعران پر سفر و کم سفر گفتند و دعای سفر .

در پایان پرسیدم: بچه هاچگونه این بندها را جابه جا کنم تا انشای من زیباتر شود؟

با راهنمایی آنها بندهایی را برای مقدمه ، نتیجه و بدنه گذاشتم و جابجایی ها هم انجام شد

. سپس گفتم حالا کمی روی آن کار کنید و جمله ها را تغییر داده احساسی تر کنید و بعد هم دست به دست کرده داوری کنید. پس از ویرایش در دفتر انشا ثبت کنید و این گونه انشای کلاسی ما نوشته شد.

نوبت به انتخاب عنوان رسید. پرسیدم به جای  و یا معادل کلمه ی سفر چه می توانیم بنویسیم ؟

کلمه سیاحت را پیشنهاد دادندو سپس صفتی برایش در نظر گرفتند.

این هم آموزش انشای من در کلاس مهارت های نوشتاری  این هفته.


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:47 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

نام دبیر: هاشمی زاده    (جهت آمادگی برای المپیاد ادبیات )

1- می دانید جایگاه فعل در آخر جمله است.اما گاهی در شعر و نثر قدیمی فعل در آغاز ، میان و یا پایان جمله می آید.

مانند: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند. 3 نمونه دیگر مثال بزنید.

2-جایگاه نهاد در اول جمله است . اما گاهی در شعر و نثر قدیمی ، نهاد در آغاز ، میان یا پایان جمله می آید. طبق نمونه مثال بزنید.

الف) زنگ تفریح را که زنجره زد.         ب) زبان را خدا به انسان ارزانی داشت.

3-آیا مفعول و مسند هم می تواند در ابتدا ،میانه و پایان جمله بیاید؟ برای هر یک مثال بزنید.

4- فعلی مثال بزنیدو جدول را کامل کنید.

فعل ناگذر

فعل گذرا

فعل زمان حال

 

 

 

 

 

 

5- شباهت وتفاوت خط فارسی ، عربی و انگلیسی را در دو سطر بنویسید.

6- عبارات زیر را مرتب کنید.

الف) جان ، آفرین، بر، هزاران، پاکش................................

ب) پدید ، و، با، می آیند، ایمان، بشری، عشق، شاهکارهای ................................

 7-  نهاد و گزاره را مشخص کنید.

 الف) نام تو کلید هر چه بستند.

ب) با نظم بخشیدن به زندگی ، در وقت خود صرفه جویی کنید.

 8- خود ارزیابی ها:

الف) با توجه به محتوای درس ، خدمات متقابل اسلام به ایران و خدمات ایران به اسلام را بر شمارید.

ب) پیام اصلی درس زندگی همین لحظه هاست را در دو سطر بنویسید.

پ) برای حفظ و پاسداری از زبان فارسی باید چه کرد؟

ت) بیت زیر به کدام صفت ناپسند آدمیان می پردازد؟

" جوجه گنجشک گفت: می خواهم      فارغ از سنگ بچه ها باشم "

ث) پندهای مادرانه ای که در شعر" علم زندگانی" مطرح شده ذکر کنید.

ج) امام خمینی در پاسخ نامه ای که دانش آموزان یک مدرسه ی دخترانه برای او ارسال داشتند ، چه نصایحی را یاد آور شد؟

 9- هر یک از عبارت های زیر ، چه آرایه ادبی دارد؟{ کنایه، حس آمیزی، سجع، مراعات نظیر(تناسب) ،تشبیه، تکرار ، تشخیص(جان بخشی) ، تضاد، تلمیح،...}

الف) جامه ی زیبای شعر و نثر فارسی ....................

ب ) ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند ................

پ) وقت طلاست. ...................ت) ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن ................

ث) باد گویی بر تن درختان تازیانه می زند. .................ج) قلب من با قلب صحرا می تپد....

چ) تا معلم زگرد راه رسید......................ح) آرزوهایتان چه رنگین است.................

خ) غنچه هم گفت گرچه دلتنگم.............و...........

د) نسیم مانند مادری مهربان و آداب دان سرهای نهال های جوان را خم کرده بود. .....و........

ذ) هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند. .................

نوع جمله های زیر را از نظر (امری، تعجبی ، خبری ، پرسشی) مشخص کنید وعلامت نگارشی بگذارید

الف) باز کن پنجره را و بهار را بنگر ............    ب) ز نوکاران که خواهد کار بسیار

پ) عجب زمستانی  بود                            ت) بهار بود . نسیم می وزید و باران می بارید

11- ابتدا زیر قافیه و ردیف را در شعر خط کشیده و سپس نوع قالب شعری را مشخص کنید.

الف) نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی          بر رست و بردوید برو بر به روز بیست؟

پرسید از آن چنار که «تو چند ساله‌ای؟»   گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»

خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز   بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»

او را چنار گفت که «امروز ای کدو                     با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان               آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»

ب) 

دردم از یار است و درمان نیز هم   دل فدای او شد و جان نیز هم
این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن   یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما   عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می‌گویم سخن   گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شب‌های وصل   بگذرد ایام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست   گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان   بلکه بر گردون گردان نیز هم
عاشق از قاضی نترسد می بیار   بلکه از یرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است   و آصف ملک سلیمان نیز هم

12- شعر زیر، رباعی یا  دوبیتی است؟

من درد تو را ز دست آسان ندهم             دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار ،دردی دارم             کان درد به صد هزار درمان ندهم 

13- در عبارت زیر ، " را" چه معنایی دارد؟

حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر ، هنر آموزید.

14- معنی واژگان زیر را بنویسید.

وداع..............در اثنای سفر..............مصاحبت...............

مدت حیات..........حک شده بود.............حجره...............

15- معنی شعر و نثر را بنویسید.

الف) هجوم فتنه های آسمانی            مرا آموخت علم زندگانی

ب) بر نامده و گذشته بنیاد مکن          حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

16- در جمله ی زیر ، کدام قسمت ها از جمله حذف شده است؟

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی      عشق محمد بس است و آل محمد

17-فعل اسنادی و غیر اسنادی (خاص) ، مسند و مفعول را در جمله ها و عبارات زیر مشخص کنید.

الف) گه از دیوار سنگ آمد گه از در      گهم سر پنجه خونین شد گهی سر

ب) مرا در دام ها بسیار بستند.       پ) تو را پرواز بس زود است و دشوار

ت) امروز امتحان دشوار بود.          ث) آسمان در بهار سخاوتمند می شود.

ج) او سراسر باغ را گشت .       چ) او به خانه شد.      ح) هوا سرد گشت.

خ)علی این جا است.        د) غذا خوشمزه است.     ذ) آسمان تیره و تار گشت.

ر) خواندن کتاب موجب هوشمندی می شود.      ز) او در کلاس پنجم نفر بیست و پنجم شد.

س) او معلمی بسیار دقیق ، جدی و صمیمی بود.     ش)  مریم نشسته است.  

18- ضمیر های جدا و پیوسته را مشخص کنید.

الف) من از خواهرم خواستم به مدرسه بیاید.     ب) هر چه می خواهد دل تنگت بگوی.

پ) او مدادش را در خانه جا گذاشت.

19- آیا ضمیر می تواند در نقش نهاد ، مفعول ، متمم و مضاف الیه و....باشد؟ دو مثال بزنید.

20- واژه ی کتاب را به چه چیز تشبیه می کنید؟ آن تشبیه را در جمله ای به کار برده و تصویرش را

در کادر رو به رو رسم کنید.

 

 

 

 

 

21- بیت زیر را به نثر روان و امروزی برگردانید و تصویری از آن در کادر رسم کنید.

این درختانند همچون خاکیان      دست ها بر کرده اند از خاکدان

 

 

 

 

22- متن زبانی زیر را با استفاده از آرایه تشخیص به متن ادبی تبدیل کرده و تصویری از آن رسم کنید.

(خورشید در مغرب به تدریج غروب کرد.)....................................................................

                                        

 

 

 

 

 

23- جاهای خالی زیر را تکمیل کنید . (پروین اعتصامی ، فرزند .................در شهر...................متولد شد. سرودن شعر را از .....سالگی آغاز کرد. نخستین شعرهایش را در مجله............................به چاپ رسانید. رفت و آمد به ........مهم ترین عامل تقویت ذوق و پرورش استعداد شعری پروین بود. تنها اثر او............است که شامل ............و.............است. بیشترین قطعات وی به صورت گفت و گو یا سرود است که اصطلاحا ........نام دارد. پروین اعتصامی در سال ...............بر اثر بیماری................درگذشت و آرامگاه او در شهر............می باشد.

24- این بیت از کدام شاعر شیرین سخن زبان فارسی می باشد؟ چه آرایه ی ادبی دارد؟

" ای یاد تو مونس روانم       جز نام تو نیست بر زبانم "

الف) فردوسی- تضاد   ب) سعدی- تشبیه       پ) نظامی- جان بخشی     ت) مولوی- مراعات نظیر   

25- کدام یک از آثار زیر ، بیشتر از دیگر آثار فارسی ، حقایق اسلامی و معانی لطیف قرآنی را در میان حکایاتی شیرین آورده است؟

الف) شاهنامه فردوسی      ب) مثنوی مولانا     پ) مخزن الاسرار نظامی       ت) گلستان سعدی

26- با توجه به بیت زیر ، کدام گزینه "نهاد" به حساب نمی آید؟

توانا بود هر که دانا بود       ز دانش دل پیر برنا بود

الف) نهاد " بود" اول : هر که دانا بود      ب) نهاد "بود" سوم: دل پیر

پ) نهاد "بود " دوم : هر که                ت) نهاد "بود" سوم: پیر

27- این شعر راتا یک صفحه، ادامه دهید.

    دوست دارم که شود پاک و قشنگ       همه جا از نفس پاک بهار

        خاک از خواب بگردد بیدار..............................................

28- این بیت ، آغاز یک " خود مشاعره ای" است  تا 10 بیت ادامه دهید.

به بسم الله می خوانم خدارا       ز مشتی خاک آدم ساخت ما را 

29- با توجه به حکایت زیر ، به سوالات پاسخ دهید.

" یاد دارم که در ایام طفولیت ، متعبد و شب خیز بودم . شبی در خدمت پدر رحمت الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته .

پدر را گفتم : " از اینان کسی سر بر نمی دارد که دو گانه ای بگذارد . چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند . گفت : جان پدر ! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی. "

الف) این حکایت از چه کتابی نقل شده است؟    ب) واژه های مصحف و دوگانه چیست؟

پ) این حکایت انسان را از داشتن چه صفت و ویژگی بر حذر می دارد؟

ت) " در پوستین خلق افتادن " کنایه از چیست؟

ث) یک آرایه  تشبیه ، در حکایت بیابید.       ج) عبارت قرمز آخری چند جمله است ؟

30- با توجه به عبارت زیر ، به سوال های مطرح شده پاسخ دهید.

 "فرصت ها مثل گذشتن ابرها می گذرند، فرصت های خوب و عزیز را در یابید."

الف) عبارت بالا از چه کتابی نقل شده و از کیست؟

ب) زمان فعل ها را مشخص کنید.

پ) نویسنده برای زیبایی سخن خود ، از چه آرایه های ادبی بهره جسته است؟

ت) عبارت بالا ، آدمی را به چه کاری سفارش می کند؟

31- با توجه به دو بیت زیر ، به سوالات مطرح شده پاسخ دهید.

" برزگری   پند به فرزند داد               کای پسر ، این پیشه پس از من توراست

هر چه کنی کشت همان بدروی        کار بد و نیک   چو کوه و صداست

الف) پیام و مفهوم این ابیات چیست؟               ب) شعر سروده کیست؟

  پ) قالب شعری و قافیه را مشخص کنید.        ت) در مصراع آخر چه آرایه ادبی وجود دارد؟


برچسب‌ها: نمونه سوالات
[ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 4:18 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 تحلیل کتاب مهارت های نوشتاری پایه ی هفتم و هشتم:

 


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 7:28 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

الهه اسماعیلی - هفتم- شهید انوری-طرقبه

عنوان تصویر: حکومت سکوت و ویرانی

جزئیات تصویر: آسمانی ابری- خانه ای ویران- مادر و فرزندی در حال ترک محل زندگی

محل درج نگارش اصلی :

مقدمه: به نام خدایی که داده هایش نعمت ، نداده هایش حکمت و گرفته هایش دلیلی برای آزمودن است .

روزها خسته و بی حالند . شبها سرد و کسل . آسمان غمگین است . ابرها خشک و خسیس . آفتاب محبوس است و ماه جلوه ی همیشگی اش را ندارد. دیگر مثل همیشه وقتی روی چشمه منعکس می شود ، مانند نقره نمی درخشد . خورشید دیگر به گل های تنهای خانه ی این دش نمی تابد .

علت حکومت این حالات ، این هوای سخت و نفس گیر ، این طلوع های خسته کننده و این غروب های عذاب آور بر این دشت چیست؟

بندهای بدنه: دشتی که روزی طلوع هایش مشتاقان و غروب هایش عاشقان زیادی داشت . اینجا که روزی هوایی بسیار مطبوع داشت

اینجا که سکوتش با خنده های کودکان شیرین ،زیبا و خنده رو در هم می شکست ، چیست؟

انگار دنیا با همه ی اموال و دارایی اش لب به اعتراف گشوده است . همه حرف از بی تابی و دلتنگی دوری از

" ثمر رخ"  می زنند.

حرف از "ثمر رخ " است کودکی که وقتی صبح ها موقع طلوع از خواب بر می خاست با آن پاهای کوچکش به سمت تپه می دوید و وقتی روی تپه می ایستاد و در خیالاتش به قول خودش ، خورشید را از پشت کوه ها بیرون می کشید ، غروب ها هم به این صورت خورشید را پشت کوه ها می گذاشت.  

اما" ثمر رخ "کجاست ؟چرا دشت یکپارچه به خاطر او در آشفتگی است ؟ بار دیگر همه با آه و افغان از

"ثمر رخ "این گونه می گویند : شب بود ، صدای  جیر جیرک ها بود که نمی گذاشت سکوت بر فضا حاکم شود . ناگهان زمین شروع به لرزش کرد و دختری که تابحال هیچ کس گریه او را ندیده بود با دیدن پدرش که زیر آوار دیگر جان در بدن نداشت با ناله و گریه های خود دشت را از خواب بیدار کرد و از صبح روز بعد و بعد از آن اتفاق نحس ، دشت به همین شکل ساکت و غمگین ماند.

" ثمر رخ " پس از این اتفاق از آن خانه رفت . حالا پس از گذشت پند ماه دوباره برای دیدن خانه قدیمی به آن دشت بازگشته است . حالا دشت سرشار از شادی و سرسبزی شده است. دیگر خبر از آن حال و هوای بد و خسته کننده نیست.

نتیجه: خواست خدا این بود که این دشت دوباره حال و هوای قبلی خود را باز پس بگیرد. و " ثمر رخ " دوباره روی این خاک قدم بگذارد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------

زهرا فعال-هفتم- شهید انوری

عنوان تصویر : قدم به سوی کرانه هایی از حریر خوش بختی

پیام تصویر: پستی و بلندی زندگی

جزئیات تصویر: آسمان پوشیده از ابر – ابرهای غران سیاه که بر هم می خورند و بر حال مادر و فرزند بی پناه می گریند- خانه ی خراب شده- مادر و فرزند در میان تنهایی بیابان- آوارهای خانه- صدای گریه کودک- خورشیدی پنهان در پس ابرها- دیوارهای فرو ریخته- - پنجره های شکسته- درهایی که با نسیمی باز و بسته می شودو صدا می دهد- بوی خاک- ستون های در حال خراب شدن- گرد و غبار خرابی خانه- حس تنهایی- چادر خاکی مادر- دست های لطیف فرزنددر دستان خشک و خاکی مادر- نسیم ملایم که موهای آشفته مادر را از صورتش کنار می زند- افلاک آسمان- حال آشفته ابرها برای مادر و کودک- کفش های پینه دار مادر و پاهای برهنه کودک- حس غم – غم هجرت- صبر وتحمل در سختی ومشکلات زندگی- آسمان پوشیده از ابر های تیره و خانه ای ویران در بیابانی وسیع -

محل درج نگارش اصلی :

مقدمه: پرده سیاهی از غم بر آسمان دلتنگ گسترانده شد. صدای فرو ریختن دیوار خانه های قدیمی در وسط بیابان تنهایی به گوش رسید.

بدنه: صدای ناله های پنجره های شکسته ماتم ، که با نوازش لطیف باد بر هم می خوردند ، به گوش می رسید. درهای باز که در اوج تنهایی بودند و دیگر کسی نبود که آنها را باز و بسته کند. حال درها ماندند و تنهایی و قرچ قرچ کهن سال بودنشان ....

بوی آوارهای فرو ریخته بر زمین پر از غم ، زمینی پر از پستی و بلندی ، زمینی که بر آن سفره ماتم گسترانده شده.

ناودانی شکسته کنار سقف خانه ی ویران ماتم، شکاف های دلتنگی روی دیواری که کوک های باز شده از بند دل خانه ای ویران بودو سقف فرو ریخته ای که خانه را بی سایه ی سر رها کرده بود.

سنگ ها و آوار های پهن شده بر زمین که تپه ای از ماتم را در جلوی خانه  نمودار می کرد.

حال مادر دستان لطیف فرزند گریانش را در دستان خشک و خاکی خود گرفته و از سوی خانه ویران ، قدم به سرنوشتی دیگر بر می دارد که سرش در دست افلاکیان است و بس .

قدم در آن بیابان ماتم و اندوه و در زیر سایه سار ابرهای سیاه و سفره غم هاچه قدر سخت است.

کودکی که هر از گاه سر خود را باز می گرداندو به خانه ویران که روزی در آن عشق و امید همانند رودی خروشان ، جاری بود می نگرد و قطرات اشک همچون الماسهایی گران بها بر گونه های کودکانه اش روان می شود.

کودک آرزو دارد از این سرنوشت  دگر گونه رهایی یابد و به سرنوشتی بالاتر رسد . کلبه ی آرزوهایش استوار و پابرجا شود و همانند این کلبه ویران نگردد.

کودک دلش با خداست و می داند پشت و پناهی دارد که دریایی از معرفت استو حتما او را با کوله باری از غم تنها نخواهد گذاشت.

نتیجه: آری خدا همواره با او خواهد بود و دست لطف و نوازش خود را بر سرش خواهد کشید.

زندگی همین است دیگر. روزی شادی و خوشی و روز دیگر غم و پریشانی و تمامی اش امتحانی بیش نیست . آری زندگی همین است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مهلا مرادی-  پایه هفتم- مدرسه حضرت معصومه- روستای حصار گلستان طرقبه

پیام تصویر: هر کسی خانه ای دارد. کوچک یا بزرگ ، زیبا یا زشت. اما خانه ای که در آن گل آرزویی نباشد و عشق و محبتی موج نزند خانه نیست بلکه خرابه ایست که با نبود مهر و محبت  روزی دیوارهایش فرو خواهد ریخت .

جزئیات تصویر: آسمان تاریک و هوا ابری است . اما خورشید سعی می کند نگاه خود را از زمین نگیرد . آجر ها روی دیوار ، رنگ تیره ی خود را نمایان می کنند.بام خانه خراب شده است و کمی از گچ های روی دیوار همراه آجرها بر زمین ریخته است.

خورشید سایه خانه را روی دوست خود زمین پهن کرده است تا خراب شدن آن خانه را با چشمان خود نبیند و اگر کسی به او بگوید باورش سخت باشد.

صحرا تنهایی خود را با صدای هو هوی باد به پسرک نشان می دهد ، اما زندگی در آن جا برای پسرک و مادرش بسیار طاقت فرساست.

محل درج نگارش اصلی:

به نام خداوند این صحرا      خداوند عشق و خرابه ها

مقدمه: خانه محلی برای بر پا کردن عشق و مادر گلی از درخت آرزوهاست . گل درخت آرزوها را از خانه عشق ، جدا نکنیم .

بدنه : هوا تاریک است . انگار گزارشگر آسمان ،همان ابر را می گویم ، خبر تازه ای را برای بارش باران اعلام

می کند.

آجرهای روی بام از بلندی می ترسند. آنها خود را روی دیوار می کشند تا کم کم به زمین برسند . اما ترس آنها رنگ از روی دیوار می کشد و آجرهای داخل خانه نمایان می شود.

نمی خواهم خاطرات تلخ خود را یاد آور شوم ، اما نگریستن به آن همه را به یادم می آورد.

کمی دورتر قبرستانی است که تنها مرده ی آن پدر من است . پدری که چندین سال نتوانست فرزندش را نتها گذارد اما توانش را از دست داد ، بیماری امانش را برید و به سفری طولانی رفت .

خانه سعی می کرد  تا سایه خود را به ما نزدیک  کند. شاید او هم دوست نداشت مانند من تنها بماند اما باد با ما همراه شد تا تنهایی را حس نکنیم. سایه مادرم همانند گلی پژمرده قسمتی از صورت خشک صحرا را پوشانده بود.

و این صدای مادرم بود  با کفشی پاره که تکه سنگی بی رحم پایش را زخمی کرده بود.

خسته شده بودم . دیگر نمی توانستم راه بروم . مادرم که دوست نداشت زمان از دستش برود مرا روی کولش گرفت و دوباره به راه افتاد .

کوه ها نگاه خود را به آسمان دوخته بودند تا اگر کسی از آنها پرسید چه کسی شاهد خراب شدن خانه بوده است کسی آنها را معرفی نکند و خجالت نکشند.

چاه آبی که پدرم برای کندنش سلامتی اش را از دست داد فرو ریخته بود . انگاری او هم مثل من تنها شده بود و بی پناه.

آری آرزو و عشق خانه ام نبود . مادر و پدرم را می گویم و خانه ام که حالا خرابه ای کوچک بیش نیست .  بایستی از نو بسازمش و دیگر بار با عشق و آرزو یی رنگینش کنم.

هوا تاریک و آسمان تیره است               چشم کودک به دور دست ها خیره مانده است

مادرش خسته است ، پولی ندارد          پسرک تشنه است جونی ندارد

پدرش مرده است گویی                      مادرش زمین خورده است گویی

خانه گشته است چون خرابه ویران         می گردد مادرش با او در بیابان

خورشید پنهان شده است زیر ابرها        آن ها هستند وسط صحرا

پسرک با آرزوی پول و ثروت                  چنین گفت زیر لب با آه و حسرت

خدایا چه کنم گرسنه ام من                ندارم هیچ پولی و آواره ام من

نمی خوام مادرم تو راه بمونه                 نمی خوام بگرده دنبال خونه

خدایا خودت کمک کن به ما           تا نمونیم دیگه توی صحرا

-------------------------------------------------------------------------------------- 

مهدیه خاکشوری – هفتم – شهید انوری طرقبه

عنوان تصویر: ابرها آزادند.

پیام تصویر: کارهای اجباری- درک بسیار- هدف های بزرگ

جزئیات تصویر: ابرهای سیاه که بارانی به همراه دارد- خرابه ای در میان کویر و کوه هایی در دور دست- زمان زیادی صرف می شود تا به یک آبادی رسید- خورشید پشت ابرها پنهان شده است و فقط اشعه های کم نوری دیده می شود- پنجره های قدیمی چوبی و زمینی خشک و بی آب و علف – مادری آشفته حال که از خانه بیرون زده و زنبیلی خالی به دست دارد.

محل درج نگارش اصلی:

به نام خداوند مهر آفرین

مقدمه: ابر ازاد است . زمین آزاد است. ابرها در آسمان بی کران خداوند پرواز می کنند. زمین می لرزد و خانه کوچک ما را بر سرمان آوار می کند.

 بدنه: پدر درون خانه افتاده است و نفس های آخر را می کشد.بغضی سخت راه را بر گلوی کوچکم بسته است . دلم می خواهد داد بزنم. پدر بیچاره ام ساعت ها زیر خروارها خاک مانده بود. چه اتفاق ناگواری!

پدرم که کنار ستونی نشسته بود هم سفر آخرت می شودو حالا ابرها آزادتر از همیشه اند. هر وقت بخواهند می بارند و هر وقت بخواهند غرش می کنند و دل کوچکم را می لرزانند.

حالا دیگر من بزرگ شده ام و سختی های بی شماری را تحمل کرده ام. حدود سه سالگی مادرم را نیز از دست دادم. مادری با چهره ای دلنشین و نورانی و حالاهم پدرم را.

من همه چیز را درک می کنم مادرم با آن لبخندهای از سر اجبار و... دستی بر سرم می کشید و آرامشی می داد .

آن روزها با گالش های گلی شده و سنگ های ریز و درشت زیر پاهایم ، با نگاهی به پشت سر و نگاهی به افق پیش رو و دست در دست مادر می رفتم . نیم نگاهی به مادر داشتم و بیشتر از خودم، نگران مادرم بودم. گالش هایم رانیز با عجله و تابه تا پوشیده بودم.

با خورشید و آسمان حرف می زدم . می ترسیدم روز هم چنان بماند و سپیده هرگز از راه نرسد. که زلزله ای آمد و این گونه شد ......

ای خورشید مهربان پرتوهای گرم خود را از ما مگیر و همچنان بتاب . ای ابرهای تیره و سنگدل نبارید که لباسی بر تن ندارم. غصه های مادرم دو چندا می شود اگر بیمار شوم.

نتیجه: هنوز هم پنجره های چوبی خانه مان را از دوردست ها می بینم و خاطراتی تلخ و شیرین که جزء زندگی من است.

----------------------------------------------------------------------------------------------

پویا محمودیان – حدیدی پور پسرانه- دبیر محترم : جناب آقای بیگمی

عنوان تصویر : کنار گذاشتن جنگ های  داخلی و آباد کردن دنیای کودکان

جزئیات تصویر : در این تصویر آسمان آلوده است . غم و اندوه دراین  شهر متروکه موج می زند. خانه ها ویران شده و نسیم خنکی نمی وزد. بادها پر از گرد و غبار است.

در این تصویر بیشتر از رنگ های خاکی استفاده شده و غبار اندوه را نیز می توان دید.

محل درج نگارش اصلی :

مقدمه: جنگ یکی از رویدادهای باقی مانده از تاریخ گذشته است.من از زبان پسرکی جنگ زده از خاطرات تلخ جنگ می گویم و...

بندهای بدنه: سلام من خالد هستم . پنج سال دارم . یکی از خاطراتم را بشنوید.

هوا آلوده بود . همه جا صدای نارنجک و گلوله می آمد. فکر کنم دوباره جنگ آغاز شده بود . بله جنگ . چه قلبها که شکست و خون ها که ریخت و دل های مادرانی در حسرت از دست دادن فرزندشان شکست و فروریخت.

آن روز که بیدار شدم مادرم را دیدم که به من لبخند معنا داری می زد. گویی غم و اندوه جنگ ، از خانه مان رخت بر بسته بود. در واقع مادرم چهره ای خوشحال داشت.

به بیرون از خانه رفتم . صدای دلپذیر گنجشککان کوچک که با خانواده شان آوای شادی سر می دادند و پرستوهایی که پس از مهاجرت به این شهر برگشته بودند ، آواز دلنشین قناری و آرامشی که بر شهر حکم فرما شده بود ، روحی دوباره به من بخشید.

من اینها را به مادرم گفتم و او رویم را بوسید و ناگاه به یاد شهادت پدرم نیز افتاد و آن وقت جای خالی پدرم را در کنارم حس کردم. مادرم به یاد او گریه کرد و تمام غم هایی را که ماه ها در سینه حبس کرده بود بیرون ریخت . گویی تمام غم هایمان را چال کرده بودیم . سعی کردیم آرامش دوباره بیابیم اما ناگهان سقف کلبه بر سرمان آوار شد. غمی بر روی غم های دیرین ..........

به خواب عمیقی فرو رفتم . ساعتها گذشت و پدرم را در کنارم حس کردم. گویی مرا می دید و در لباسی خونین به من می گفت: خالد پسرم ، همیشه بعد از من مراقب مادرت باش و در هیچ شرایطی او را تنها نگذار .

ناگهان بیدار شدم یا به هوش آمدم و خود را در آغوش مادر یافتم . اشک هایی بر گونه های مادر در جریان بود. گونه هایش را بوسیدم . او مرا از زیر آوار نجات داده بود. دستش را گرفتم و عزم رفتن کردیم.

نتیجه: بیایید دنیایی بدون جنگ را تجربه کنیم تا بچه ها ذهن کوچک خود را با خاطرات شوم آکنده نکنند. بیایید دنیا را برای کودکان محروم از زندگی آباد نماییم.

ممنون از نگاه گرم شما.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

معراج منصوری- هفتم – با اندکی ویرایش

عنوان تصویر:خانه ی خراب و خانه ی امید

پیام تصویر: ناامیدی سودی ندارد- امیدواری اصل مهمی در زندگی است.

جزئیات تصویر: مادر و پسرکی نا امید در حال رفتن- خانه ای نیمه خرابه- دربسته- ستونهایی که استواری را از دست داده......

محل درج نگارش اصلی :

..............نور شوق نیست . ابرهای غرور را می توان دید. اما نمی توان تبسم آسمان را تماشا کرد. پنجره ای باز نیست . تنها خاک است که خاطرات را یادآوری می کند. خانه ای که زمانی شاد بود از به آغوش گرفتن فرزند توسط پدر اینک شادی دیگر نیست.

عشق اما از بین نرفته است، بلکه این آرزو است که نمی داند در کدام دلها جای گیرد.

روزها خورشیدی نبود که شاهد نور عشقی افزون تر از خودش باشد.

اما دیگر نه نوری است و نه ستونی استوار . دل خانه شکسته است . ابری نیست که عشق را بباراند .

پرنده ی دل پسرک در قفس سکوت لانه کرده . صدای به هم خوردن درها عطر خوش عشق را تداعی می کند ولی آرزوهایی شیرین دیگر نیست.

امید پسرک بینوا، هنوز زیر خروارها خاک کمک می خواهد . کمک به او کمک به خود ماست. با کمک به او می توان ستون های زندگیش را استوار کرد و سقف خانه را برپا کرد و به ذکر طلبید.

مادر برگرد که آغوشم تو را می طلبد . نور زندگی فروزان می شود اگر باز کنی چشمانت را . بیا بار دیگر بسازیم کلبه عشق و محبت را. و برپا کنیم در خانه ی هستی امید را.

بنابراین می طلبد در عشق را صدف خانه. نامید نمی گردد کسی که دلی دارد در طلب امید.

دل، آن خانه ی خراب است و امید سازنده ی آن خانه. می سازد و می سازد و چه خوب می سازد. 


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:39 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 کنایه ها را در عبارات و اشعار زیر مشخص کنید.

1- صیادی سنگدل     2- رشته های دام اهریمن گسست                     3- خداوند بخشنده دستگیر  

4- یکی را به سر بر نهد تاج تخت      5- یکی را به خاک اندر آرد ز تخت      6- بزرگان نهاده بزرگی زسر   

7- فرو مانده از کنه ماهیتش     8- پایه های برجش از عاج و بلور       9- هیچ کس را در حضورش راه نیست

10- در غزا بر پهلوانی دست یافت                                      11- سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را  

 12- ناچار گردیده است که در برابر بزرگی این دو سر فرود آورد

13- نگاهی کن که رو آرم به سویت   رهی بنما که جا گیرم به کویت

14- این ، باری است که بر دوش تو نهاده شده است      15- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.

16-چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی             17- برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه    

18- آماده خدمتش به جان باش       19- از گفته او مپیچ سر را

20-در دولت به رخم بگشادی    21- گوهر شکر عطایت سفتن      22- رخش پندار همی راند زدور

23- گفت بر من تیغ تیز افراشتی       24- گفت من تیغ از پی حق می زنم  

25- تیغ را دیدم نهان کردن سزا         26- سر کشی کردن     27- با لب خشک و دل سوخته و دیده ی تر

28- بی غلط تلفظ کردن فلسطین       29- این دریای بزرگ روزگار همیشه در جزر و مد است.

30- که از غفلت نماند در سرم خواب    

واج آرایی ها را مشخص کنید.

1- کریم خطا بخش پوزش پذیر                                  2- گفت : این جا خانه خوب خداست 

3- عادت او نیست خشم و دشمنی                           نام او نور و نشانش روشنی

4- عقل ها حیران شود کز خاک تاریک نژند                   چون برآید این همه گلهای نغز کامکار

5- افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.

6- با مادر خویش مهربان باش    آماده خدمتش به جان باش

7- کای فرازنده این چرخ بلند      وی نوازنده دلهای نژند

8- ایز وطن ای دل مرا ماوا         ای وطن ای تن مرا مسکن

9- مردان نیایش و شمشیرند        10- او خدو انداخت بر روی علی         افتخار هر نبی و هر ولی

11- به خز فروشان می شوم تا خزی خرم   

12- خشک گردید هم از دود دل و دیده دوات     خامه با سوز رقم کرد به دفتر تشنه

13- کشور ما همواره سرزمین سپند فر و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی بوده است.

14- آمد آن شکرگزاریش به گوش                    گفت کای پیر خرف گشته خموش

 مراعات نظیر را در عبارات زیر بیابید.

1- ای وطن ای تو نور و ما همه چشم       ای وطن ای تو جان و ما همه تن

2-بنی آدم و مرغ و مور و مگس               3- خشتی از الماس و خشتی از طلا

4-در غزا بر پهلوانی دست یافت               زود شمشیری برآورد و شتافت

5- ماه برق کوچکی از تاج او                   هر ستاره پولکی از تاج او

6- خانه اش در آسمان ، دور از زمین

7- نیت من در نماز و در دعا                   ترس بود و وحشت از خشم خدا

8- بیفشان از وضو بر رویم آن آب              9- فرش هایش از گلیم و بوریاست

10- خفاش در روز پلک ها را بر سیاهی دیده ها می اندازد.

11- سر به هم آورده دیدم برگ های غنچه را       12- ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد.

13- دشمنی که جز زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی نمی تواند و نمی خواهد دید.

14- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.

15- خلیل آتشین سخن   تبر به دوش بت شکن       خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

16-دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی   

 17- باد خشم و باد شهوت باد آز               برد او را که نبود اهل نماز   

18-با چشم ادب نگر پدر را                         از گفته او مپیچ سر را

19- خشک گردید هم از دود دل و دیده دوات       خامه با سوز رقم کرد به دفتر تشنه

20- اصل این است که در دل تو بغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد 

21- خارکش پیری با دلق درشت          پشته خار همی برد به پشت

22- تاج عزت به سرم بنهادی              23- با لب خشک و دل سوخته و دیده تر  ...............

24-کای فلان چاشت بده یا شامم         نان و آبی که خورم و آشامم

25-همچو ماهی که فتد ز آب برون ، آل نبی   .........................

26- ماه روشنی اش را در سراسر آسمان می پراکند و لکه های سیاهش را برای خود نگه می دارد.

جناس را مشخص کنید.

1- یکی را به سر بر نهد تاج بخت      یکی را به خاک اندر آرد ز تخت

2- پشته خار همی برد به پشت      3- ای هد هد صبا به سبا می فرستمت

4-گفت بر من تیغ تیز افراشتی

تلمیح در ابیات زیر را مشخص کنید.

1- یکی را به سر برنهد تاج بخت    یکی را به خاک اندر آرد ز تخت 

2- گلستان کند آتشی بر خلیل     گروهی بر آتش برد زآب نیل 

3- نام او نور و نشانش روشنی

4- دوستی از من به من نزدیکتر     از رگ گردن به من نزدیکتر

5- زنهار مگو سخن بجز راست       هر چند تو را در آن ضررهاست

6- ای هد هد صبا به سبا می فرستمت

7-خدا چه قدر مهربانی اش را وسعت داد    در دور های کویر طبس     آن اتفاق یادت هست؟

تشخیص و جان بخشی را در هر بیت مشخص کنید.

1- بصر منتهای جمالش نیافت       2- چشم دل باز کن که جان بینی  

3-مثل نوری در دل آیینه است.                .          4- عقل ها حیران شود کز ....................

5- برق از شوق که می خنند بدین سان قاه قاه      ابر از هجر که می گرید بدین سان زار زار

6- ای وطن ای تو نور و ما همه چشم                   ای وطن ای تو جان و ما همه تن

7-قلم با سوز دل واژه تشنه را می نوشت.

8- چهره قدس و رخساره فلسطین ، پرفروغ و تابان و درخشان می شود.

تشبیه ها را مشخص کنید.

1- چهره اش روشن است همانند خورشیدی درخشان و قلبش مانند سیب سرخی سرشار از روشنایی و زندگی است.

2- تامل در آیینه دل کنی .........................

3- مثل قصر پادشاه قصه ها..................                     4- مثل نوری در دل آیینه است.

5-شب برای خفاش چونان چراغی است تا در پرتو تاریکی آن ، روزی خدا را جست و جو کند.

6- ملخ دو پای داس ماننددارد که با آنها اشیا را بر می دارد.

7- محمد فرشته بی پناهی است      نزدیک به تفنگ صیادی سنگدل

8-فرزند ایران و بیشه فرهنگ و ادب و اندیشه را ، شیر شیران هستی.

9-تاج عزت........10- گوهر شکر..............11- رخش پندار......12- به خسی چون تو گرفتار نساخت

13-چونان مشعل ها درخشیدند                             .    14-ای هد هد صبا به سبا می فرستمت 

 15- حیف است طایری چو تو در خاکدان غم  

 16- باد خشم و باد شهوت باد آز        برد او را که نبود اهل نماز

17-روزگار چون باد و ابر ناپایدار و گذراست ، عمر خود را تلف مکن.

18-آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا     غرقه بحر بلا بود در آن بر تشنه

19- همچو ماهی که فتد ز آب برون ، آل نبی    ..........................

20-محمد در آغوش پدرش   چونان پرنده ای بیمناک    آشیان دارد.  از بیم دوزخ آسمان

21- گشت از کلک " فدایی" چو دلش دود بلند.

22-روزگار دریایی است که کشتی زندگانی ما بر روی آن به سوی ساحل مقصود می رود و این دریای بزرگ همیشه در جزر و مد است.

آرایه های تکرار ، را پیدا کنید.

1-زود می گفتند این کار خداست        پرس و جو از کار او کاری خطاست

2- دوستی از من به من نزدیکتر          از رگ گردن به من نزدیکتر

آرایه تضاد را بیابید .

1- خفاش در روشنی روز که همه چیز را می گشاید ، چشمانشان را می بندند و تاریکی شب که هر چیز را به خواب فرو می برد ، چشمان آنها را باز می کند.

2- برق از شوق که می خندد بدین سان قاه قاه       ابر از هجر که می گرید بدین سان زار زار

3-افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.

4- این ها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از این گونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل می شود.

5-عزت از خواری نشناخته ای ؟

6- به حلاوت بخورم زهر که شاهد باقی است        به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست.

7- صبح صادق قدرت کاذب شکست.

8- آل احمد همه عطشان ز بزرگ و کوچک                  نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه

9- تشنه لب کشته شود در لب شط از چه گناه       10- آن که سیراب کند در لب کوثر تشنه

11-این دریای بزرگ همیشه در جزر و مد است.


برچسب‌ها: فارسی هشتم
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:38 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

تعداد جمله های هر یک از ابیات و عبارات زیر را شمارش کنید.

1-       به نام خدایی که جان آفرید      سخن گفتن اندر زبان آفرید

2-      سخن را سر است ای خردمند و بن        میاور سخن در میان سخن

3-      محال است سعدی که راه صفا      توان رفت جز بر پی مصطفی

4-      گفت آری خانه او بی ریاست         فرش هایش از گلیم و بوریاست

5-      نام او نور و نشانش روشنی

6-      افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.

7-      خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن       خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

8-      زنهار مگو سخن بجز راست         هر چند تو را در آن ضررهاست

9-      آمدآن شکر گزاریش به گوش   گفت کای پیر خرف گشته خموش

10-   پیر گفتا که چه عزت زین به        که نی ام بر در تو بالین نه

11-   کای فلان چاشت بده یا شامم        نان و آبی که خورم و آشامم

12-   نام نیکو گر بماند زآدمی        به گزو ماند سرای زر نگار

13-   گفت من تیغ از پی حق می زنم    بنده حقم نه مامور تنم

14-   ای دوستان کوچک ما ، سلام ! برای چیدن زیتون ، مهیا باشید.

15- در لحظه هایی که درختان طیتون بارور می شوند و وطنی زاده می شود در چشم ها و افقی دیگر نمایان ، چهره قدس درخشان و رخساره فلسطین پرفروغ و تابان می شود.

16- ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها     وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها 


برچسب‌ها: فارسی هشتم
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:24 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 

برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:55 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:45 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:43 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:31 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:30 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:24 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 ت


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:20 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:17 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:15 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
همکاران عزیز سلام

امروز پنج شنبه 8 صبح آزمون احساس واژه ها ی آزمایشی، بین دانش آموزان برگزیده ی

طرقبه و شاندیز در محل اداره آموزش و پرورش طرقبه و شاندیز برگزار می گردد. 

( قبلا با بخشنامه و پیامک نیز اطلاع رسانی شده است. )


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 6:30 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
اتباع :  ( از او پیروی کرد -  در پی کسی رفتن» و پیروی کردن  )  لفظی

است مهمل و بی معنی یا فاقد معنی روشن. آن دنبا ل اسم یاصفت می آید

برای تاکید و گسترش معنی آنها یا بیان نوعی مفهوم جنس یا قسم .ممکن

است معنی نیز داشته باشد مثل  شایسته  بایسته .

.از این دو کلمه یکی اصلی است که آن را 'متبوع 'می‌خوانند و دیگری فرعی که 'تابع 'نامیده

می‌شود'

اتباع از این جهت که در لفظ و معنی و مکان تابع کلمه اصلی است بدین اسم

 نامیده شده است و چون معمولا در ترکیب با کلمه،  مهمل و بی معنی

است و یا حداقل معنی روشنی ندارد .آن را تابع مهمل( بیهوده - کلام

بیهوده ) نیز گفته اند .مانند: بغل مغل - رخت و پخت ،یعنی : رخت و و امثال

آن -لباس و چیزهایی ازآن قبیل   .دکتر مکتر ،یعنی صنف دکترها و پزشک ها

-دکترو افرادی از آن صنف و طبقه چون جرّاح و غیره .اتباع گاهی همراه واو

عطف است و گاهی بی همراهی آن .همانند :مرج -پخت-مکتر-توک در

ترکیبات هرج و مرج -رخت و پخت-دکتر مکتر-تک و توک .

گاهی معنی کلمه متبوع نیزکاملا روشن نیست ،مانند شرو ور ،که شاید شر

معنی و عامیانه شعر باشد .اتباع بیشتر اختصاص به تداول عامه دارد و در

ادبیات فولکوریک بیشتر رایج است .گاهی در اتباع بر خلاف معمول ،لفظ بی

معنی دراول می آید مانند بهمان و فلان -چک و چانه -سلمبه و قلمبه-نک و

 نال .

انواع و اشکال اتباع :

  الف ) تبدیل حرف اول کلمه به «م» بدون تغییرات دیگر :

 تارو مار -دکترمکتر -خرده مرده-تازه مازه-کتاب متاب -پول مول - قلم ملم -

بچه مچه - کژ مژ -چاق ماق  جاهل ماهلها .

  اگر کلمه خود با میم آغاز شود اتباع معمولا با «پ»می آید : مرغ پرغ

 -مرد پرد . 

ب) تبدیل حرف اول کلمه به «پ» بدون تغیرات دیگر :  خرت و پرت - چرند و

پرند - ساخت و پاخت - شلوق پلوق - 

ج) تبدیل حرف اول به حروفی از قبیل «ل- و - ب- ت- ف- س »بدون

تغییرات دیگر : آش و لاش - شرو ور - هاج و واج - «حیص و بیص - کار و بار -

اخم و تخم -) ...

د ) تبدیل حرکت اول به u (او): هارت و هورت - خرت و خورت - تک و توک -

 شیفته و شوفته - سیت و سوت - چاپ و چلوپ - چاله چوله -لات و لوت -

 پرت و پلا - قرض و قوله «کج و کوله - پول و پله - چاق و چله - خاک و خل -

 آت آشغال - گاه گدار - فلان و بهمان »

 ازاتباع یکی از انواع اسم مرکب ساخته میشود : چرند و پرند « چیز و میز »


برچسب‌ها: فارسی هفتم
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:53 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

کتاب استفاده از الگوی بدیعه پردازی در درس انشا- محسن الهامی- تهران- سهیل پویش- 1381

از جمله تا پاراگراف- نجفی پازکی- رحیمی نژاد- تهران- نشر رهنما- 1390

ایده خلاق- دوبونو، ادوارد- ترجمه بنفشه آشنا قاسمی – تهران- نشر ایران بال- 1389

چشم ذهن-  سیگل، دانیل جی، ترجمه فروغ دانایی – تهران- نشر ذهن آویز- چاپ دوم 1390

راهنمای روش های نوین تدریس – آقا زاده، محرم- تهران- نشر آییژ- 1391

قدرت خلاقیت در حل مسائل طوفان فکر و سایر تکنیک ها- منوچهر کیانی- نشر مرندیز – چاپ اول – 1388

کتاب نگارش- جلد اول و دوم- حسینی نژاد سید حسین- تهران- نشر لوح زرین- 1389

نوشتن خلاق- ریکو گابریله ، ال ، کمترجم گروه ترجمه کارگاه نوشتن خلاق برلن ، نشر آمه- چاپ دوم – تهران- 1391

و کتاب های دیگر ...................


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:47 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 ادوارددوبونو  خالق این روش خلاقانه است. در این روش می کوشد نشست افراد به دور یکدیگر را به اقدامی ثمر بخش و کارا تبدیل کند.

این روش به افراد گروه می آموزد که به تفکر خود نظم دهند و با روش خلاقانه و با هماهنگی مدبّرانه به تفکر خود نظم ببخشند. این روش برای نقد وبررسی انشا ها و نوشته ها بسیار کارساز است.

رنگ کلاه ها و وظایف آنها:

1-   کلاه آبی: شخصی که این کلاه را بر سر می گذارد با دید کلی و جامع(هدایت کننده ی گروهها) به نوشته می نگرد. ای شخص معمولاً معلم کلاس می باشد.

2-   کلاه سفید: این گروه با دید عینی به نوشته می نگرد. یعنی آیا نوشته به واقعیت نزدیک است؟ یا واقعیت های نوشته چه هستند؟

3-   کلاه قرمز: این گروه به نوشته با دید احساسی می نگرد. یعنی با شنیدن انشا چه احساسی در گروه ایجاد شده یا آیا موضوع بحث شده را احساس کردند؟

4-   کلاه سیاه:ا ین گروه به نوشته با دید منفی می نگرد. یعنی نکات منفی و نقایص نوشته را بیان کرده و نبایدهای گفته شده در نوشته را ذکر می کند.

5-   کلاه زرد: این گروه با دید مثبت به نوشته نگاه می کند. یعنی علاوه بر ذکر نکات مثبت ، نکات تقویت کننده ی نوشته را نیز بیان می کنند.

6-   کلاه سبز:این گروه با دید خلاقانه به نوشته می نگرد.یعنی ایده های موجود در نوشته رابیان کرده و ایده های نویی که این نوشته به دنبال خواهد داشت راذکر می کنند.

مزایای این روش:

1-   رسیدن به زبان مشترک بین افکار

2-   گروهبندی موضوع

3-   جلوگیری از اغتشاش ذهنی

4-   مشارکت همه ی دانش آموزان در نقدو بررسی نوشته ها

5-   رواج  نقدادبی در کلاس و تقویت روحیه ی انتقاد پذیری در دانش آموزان

چگونگی اجرای آن در کلاس

پس از آنکه دانش آموزان گروه بندی شدند معلم با توجه به شناختی که از دانش آموزان خود دارد به هر گروه یک مسئولیتی(یک رنگ کلاه) می دهد. دانش آموزان پس از تهیه ی آن کلاه ها در کلاس انشا حاضر می شوند.

زمانی که دانش آموزی انشا ی خود رامی خواند .افراد گروه با توجه به رنگ و وظایف کلاهی که بر سر دارند مطالب موردنیاز خود را از نوشته یادداشت می کنند .سپس گروهها به ترتیب  و باهدایت معلم خود که کلاه آبی بر سر دارد نظرات خود را بیان می کنند و معلم نتایج نقد وبررسی رادر دفتر دانش آموز می نویسد وبا توجه به نتایج ارزیابی نوشته نمره می دهد


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:37 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

طرح درس 8

کتاب مهارت های نوشتاری هشتم – نام درس: افکار و گفتارمان را بنویسیم.

معصومه هاشمی زاده-  مدرسه شهید انوری- زمان: سه جلسه کامل

جمله اردیبهشت ماه

نوشتن ، پیش درآمدهایی مثل دیدن ، خواندن ، اندیشیدن و.... دارد، یعنی هنگامی که می خواهیم بنویسیم باید پله های اولیه را درست بپیماییم. نوشته در حقیقت ، محصول گام پیشین است.

اهداف درس:

1- آشنایی با کاربردهای زبان معیار

2- آشنایی با کاربردهای زبان گفتاری

3-تقویت توانایی زبان گفتار به زبان معیار

4- تقویت علاقه و نگرش مثبت به باز نویسی

  5-آشنایی با اصول و قواعد نگارشی

6- تقویت توانایی ارزیابیو تحلیل

7-  تقویت علاقه و نگرش مثبت به خوانش مثبت به خوانش صحیح نیایش

روش تدریس:

1-روش بحث گروهی

2- الگوی بارش مغزی

3- پرسش و پاسخ

4- خوشه سازی

تشکیل گروه:

ابتدا معلم دانش آموزان را به گروه های نا همگن تسیم می کند .

1- آمادگی فردی فراگیران : معلم متنی را که در کتاب به عنوان نمونه مطرح شده ، روی تخته هوشمند به نمایش در می آورد یا نسخه ای از آن را روی یک برگه می نویسد و در اختیار هر یک از دانش آموزان می گذارد ( برای این که در این مرحله دانش آموزان به کتاب مراجعه نکنند.) معلم در ابتدای کلاس توضیحاتی درباره بخش آغازین درس ( دو بند اول) می دهد.سپس متن را در اختیار دانش آموزان می گذارد و از آنان می خواهد هر یک به صورت مستقل متن رابخوانند.سپس برگه سوالات را در اختیار آنان می گذارد. سوالات به گونه ای طرح شده که میزان تشخیص واژگان گفتاری و انتخاب واژه ی معیار جایگزین ، به وسیله آن سنجیده می شود و سپس زمان پاسخگویی مشخص می شود.پس از اتمام پاسخگویی انفرادی معلم از فراگیران می خواهد که پاسخ نامه های انفرادی را موقتا کنار بگذارند.

2- کار گروهی: در این مرحله نیز معلم همان سوالات را به هر یک از تیم ها تحویل می دهد ( در این مرحله مراجعه به متن کتاب مجاز نیست) دانش آموزان می توانند با یکدیگر تبادل نظر کنند و پس از توافق اعضا و قانع کردن یکدیگر به سوالات پاسخ دهند و برای این مرحله نیز زمان پاسخگویی در نطر گرفته می شود.

3- نمره گذاری پاسخ های فردی و گروهی : وقتی زمان بحث و گفت و گو در گروه ها به پایان رسید ، معلم کلید ( متن اولیه که در آن شکل معیار واژگان گفتاری مشخص شده است ) را بین گروه ها پخش می کند و از دانش آموزان می خواهد که ابتدا پاسخ های فردی خود را نمره گذاری کنند و سپس پاسخ نامه گروهی خود را نمره گذاری کنند.

-  جدول نمره گذاری و محاسبه موثر بودن یادگیری

- هر دانش آموز نمره فردی و نمره گروهی خود را محاسبه می کند و با مقایسه این دو نمره میزان کارایی و اثر بخشی گروه مشخص می شود.  

هدف از درست نویسی این بخش:

به کار بردن فعل مجهول برای جمله هایی که نهاد آنها در جمله ذکر شده ، نارواست . مثال: این سخن توسط استاد گفته شد. که شکل درست آن این گونه است: استاد این سخن را گفت.

جمله های زیر را درست کنید.

- کتاب های ارزشمند گلستان و بوستان ، توسط سعدی نوشته شد.

-  این تمرین توسط دانش آموزان علاقه مند به نگارش پاسخ داده می شود.

هدف از فعالیت نگارشی 2:

تولید نوشتاری و تغییر نوشته از حالت گفتاری به زبان نوشتاری و فارسی معیار .

هدف از فعالیت نگارشی 3

1- بخش اول داوری و نقد و تحلیل نوشته ها ست که در این جلسه به شکل کار گروهی انجام می شود.

2- حکایت نگاری نتایجی دارد از این قبیل: ساده کردن متون کهن – تمرین مناسب و موثر برای تقویت جرئت در نوشتن – آشنایی با عناصر روایت ( شخص- زاویه دید- زمان- مکان- محتواو....)- حفظ درون مایه و محتوای متون کهن و آشنایی با آنها- برقراری پیوندبین فرهنگ و زبان دیرین خود و فرهنگ و زبان امروزی – پروراندن مطلب به کمک توصیف صحنه ها و حالات و چهره ها- تجسم بخشیدن به رویدادها- انتقال مفاهیم والا و ارزشمند به نسل امروز

 


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:34 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 معصومه هاشمی زاده - مدرسه شهید انوری طرقبه- زمان: سه جلسه کامل 

طرح درس 7

دگر گونه ببینیم و گونه گون بنویسیم

جمله فروردین ماه:

همه پدیده ها ابعاد و اضلاعی دارند . هنر ما این است که بتوانیم با نگرشی منشوروار ، پدیده ها را ببینیم و جنبه ها و گم گوشه های کتفاوت آنها را بشناسیم و توصیف کنیم.

اهداف درس:

 

1- شناخت بیشتر با سازماندهی ذهنی برای نوشتن یک اثر

2- شناخت بیشتر ، مسیر حرکت ، مراحل نوشتن و چارچوب نوشته

3- شناخت بیشتر بند مقدمه ، بند نتیجه و بندهای بدنه

4- تقویت توانایی طبقه بندی ذهن و نوشته

5- تقویت علاقه و نگرش مثبت به کاربرد مهارت های نوشتن

6- شناخت بیشتر ساختار یک نوشته

7- شناخت بیشتر اصول و قواعد نگارشی

8- تقویت توانایی ارزیابی و تحلیل

تدریس درس :

در درس هفتم ، پیدا کردن شناخت بیشتر نسبت به یک پدیده و موضوع ، از دیدگاه ها و دریچه های مختلف به عنوان یکی دیگر از راه های توانمند سازی ذهن و زبان مطرح می شود. برای پیدا کردن شناخت کافی نسبت به یک موضوع ، نگاه دقیق کافی نیست ، بلکه تخیل نیز لازم است و هم چنین باید بتوانیم اطلاعاتی را که حواسمان به ما می دهد با دیدگاه دیگران هماهنگ کنیم.

" مارک تواین" در یکی از شاهکارهای ادبی اش خود را به جای پسر جوان و بی سوادی به نام هاکلبری فین گذاشت تا از دریچه دید او به جهان نگاه کند . در یکی از صحنه های داستان ، هاک ناگهان پدرش را که از او می ترسد و یک سالی است که او را ندیده است ، از نزدیک می بیند . هاک پدرش را این گونه وصف می کند:

".....حداکثر پنجاه سال داشت و در همین حدود هم به نظر می رسید . موهایش بلند و ژولیده و چرب بود و روی صورتش ریخته بود و می توانستی چشم های براقش را از پشت موهایش ببینی . مثل این که پشت تاک است . کاملا سیاه بود ، جو گندمی نبود . صورتش رنگ نداشت . آن قسمتی از صورتش که دیده می شد ، سفید بود به سفیدی شکم ماهی . کلاهش روی زمین بود . برآمدگی کهنه و سیاهی بود که رویش فرو رفته بود ، مثل درپوش ....( ماجراهای هاکلبری فین)

تمرین سر کلاسی:

1- فرض کنید کودک هفت ساله ای هستید با قد حدود یک متر . به اتاقی که اکنون در آن هستید ، نگاه کنید . هر چه می بینید بنویسید.

2- فرض کنید معماری هستید با چهل سال سن و از شما می خواهند که مدل همان اتاق را تغییر دهید . به اطراف نگاه کنید و باز هم بنویسید که چه چیزهایی را دیده اید.

روش های تدریس

1- روش ارزیابی عملکرد 2- الگوی بارش مغزی 3- شیوه فهرست خصوصیات 4- اسکمپر5- روش پرسش و پاسخ

مراحل اجرای روش پرسش  پاسخ:

 مرحله اول-  بیان و شرح هدف: در این مرحله ، معلم هدف درس را برای درک بیشتر و بهتر دانش آموزان شرح می دهد . شرح و بیان هدف باید با استفاده از واژه های ساده باشد و گفته ها باید به قدری روشنگر باشد که تفسیر ذهنی دانش آموزان سبب انحراف فکری آنان نشود.

هدف این درس توانمند سازی ذهن و زبان از طریق شناخت بیشتر یک موضوع و درک جنبه های مختلف آن است.

مرحله دوم-  پرسش و پاسخ :در این مرحله معلم تلاش می کند با پرسش های پیگیر ، دانش آموزان را وادار کند تا پاسخ های مناسبی را ارائه دهند. همه پرسش ها نباید از جانب معلم باشد ، بلکه باید دانش آموزان را هم به سوال کردن ترغیب کند . معلم نباید به سادگی به پرسش های دانش آموزان پاسخ دهد و خود نیز پرسش های ساده و پیش پا افتاده مطرح نکند و پاسخ های ناقص به دانش آموزان ندهد.

معلم روی تابلوی کلاس واژه "گل" را می نویسد و از آنان می خواهد از زوایای مختلفی به گل نگاه کنند. معلم با کمک دانش آموزان پرسش هایی را مطرح می کند. به عنوان نمونه:

-  گل چه فایده هایی دارد

- شغل چه کسانی با گل در ارتباط است؟

-  در چه مناسبت هایی از گل استفاده می شو

-  آیا رنگ گل در هدیه دادن مهم است؟

- گل چه فایده های درمانی دارد ؟

با طرح این پرسش ها که توسط معلم و دانش آموزان مطرح می شود ، هر یک از دانش آموزان می توانند با بهره گیری از این سوال ها و نگاهی مختلف به موضوع گل ، نوشته خود را آغاز کنند.

مرحله سوم- نتیجه گیری: معلم در این مرحله به جمع بندی و مستحکم سازی آموخته های دانش آموزان می پردازد. این جمع بندی به سازماندهی پایانی موسوم است. یعنی فعالیت ذهنی گوناگون ایجاد شده باید به نتیجه ای ختم شود. در این مرحله هم معلم باید از پرسش و پاسخ کمک بگیرد. او با طرح پرسش هایی از دانش آموزان می خواهد فرایند طی شده در جریان تدریس را شرح دهند. ( درک جنبه های مختلف یک موضوع یا پدیده با طرح سوال های مختلف درباره آن)

فعالیت نگارشی 1

هدف از این سوال ، تواناییتشخیص نگاه متفاوت پدر و پسر به زندگی است. از آن جهت که هر کدام در جایگاه خاصی قرار دارند، نگاهشان به زندگی متفاوت است.

درست نویسی این بخش :

هر گاه یکی از حرف های " ب،م،ن" بر سر فعل های همزه دار در آید ، همزه در نوشتن به "ی" تبدیل می شود. مانند : ب+ انداخت= بانداخت= بینداخت

                م+ انداز= مانداز= مینداز

                ن+ اندوز= ناندوز= نیندوز

نکته: هر گاه فعل با اٍ  یا  ای  آغاز شود ، این حروف پیوسته نوشته می شوند: ایستاد= بایستاد

جمله های زیر را ویرایش کنید.

-  با تلاش فراوان می توانستند ، علوم بسیاری باندوزند.

-  هرگز فرصت امروزت را به فردا مافکن.

فعالیت های نگارشی 2 :

هدف تولید نوشتاری است که برای ایجاد تنوع و خلاقیت بیشتر در انجام این فعالیت می توان از شیوه " فهرست خصوصیات" استفاده کرد.

شیوه فهرست خصوصیات: به نمونه زیر توجه کنید:

موضوعی را که می خواهیم در آن از ایده های خلاقانه استفاده کنیم ، در نظر می گیریم . مثلا فرض کنید ، می خواهیم در نوع ساخت و کارکرد کفش تغییراتی ایجاد کنیم که جدید و خلاقانه باشند.

اکنون پدیده دلخواه دیگری را در نظر می گیریم ، شاید بهتر باشد از طبیعت کمک بگیریم . با دقت در طبیعت می توان به نمونه های خلاق زیادی دسترسی پیدا کرد. ( یکی دیگر از مزایای توجه به طبیعت ، این است که سعی خوهیم کرد از طرح هایی که به آن آسیب می زنند ، صرف نظر کنیم و در عوض سعی کنیم زرح هایمان منطبق با روح طبیعت باشند. به عنوان مثال رودخانه را در نطر می گیریم . در این مرحله تمام خصوصیات ، صفات و ویژگی های کلمه انتخاب شده ( رودخانه ) را در فهرستی می نویسیم . هر چه تعداد کلمات بیشتر باشد ، بهتر است.

آب- یخ- سنگ- پیچ و خم- قایق- پشمه- ماهی- عمق- عرض و طول- خاانه- آلودگی

دوباره به فهرست تهیه شده ، مراجعه می کنیم . سعی می کنیم هر یک از این کلمات را به موضوع اصلی " کفش" ربط دهیم . در ادامه ، چند مثال آورده ایم.

آب: تولید کفشی که ضد آب باشد. یا کفشی که مخصوص راه رفتن در رودخانه باشد.

یخ: کفشی که در تابستان ، پا را خنک کند ، ولی در زمستان گرما تولید کند.

سنگ: کفشی که مثل سنگ سخت و محکم باشد ( مخصوص کارگران ساختمان ها و کارخانجات )

پیچ و خم: کفشی که برای بستن آن نیازی به خم شدن نباشد یا کفشی که قابلیت خم شدن داشته باشد. ( مخصوص مکان ها و مهمانی هایی که جا برای کفش های زیاد وجود ندارد. )

قایق: کفشی که بتوان به آن پارو وصل کرد و در قایق به جای پاروی دستی ، از آن استفاده کرد. یا کفشی که به نوک آن قلاب ماهیگیری وصل شود . در این صورت در قایق نیازی به قلاب ماهیگیری نداریم.

چشمه: کفشی که چراغ قوه داشته باشد و در تاریکی جلوی پا را روشن کند. ( در این صورت می توانیم جلوی چشم خود را ببینیم.)

عرض و طول: کفشی که اندازه آن قابل تغییر باشد ، به خصوص برای کودکان که سریع رشد می کنند.

آلودگی : کفشی که مخصوص تمیز کردن زمین باشد . مثلا با راه رفتن روی فرش یا در حیاط ، ذرات به آن بچسبند. در این صورت نیازی به جارو کردن و حرکت دادن دست ها یا خم شدن نیست.

فن " فهرست خصوصیات" را " رابرت کرافورد " مطرح کرده است. در این فن به جای این که موضوع به شکل کلی بررسی شود ، آن را به اجزای کوچک و کوچک تر تقسیم می کنندو هر قسمت به طور مستقل بررسی می شود. در این روش ، فهرستی از صفات و ویژگی های مختلف موضوع تهیه می گردد. سپس بر هر خصوصیت تمرکز کرده ، راه هایی را که بتوان آن خصوصیت را اصلاح کرد یا تغییر داد یا آنئ را بهبود بخشید ، جست و جو می شود. در فرایند این تمرکزها و تامل ها  اندیشه های جدیدی به ذهن خطور می کند.

هم چنین برای انجام فعالیت شماره 2 این درس می توان از شیوه اسکمپر استفاده کرد.

شیوه ی اسکمپر:

یکی از شیوه های اساسی و مهم در خلاقیت و ایده سازی جست و جوی کاربردهای دیگر است . تفکر و سعی برای یافتن کاربردهای تازه درباره موضوع ، تصور فرد را برای انعطاف و شکستن قالب های ذهنی و دیدن موضوع از زوایای مختلف تحریک می کند.

کاربرد اصلی این شیوه بر پایه ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این شیوه قدرت تصور است تا آن را در جهات و ابعاد مختلف و ضروری به حرکت در آورد. این تحریک به وسیله تعدادی سوال ایده برانگیز صورت می گیرد که شخص درباره مسئله مورد نظرش برای خودش مطرح می کند و در نهایت با افزایش ایده ها ، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقا می یابد.

این روش از هفت بخش تشکیل شده است . در تدریس می توان تنها از یک یا چند مرحله از این شیوه استفاده کرد. به عنوان نمونه در این درس می توانیم از بخش " کاربردهای دیگر" استفاده کنیم.

این بخش ها به ترتیب زیر است:

جایگزینی – ترکیب- سازگارکردن- بزرگ سازی- کاربردهای مختلف ( کاربردهای دیگر) – حذف یا کوچک کردن- معکوس کردن

برای نوشتن درباره یک موضوع باید از دیدگاه ها و دریچه های مختلف به آن نگاه کنیم و جنبه ها و کارکردها ی گوناگون یک پدیده را در نظر بگیریم. برای نوشتن درباره کفش به جنبه های مختلف آن توجه می کنیم. یکی از این موارد کاربردهای دیگر است. برای نوشتن کاربردهای دیگر می توانیم از روش اسکمپر استفاده کنیم.

کاربردهای دیگر کفش= گلدان- مدل نقاشی- آبپاش با کفش نوک سوراخ- مانعی برای جلوگیری از بسته شدن در – جعبه ابزار برای لوازم کوچک- کشتن حیوانات موذی- ظرف غذای حیوانات- خانه حیوانات کوچک-

کاربردهای دیگر گل= هدیه- تزئین خانه- جلوگیری از فرسایش خاک- تولید عسل- بافت سبدهای مخصوص- عرقیات مانند گلاب – بهار نارنجو... تولید رنگ- مربا- تهیه ادویه- گل خشک برای تزئین و .....

کاربردهای دیگر لوح فشرده = کشیدن دایره- استفاده به جای آینه- چرخ اسباب بازی – آویزان کردن در اتومبیل – مشاهده طیف رنگ ها- زیر دستی و پیش دستی – بشقاب پرنده- شکستن آن و بررسی نحوه شکست مواد و...

سوال های کمکی: در چه موارد دیگری می توان آن را استفاده کرد؟ آیا کسان دیگری غیر از کسانی که این اندیشه ، منظور آنها بوده ، می توانند از آن استفاده کنند. چگونه یک کودک یا یک شخص بزرگ تر می تواند از این استفاده کند؟ آیا راه های جدیدی برای به کار بستن آن به صورت فعلی وجود دارد؟ آیا اگر آن را بهبود دهیم ، کاربردهای احتمالی دیگری برای آن وجود خواهد داشت؟ اگر من چیزی درباره آن می دانستم ، آیا می توانستم هدف این ایده را دریابم؟

فعالیت نگارشی 3

هدف داوری و نقد و تحلیل نوشته هاست.

تصویر نویسی :

بسیاری از نویسندگان تاثیر برگرفته از نقاشی ها را به شکل شعر ، داستان کوتاه و رمان در آورده اند. چگونگی و دامنه خوانش تصویر به گستره ذهن و میزان توانایی های خلاقیت زبانی و فکری افراد بستگی دارد. کسی ممکن است در بازخوانی برونه تصویر بماند و از لایه ها و ژرفای آن چیزی در نیابد ، ولی دیگری از برونه و چوسته آشکار تصویر در می گذرد و لایه های ناپیدا و اعماق تصویر را هم می بیند، می کاود و آن را گزارش می کند. بنابر این ، دایره دید اشخاص از تصویر به اندازه وسعت و عمق نگاه آنها خواهد بود.


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:30 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

طرح درس 6

کتاب مهارت های نوشتاری – معصومه هاشمی زاده – مدرسه شهید انوری طرقبه –

استان خراسان رضوی

اهداف درس

1-      آشنایی با شیوه جانشین سازی

2-      تقویت توانایی بیان عواطف و احساسات

3-      تقویت علاقه و نگرش مثبت به قضاوت و ارزیابی

4-      تقویت مهارت باز آفرینی مثل ها

5-      آشنایی با اصول و قواعد نگارشی

6-      تقویت توانایی ارزیابی و تحلیل

توضیحات تکمیلی معلم:

1-      روش جانشین سازی به عنوان روشی کاربردی و ساده ، جهت نوشتن و تقویت تفکر است.

برای یافتن ایده های بیشتر می توان از خود سوال هایی از این نوع مطرح کرد:

چه چیزی را می توانیم جانشین این کنیم ؟  و یا به جای این چه چیز دیگری را می توانیم جانشین کنیم؟

جست و جو برای جایگزینه ها یک روش سعی و خطاست که همه ما می توانیم در زندگی روزمره خود آن را به کار ببریم. تغییر این به جای آن به اشیا محدود نمی شود، بلکه با این نوع سوالات می توان مکان ها ، اشخاص ، عواطف و حتی ایده ها را انتقال و جایگزین کرد. بسیاری از اندیشه های ارزشمند جدید از طریق جست و جو برای یافتن جانشینی برای چیز دیگری به دست آمده است. جانشینی تا آنجا پیش می رود که می توان یک چیز را با هیچ و سپس هیچ را جانشین چیز دیگری کرد.

از آنجا که در روش بدیعه پردازی می توان از مراحل جانشین سازی (قیاس) به خوبی استفاده کرد ، این روش مناسب ترین شیوه برای آموزش درس ششم است.

2-      مثل نویسی و دخل و تصرف در محتوا و مفهوم و تبدیل موضوع به اثری جدید و مستقل .

3-      داوری و نقد و تحلیل نوشته ها به صورت فردی .

روش های تدریس:

1-      روش بحث گروهی

2-      روش جانشین سازی

3-      تکنیک چی می شود اگر...........

4-      روش بدیعه پردازی

روش بدیعه پردازی :

هدف اصلی بدیعه پردازی ، کمک به افراد برای شکستن زمینه های ذهنی قبلی و پیدا کردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به یک موضوع است.

مراحل اجرای الگو: مراحل نوشتن موضوع "کتاب" که در متن درس آمده است، با استفاده از روش بدیعه پردازی ، به شرح زیر عمل می کنیم :

1-      توصیف شرایط موجود : در این مرحله ، موضوع مورد نظر از سوی دانش آموزان و معلم تشریح و توصیف می شود . به جهت اطمینان از این که دانش آموزان موضوع را به خوبی درک کرده اند ، آنها با جمله هایی ساده کتاب را توصیف می کنند.

کتاب اسم دارد- کتاب پوششی دارد که به آن جلد می گویند- جلد کتاب چرمی ، کاغذی یا مقوایی است- کتاب از صفحاتی درست شده است – کتاب ،صاحب اثر یا نویسنده دارد- در کتاب ها قصه ، داستان ، حکایت ، اطلاعات جالب و دانستنی های مختلف وجود دارد- کتاب ها بر اساس اهمیتشان یک یا چند بار چاپ می شوند- کتاب ها سال انتشار دارند- کتاب ها قیمت دارند- کتاب ها در کتابخانه نگهداری می شوند- برخی از کتاب ها الکترونیکی هستندو......

2-      قیاس مستقیم: در این مرحله دانش آموزان ، موارد نا آشنا را آشنا می کنند و مفهوم مورد نظر را به مفاهیم دیگر مانند می کنند. این نوع قیاس ممکن است به صورت همانند سازی با یک شخص ، گیاه ، حیوان یا موجود بی جان صورت می گیرد. معلم قیاس ها را روی تخته می نویسد.   

کتاب ها مثل انسان جان دارند- کتاب ها هم مانند مروارید داخل پوششی قرار دارند- کتاب ها مانند حیوانات پوشش متفاوتی دارند- کتاب ها همچون شکوفه ها و گل ها از برگ هایی درست شده اند- کتاب ها مانند خانه ها صاحب دارند- کتاب ها مانند ساختمان ها از بخش های مختلفی درست شده اند- کتاب ها مانند ماشین ها هر روز بیشتر و متنوع تر می شوند – کتاب ها مثل انسان ها سال تولد دارند- برخی از کتاب های خوب در تنهایی و ناشناسی می پوسند- بعضی از کتاب ها همچون برخی از انسان ها در کتابخانه زندانی می شوند- بسیاری از کتاب ها اندیشه های بزرگی در خود دارند-

پس از آن که فهرستی از قیاس های مستقیم آماده شد، انتخابی از بهترین قیاس مستقیم ، صورت می گیرد.

3-      قیاس شخصی : در مرحله قیاس شخصی ، فراگیرندگان بین خود و مفهوم انتخاب شده ، هم سویی و هم دلی ایجاد می کنند و احساسات و تمایلات و انگیزه های خود را بیان می دارند. برای بیان شخصی ، احساس نزدیکی و یکی شدن با مفهوم ، بسیار ارزشمند است. معلم به دانش آموزان می گوید: اکنون خود را به جای کتاب بگذارید و از زبان کتاب احساسات خود را بیان کنید .

از این که برای چندمین بار متولد می شوم ، خوشحالم – انسان ها به لباس من بیشتر از خودم اهمیت می دهند- از دوستی با انسان ها لذت می برم- از تنهایی و زندانی شدن در کتابخانه دلم می گیرد- از این که انسان ها مرا کنار بگذارندو فقط به کتاب های الکترونیکی توجه کنند ، حسادت می کنم.

4-      تعارض فشرده : در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد بر اساس توصیف های ارائه شده در قیاس شخصی ، مفاهیم متضاد ارائه کنند و سپس از میان این قیاس ها بهترین ها را انتخاب کنند.

معلم از دانش آموزان می خواهد دو عبارت را که با هم در تضادند ، انتخاب کنند. مانند: آرام پر هیاهو- بزرگ اندیش کوچک- تنهای پر دوست- ناشناس شناخته شده- خفته ی بیدارو....

5-      توصیف خلاق: در این مرحله دانش آموزان از قیاس های برگزیده خود و دوستانشان استفاده می کنند و موضوع " کتاب " را دوباره توصیف می کنند . دانش آموزان می توانند موضوع انشا را به صورت خلاق ( داستان ، تصویرو...) بیان کنند.

6-      در بخشی از درس ششم برای فرصت سازی فکر و اندیشه ، راه جدیدی ارائه می شود. گاهی با آوردن "اگر" شیوه نگریستن به موضوع را تغییر می دهیم و مسیرهای گوناگونی را فرا روی دانش آموزان قرار می دهیم . این روش به نگرش چند بعدی دانش آموزان کمک می کند . دانش آموزان می توانند فعالیت شماره 2 این درس را با بهره گیری از این شیوه انجام دهند.

"تکنیک چی می شود اگر....." این تکنیک یک ابزار خوب برای رها کردن ذهن است تا آنان لحظاتی از واقعیت ها جدا شوند . به نمونه زیر توجه کنید:

" چی می شد اگر اتومبیل ها متعلق به همه بودند." یا چی می شد اگر همه بتوانند افکار دیگران را بخوانند ؟ - چی می شد اگر قد همه مردم یکسان بود؟ چی می شد اگر بنزین از طریق رشد درختان به دست می آمد؟ و....

 

درست نویسی

ص69

هدف از این بخش آشنایی با کاربرد برخی کلمات جمع است که به اشتباه دوباره جمع بسته می شود. مانند: امورات – مراسمات - آثارها- اخبارها- ارکان ها – جواهرات-

عملیات ها و....

فعالیت نگارشی 2

هدف تولید نوشتاری است که با استفاده از شیوه جانشین سازی نوشته ی خود را کامل می کنند.

جمله اسفند ماه :

نوشته ای بر ذهن خوانندهخ ، تاثیر گذار خواهد بود که بتواند خواننده را با خود همراه کند و او را با خود به دنیای معانی و فریبای متن ببرد .

جانشین سازی ، اگر درست به کار گرفته شود ، خواننده را در کشاکش رویدادهای متن قرار می دهد و هم حسی ، هم خویی و هم ذات پنداری در پی آن ، پدیدار می شود.


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 6:24 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

طرح درس 5

معصومه هاشمی زاوه- مدرسه شهید انوری طرقبه - کتاب مهارت های نوشتاری – زمان : سه جلسه کامل

اهداف درس:

1- آشنایی با شیوه سنجیدن و مقایسه برای شناخت بهتر پدیده ها

2- آشنایی با روش مقایسه به عنوان راهی برای گسترش فکر

3- تقویت توجه به جنبه های گوناگون یک پدیده و پرهیز از تفکر تک بعدی

4- تقویت توانایی تشخیص شباهت ها و تفاوت های دو پدیده

5- تقویت مهارت نوشتن با بهره گیری از روش بازنویسی حکایت و تقویت توانایی گسترش حکایات به زبان ساده امروزی

6- تقویت علاقه و نگرش مثبت به بهره گیری از اصول و قواعد نگارشی

7- تقویت توانایی ارزیابی و تحلیل

توضیحات تکمیلی  معلم:

1-این درس ، شیوه ی مقایسه و سنجش پدیده ها با یکدیگر را به عنوان یکی دیگر از راه های پرورش ذهن و آمادگی برای نوشتن مطرح می کند.

شیوه سنجیدن پدیده ها و مقایسه آنها موجب می شود ، دانش آموزان از تفکر یک بعدی و خطی به سمت تفکر چند بعدی و همه جانبه حرکت کنند. از قضاوت یک سویه بپرهیزند و در داوری هایشان به جوانب مختلف توجه کنند. این مسئله به تقویت تخیل آنان نیز کمک می کند.

2- در فعالیت نگارشی یک ، تنها بند " پ" بر اساس شیوه مقایسه نوشته شده است.

3- در قسمت درست نویسی( صفحه 61 )واژه هایی که به "ه" بیان حرکت ختم می شوند ، در صورتی که با "ان" جمع بسته شوند ، یا "ی" مصدری بگیرند ، "ه" را از دست می دهند و با " گان" جمع بسته می شوند و با " گی" حالت مصدری یا نسبت پیدا می کنند و پیوسته نوشته می شوند:

( تشنگان- شنوندگان- نخبگان- دیدگان- جامگان و...)این قاعده شامل "ه" ملفوظ نمی شود . واژه هایی که به "ه" ملفوظ ختم می شوند ، به جزء دوم خود می پیوندند:

روباه= روباهان         شاه= شاهان   ده= دهگان و....

4- در قسمت فعالیت نگارشی 2 ص 59هدف تولید نوشتاری است . دانش آموزان به دلخواه یکی از موضوعات را انتخاب می کنند و با استفاده از شیوه مقایسه نوشته خود را کامل می کنند.

5- هدف از فعالیت نگارشی 3 ، داوری و نقد وتحلیل نوشته هاست که در این جلسه به شکل کار گروهی انجام می شود.

6- در بازنویسی حکایات ، دانش آموزان باید: الف) پیام های اصیل و ارزشمند را حفظ کنند .

ب)اصول کلی نگارش زبان و اصول مهم ساده نویسی را رعایت کنند .
پ) محتوا و پیام اثر را به درستی درک کرده باشند تا بتوانند جانی تازه به آثار کهن ببخشند.

ت)در نقل محتوا و پیام ، امانت را رعایت کنند.

ث)شایسته است بازنویسی متون را از میان آثار ارزشمند انتخاب کنیم . ادبیات کهن منابع بسیار مهم و جذابی برای باز نویسی به شمار می روند. مانند : داستان های دل انگیز در ادب فارسی ، دکتر زهرا خانلری ---- فیل در خانه تاریک ، بازنویسی یکی از داستان های مثنوی ، ناصر ایرانی --- قصه های خوب برای بچه های خوب ، مهدی آذر یزدی .

نمونه بهره گیری از مقایسه در نوشتن یک متن:

مقایسه انسان و نخل:

در لغت نامه دهخدا ، در توضیح نخل آمده است " ..... شجره مبارکه است . به آدمی نیک مانند است. به طول و راستی قد . درخت خرما  از روزگاران بسیار دور مورد توجه و احترام بوده است. رشد و نمو این درخت در مناطق گرمسیر بسیار مناسب است. بنابر این در این مناطق انس و الفت انسان با نخل بیش از مناطق سردسیر است. ....."

نخل درخت مقدسی است . وقتی درخت نخلی قطع می شود ، گویی انسانی به قتل رسیده  و این به دلیل شباهت بسیار نزدیک و جالبی است که این درخت به انسان دارد. درخت نخل در 16 سالگی ثمر می دهدو در پیری ، دندان نخل که " توختک " نامیده می شود ، می ریزد. اگر هنگام جابجایی سر نخل صدمه ببیند، خشک می شود ، چون در سر نخل ماده ای وجود دارد که همانند مغز آدمی است.

خواجه نصیر الدین طوسی نیز در کتاب اخلاق ناصری گفته است: " اگر آب از سر نخل بگذرد می میرد . سر هر درختی را که قطع کنند ، بیشتر شاخه و برگ می زند ، الا نخل را که اگر سر این درخت را قطع کنند ، می میرند." اگر چوب نخل را بسوزانید ، هیچ زغال ندارد همچون آدمی . عمر درخت نخل تا صد و گاهی تا صد و بیست نیز می رسد  و واحد شمارش درخت نخل مانند انسان نفر است.

روش های تدریس:

1- روش ارزیابی عملکرد

2- روش ارتباط اجباری

3- روش فهرست خصوصیات

4- الگوی بارش مغزی

اما یکی از مناسب ترین روش ها استفاده از روش بارش فکری است.

الگوی بارش فکری:

 

 

 

 

 

 

 

1- متن درس در کلاس خوانده می شود ، سپس معلم دو موضوع زیر را روی تابلوی کلاس ثبت می کند.

الف)برخاستن از خواب در صبح روستا

ب) برخاستن از خواب    در صبح شهر

2- معلم دانش آموزان را گروه بندی می کند  و قواعد و اصول اجرای کار را برای دانش آموزان یادآوری می کند و از آنها می خواهد در گروه درباره دو موضوع مطرح شده نظرات خود را بیان کنند.

3-قواعد انجام طوفان ذهنی : آزادی ذهن و بیان – پرهیز از تمسخرافراد و دیدگاه های آنان – انتقاد ممنوع- پرهیز از خود سانسوری – ایجاد حداکثر تعداد نظرهای ممکن- اختصار در بیان نظرات و پرهیز از هرگونه شرح و بسط

4-در هر گروه ارائه ایده ها و نظرات به صورت گردشی صورت می گیرد و در هر نوبت فقط یک ایده باید بیان شود و در صورت عدم وجود ایده با گفتن واژه ی"  بعدی"  نوبت به دیگری واگذار می شود.

  ثبت کلیه دیدگاه ها توسط یکی از اعضای گروه

5- دسته بندی و جمع بندی نتایج در گروه : پس از این که همه افراد گروه نظرات خود را بیان کردند ، اعضای گروه به صورت مشارکتی با بهره گیری از مقایسه دو موضوع مطرح شده متنی را می نویسند.

6- نوشته هر گروه در کلاس خوانده می شود و توسط گروه بعدی ارزیابی می شود .

7- معلم مطالب را جمع بندی و نکات تکمیلی مورد نیاز را ارائه می دهد.

 

جمله ی بهمن ماه:

ذهن انسان نویسنده ، آبستن و سرشار از معانی است . یکی از راه های آسان سازی طایش ذهن ، بهره گیری از سنجش و مقایسه ی پدیده ها با هم است.


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 6:13 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 شرح روش از خوب شنیدن تا خوب نوشتن:

گام اول: ابتدا معلم  یا یکی از دانش آموزان ، درس را می خواند . سپس معلم ، فراگیران را به پنج گروه تقسیم می کند . مدت زمان انجام فعالیت را برای آنان مشخص می کند و درباره فعالیت توضیح می دهد .

هر یک از گروه ها باید فهرستی از مکان هایی را که در آن صداهای متفاوتی شنیده می شود ، تهیه کنند

( مکان هایی مانند : باغ وحش ، ایستگاه مترو و.............)

گام دوم: معلم تابلو را به پنج قسمت تقسیم می کند . نماینده ای از هر گروه جلوی تابلو می رود  و در قسمت مربوط به گروه خود اسم مکان ها را می نویسد.

گام سوم: معلم با کمک گروه ها ، کار هر کدام را ارزیابی می کند و دور مکان هایی که سر و صدای بیشتری دارند خط می کشد . سپس کل تابلو را پاک می کند و تنها اسم مکان های انتخاب شده  را که دورشان خط کشیده شده ، بالای تابلو می نویسد.

مکان هایی مانند: باغ وحش- ایستگاه مترو- حیاط مدرسه- کارخانه- خانه هایی با بچه های زیاد و شلوغ و..............

گام چهارم: در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد افراد هر گروه یکی از مکان های مشخص شده را انتخاب کنند . خود را در آن مکان تجسم کنند و صداهای پیرامون خود را که در مکان های مورد نظر می شنوند ، روی برگه یادداشت کنند. صداهایی مانند: خش خش- جیر جیر – چهچهه- شیهه- ترقه- شر شر- خر خر و.....

گام پنجم: معلم با کمک دانش آموزان کار گروه ها را ارزیابی می کند و صداهای مناسب تر را انتخاب کرده و زیر آنها را خط می کشد .

گام ششم: در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد یکی از مکان های پر سر و صدا را انتخاب کند و آن مکان را به صورت انفرادی توصیف کنند . پس از گذشت زمان معین شده ( حدودا 10 دقیقه) دانش آموزان انشای خود را برای گروه می خوانند و یکی از انشاها را برای ارائه در کلاس انتخاب می کنند .

گام هفتم: از هر گروه یک انشا در کلاس خوانده می شود.  

-------------------------------------------------------------------------------------------

تمرین خوب شنیدن (نیوشیدن) یکی از لذت بخش ترین فعالیت هایی است که دانش آموزان را

به ذوق وا می دارد تا بتوانند درک و فهم شنیداری خود را تقویت کنند و شنونده هایی دقیق تر ،

باریک بین تر و کنجکاو تر بار آیند.

 سعی کنیم رویکرد تربیتی را در تدریس مهارت های نوشتاری مد نظر داشته باشیم.

و حا لا با ذوق ادبی خود ادامه دهید.

الف) می شنوم عطر خوش زندگی را  وقتی از جاده سرسبز و پرطراوت عشق گذر می کنم     وقتی ..................

ب)باز صدای رمضان می آید    صدای ذکر ربنا می آید ...................

پ)صدای شرشر ناودون به وقتهای بهاری    صدای شیون گنجشک ها به هنگام ...


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
ادامه مطلب
[ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 4:11 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 

کتاب  مهارت های نوشتاری هشتم – معصومه هاشمی زاده- مدرسه شهید انوری

 زمان: سه جلسه

طرح درس 3 نگاه کنیم و بنویسیم

ای کاش  عظمت در نگاه تو باشد   نه  بدان چه می نگری!

جمله ی آذر ماه :

1-      آشنایی با سواد دیداری به عنوان قدم نخست در خوب نوشتن

2-      تقویت و ایجاد نگرش مثبت نسبت به مطالعه آفرینش و زیبایی های آن

3-      تقویت توجه به ویژگی های ظاهری موضوع مورد مشاهده

4-      تقویت توانایی بهره گیری از قدرت تخیل از راه دقت در جریان در جزرئیات و خوب دیدن

5-      تقویت علاقه و نگرش مثبت به کاربرد مهارت های نوشتن

6-      آشنایی با اصول و قواعد نگارشی

7-      تقویت توانایی ارزیابی و تحلیل

اهداف درس:

1-      از آنجا که گشت و گذار در طبیعت و نگاه کردن به زیبایی ها و مطالعه ی آفرینش به عنوان اولین گام آشنایی با پدیده ها ذکر شده است ، یکی از روش های مناسب برای تدریس محتوای درس " نگاه کنیم و بنویسیم " روش مشاهده و گردش علمی است .

2-      در صفحه 39 به دلخواه یکی از تصاویر را انتخاب کرده و با مشاهده ی دقیق و توجه به عناصر اصلی و جزئیات تصویر به توصیف دیده ها می پردازند.

3-      در صفحه 44 هدف از مثل نویسی تقویت توانایی گسترش متن از طریق باز آفرینی مثل است که یک نمونه  ثبت شده استو در کلاس خوانده می شود.

توضیحات معلم:

1-      روش مشاهده و گردش علمی

2-      الگوی بارش مغزی

3-      پرسش و پاسخ

4-      بدیعه پردازی  ، که در هر کلاس و با هر نوع چینشی می توان اجرا کرد .کلاس در هر مکانی می تواند تشکیل شود اما چون هدف اصلی پرورش تفکر خلاق است فضاهای باز و محیط های آرام مناسب تر است.

باید مراقب هدف اصلی که خلاقیت یا شکستن سد قواعد مرسوم و خلق باورها و افکار نو و تازه است ، باشیم و مراقب گزینش بهترین مقایسه ها باشیم. زیرا در مرحله ی آخر قرار است از این قیاس ها برای توصیف نهایی استفاده شود.

روش های تدریس:

ابتدا معلم موضوع و هدف از گردش علمی را با طرح سوال " چرا به این گردش علمی می رویم؟" آغاز می کند. پاسخ این سوال هدف ها و انتظارات را مشخص می کند . هدف اصلی از این گردش علمی خوب دیدن براب خوب نوشتن است.

تعیین محل گردش علمی با طرح این سوال که برای دست یابی به اهداف موردنظر باید به کجا برویم؟  سپس تهیه ی امکانات با طرح این سوال که برای رسیدن به اهداف مورد نظر به چه وسایل و امکاناتی نیاز داریم؟ بعد سازماندهی مسئولیت ها بر اساس توانایی ها و علایق و وظایف دانش آموزان و انجام هماهنگی های لازم و تدوین برگه های ثبت مشاهدات و ارائه ی گزارش .

هر یک از دانش آموزان در جریان این گردش علمی موضوعی را به دلخواه انتخاب می کنند و با نگاهی دقیق و عمیق به کلیت و هم چنین جزئیات آن اقدام به توصیف آن می کنند.

مکان گردش علمی معمولا در کلاس و با مشورت دانش آموزان تعیین می شودومعلم اهداف گردش علمی را به طور کامل در کلاس شرح می دهد و حین بازدید هم به سوالات احتمالی پاسخ خواهد داد. نقش اصلی معلم برنامه ریزی است.

مراحل روش مشاهده و گردش علمی:

با روش بدیعه پردازی یعنی ساختارشکنی و نوپردازی . با این روش می توان با دادن تمرین های گروهی و انفرادی به دانش آموزان ، خلاقیت آنان را افزایش داد و آنها را به تفکر استعاری رساند.

گام اول : توصیف اولیه به صورت بسیار ساده و معمولی است اما گام بسیار مهمی برای مراحل بعدی است. بنابر این دانش آموزان جمله هایی را که نشان دهنده ی برداشت خود از رودخانه است بیان می کنند.

گام دوم قیاس مستقیم: در این مرحله دانش آموزان مفهوم موردنظر را به مفاهیم دیگر مانند می کنند.

این نوع قیاس ممکن است به صورت همانند سازی با یک شخص ، گیاه ، حیوان یا موجود بی جان صورت گیرد. این مقایسه شروع خوبی برای بروز خلاقیت های ذهنی فراگیران است و می توان از این مقایسه به افکار جدیدی دست یافت. معلم قیاس ها را به ترتیب روی تابلو می نویسد .

-          رودخانه مانند ماری خشمگین است.

-          رودخانه مثل مادری مهربان ، ماهی ها را به دریا می ریزد.

-          رودخانه مانند یک رشته کاموای بلند است.

-          رودخانه همانند یک دسته موی پریشان است.

-          و..............................در این مرحله معلم از فراگیران می خواهد بهترین ، مهیج ترین و عجیب ترین قیاس را انتخاب کنند.

-          در گام سوم یعنی قیاس شخصی معلم از دانش آموزان می خواهد خود را داخل مفهوم مورد نظر قرار دهند و احساس خود را بیان کنند و پاسخ ها روی تابلو ثبت می شود.

-          گاهی از این که به سنگ های تیز و محکم برخورد می کنم ، سرم گیج می رود.

-          همسایگانم که درختان سفید پوش اند ، گاهی برایم دست تکان می دهند.

-          قوی سفید زیبایی را در پناه خود گرفته ام.

-          به آرامی حرکتم را آغاز می کنم ، ولی برای این که زودتر به مقصد برسم ، کم کم به سرعتم اضافه می شود

-          ماهیان رنگارنگ را در آغوش می گیرم و به خانه ی اصلی شان دریا می برم.

-          سنگ های بزرگ را که مانع عبورم هستند ، با خشونت پشت سر می گذارم.

-          رودهای کوچک که خواهران من اند ، دستانشان را به دست من می رسانند  و ما بزرگ و بزرگتر می شویم .

در گام چهارم که تعارض فشرده (تضاد) است معلم به کمک دانش آموزان ، قیاس های مستقیم و شخصی را بررسی می کند و سپس قیاس هایی که بیشترین تضاد را با هم دارند ، انتخاب می کنند.

-          مهربان و خشن         - ساده ی پرپیچ و خم     - آرام پر هیاهو   و در نهایت بهترین قیاس توسط دانش آموزان انتخاب می شود.

-          گام پنجم ، توصیف خلاق است که در این مرحله دانش آموزان به موضوع اصلی درس بر می گردند و از قیاس های برگزیده و تجربه های به دست آمده ی خود و دوستانشان استفاده و موضوع را دوباره توصیف می کنند. در این مرحله دانش آموز می تواند موضوع انشا را به صورت خلاق ( داستان ، تصویرو.... ) بیان کند.

روش بدیعه پردازی

نشانه ی مفعول   " را" باید بلافاصله پس از مفعول بیاید . آوردن آن دنبال فعل ، متمم و یا ....نادرست است. مثال: - خانه ای که اکنون در آن ساکن هستم را پس از مدتی خریدم غلط است باید گفت، خانه ای را که اکنون در آن ساکن هستم ، پس از مدتی خریدم . مثال غلط دیگر : کتابی که به دوستم داده بودم را از او پس گرفتم. ......

هدف از درست نویسی ص 42

در باغی سرسبز ، کلاغکی با مادرش زندگی می کرد . جوجه کلاغ کوچک چند روزی بود که سر از تخم بیرون آورده بود  و بسیار کنجکاو و بازیگوش بود. در نزدیکی لانه کلاغ ، کبکی زندگی می کرد . کبک هرروز از لانه بیرون می رفت و با وقار و زبایی خاصی روی چمنزار ، حرکت می کرد و به دنبال دانه می گشت . کلاغ مادرهر روز به کلاغک آموزش پرواز می داد . ولی او بازیگوش بود و نمی توانست پرواز کند. کلاغک فقط  می توانست از درخت کاج که لانه شان روی آن بود ، پایین برود و روی چمن های زیر درخت بپرد.

جوجه کلاغ از حرکات زیبای کبک خوشش می آمد و سعی می کرد حرکات او را تقلید کند.

روزی صاحب باغ ، چند سگ جدید برای نگهبانی از باغ آورد . سگ ها بزرگ و ترسناک بودند . صدای آنان همه ی پرندگان را ترسانده بود. پرندگان با سرعت به لانه هایشان رفتند . جوجه کلاغ با پاهای دراز و لاغرش سعی می کرد مثل کبک بدود ، ولی نمی توانست . پس از چند دقیقه باغ از پرندگان خالی شد و فقط جوجه کلاغ حیرت زده و ترسان روی چمن ها عقب و جلو می رفت . مادر کلاغک برای پیدا کردن غذا رفته بود. کلاغک از ترس روی زمین افتاده بود و چشم هایش را بسته بود.

در همین لحظه ، پرستوی مهربان از روی شاخه ای پرید ، کلاغک را از جا بلند کرد و او را در لانه اش گذاشت و به آرامی در گوش او گفت: " کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد ، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد


برچسب‌ها: مهارت های نوشتاری
[ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 4:5 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

معصومه هاشمی زاده ، در سال تحصیلی جدید ، دبیر ادبیات آموزشگاه شهید انوری
طرقبه (استان خراسان رضوی)هستم.

باساختن یک وبلاگ که بیشتر از چند دقیقه وقتم را نگرفت توانستم به راحتی و در فضایی ساده و صمیمی با مخاطبان خود تعامل داشته باشم و تبادل تجربه کنم .
کلاس درس من از کلاسی محدود به ساعات خاص و مکان خاص تبدیل به کلاسی دائمی و به بزرگی دنیا شد.
بزرگترین حسن وبلاگ مثل کتاب ،انتقال راهنمایی ها از نسلی به نسل های دیگر است.
امام صادق (ع) فرمودند : دانشت را بنویس ودر میان برادرانت بپراکن که چون از این سرای در گذشتی ،نوشته هایت را به میراث گذاری . زیرا برای مردم روزگاری پدید می آید که با هم تماس ندارند مگر به وسیله نوشته های یکدیگر.
لطفا جهت مشاهده تمامی مطالب روی عناوین مطالب در قسمت بالا کلیک کنید .
ممنون از نظرات سازنده شما عزیزان.
masoumehashemizadeh@gmail.com

برچسب‌ ها
شعر (42)
خبر (9)
لینک های مفید