ادبیات متوسطه ی اول طرقبه
روش های نو وابتکاری در تدریس ادبیات فارسی 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
[ شنبه پانزدهم آذر 1393 ] [ 4:51 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ شنبه پانزدهم آذر 1393 ] [ 4:49 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 
در تاریخ آمده است، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ

بهائی رسید. پس از سلام و احوال پرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی

آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟ شیخ گفت: هرچه نظر شما باشد همانست ولی به نظر

من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت: شک نکنید که "تربیت" مهم تر است! بحث میان

آن دو بالا گرفت و هیچ یک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را

به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند. فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید

بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود

مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع

به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند! درهنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت

دیدی گفتم تربیت از اصالت مهمتر است ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه

اهمیت تربیت است. شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت: من فقط به یک شرط حرف شما

را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!! شاه که از حرف شیخ سخت

تعجب کرده بود گفت: این چه حرفیست فردا هم مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!!! کار آنها

اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام می شود... ولی شیخ دست بردار نبود

که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند. لذا شیخ فکورانه به

خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد، چهار جوراب برداشت و چهار

موش در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشریفات همان و سفره همان و گربه

های بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش میدید زیر

لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد. در آن هنگام، هنگامه ای به پا

شد یک گربه به شرق و دیگری به غرب، آن یکی شمال و این یکی جنوب... و این بار شیخ دستی

بر پشت شاه زد و گفت: شهریارا! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم

بسیار مهم است ولی اصالت مهم تر! یادت باشد با تربیت میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی

هرگاه گربه موش را دید به اصل و اصالت خود برمیگردد.


برچسب‌ها: داستان ها و حکایات جالب
[ پنجشنبه سیزدهم آذر 1393 ] [ 6:55 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 
ضرب المثل به رخ کشیدن : این اصطلاح را هنگامی به کار می برند که با برشمردن خوبی هایی

که به کسی کرده اند و یا بدی هایی که از کسی دیده اند، او را خجالت زده کرده و از میدان به

در کنند. بر خلاف تصور بسیاری از فارسی زبانان واژه ی رخ در این اصطلاح به معنی چهره و

صورت نیست و ارتباطی با این معنا ندارد. این واژه از اصطلاحات بازی شطرنج و نام یکی از مهره

های آن است. رخ نام مرغی عظیم الجثه و افسانه ای است که فیل و کرگدن را نیز می رباید و

چون این مهره در بازی شطرنج اگر مانعی بر سر راه خود نداشته باشد از دور مهره هایی چون

فیل و اسب را به راحتی از پای در می آورد این نام را بر آن نهاده اند ( لغت نامه ی دهخدا ).

شطرنج بازان نیز همیشه کوشش می کنند تا این مهره ی حریف را که پس از مهره ی وزیر مهم

ترین مهره است، هر چه زودتر از میان بردارند و حریف را به شکست نزدیک تر نمایند. در اصطلاح

بازی شطرنج هرگاه بازی کنی مهره ای را در کمین مهره ی رخ قرار بدهد تا در نخستین فرصت آن

را بکشد این کار او را را به رخ کشیدن می نامند ( عبدالله مستوفی ، کتاب شرح زندگانی من، جلد سوم، برگ ۲۴۶ ).

با وارد شدن این اصطلاح در زبان عامه، هر گفته یا کاری را نیز که هدف به شکست کشاندن

کسی در بحث و استدلال دنبال نماید و مایه شرمندگی وی گردد به رخ کشیدن نامیده اند.


برچسب‌ها: داستان ها و حکایات جالب
[ پنجشنبه سیزدهم آذر 1393 ] [ 6:54 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
این ضرب المثل زمانی به کار می‌رود که کسی همه چیز را برای انجام کاری می‌داند به جز یک

نکته مهم و نهاییی  !پسری پیش استاد كوزه گري رفت و با خواهش و التماس فراوان به

شاگردي ا ستاد درآمد.پسر بسیار باهوش و زرنگ بود و استاد کم کم به او علاقه پیدا کرد و تمام

تجربه هاي كاري خودرا به او ياد داد .شاگرد وقتي تمام كارها را ياد گرفت . شروع به ايراد گرفتن

كرد و گفت مزد منكم است . و كم كم زمزمه كرد كه من مي توانم بروم وبراي خودم كارگاهي راه

اندازي كنم وكلي فايده ببرم .هرچه استاد كوزه گر از او خواهش كرد مدتي ديگر نزد او بماند تا

شاگردي پيداكند و كمي كارها را ياد بگيرد تا استاد دست تنها نباشد ، پسرك قبول نكرد و او را

دست تنهاگذاشت و رفت و كارگاهي راه اندازي كرد و همانطور كه ياد گرفته بود كاسه ها را

ساخت و رنگكرد و روي آن لعاب داد و در كوره گذاشت . ولي متوجه شد كه رنگ كاسه هاي او

مات است و شفاف نيست.

 دوباره از نو شروع كرد و خاك خوبتر انتخاب كرد و در درست كردن خمير بيشتر دقت كرد و

بهترين لعاب را استفاده كرد و آنها را در كوره گذاشت ولي باز هم مشكل قبلي بوجود آمد .


شاگرد فهميد كه تمام اسرار كار را ياد نگرفته . نزد استاد رفت و مشكل خود را گفت . و از استاد

خواهش كرد كه او را راهنمائي كند .


استاد از او پرسيد كه چگونه خاك را آماده مي كند و چگونه لعاب را تهيه مي كند و چگونه آنرا در

كوره مي گذارد . شاگرد جواب تمام سوالها را داد .


استاد گفت : درست است كه هر شاگردي بايد روزي استاد شود ولي تو مرا بي موقع تنها

گذاشتي . بيا يك سال اينجا بمان تا شاگرد تازه هم قدري كار ياد بگيرد و آن وقت من هم تو را

راهنمائي خواهم كرد و تو به كارگاه خودت برو .شاگرد قبول كرد يكسال آنجا ماند ولي هر چه

دقت كرد متوجه اشتباه خودش نمي شد . يك روز استاد او را صدا زد و گفت بيا بگويم كه چرا

كاسه هاي لعابي تو مات است .


استاد كنار كوره ايستاد و كاسه ها را گرفت تا در كوره بگذارد به شاگردش گفت چشمهايت را باز

كن تا فوت وفن كار را ياد بگيري .


استاد هنگام گذاشتن كاسه ها در كوره به آنها چند فوت مي كرد . بعد از او پرسيد : ” فهميدي “

. شاگرد گفت : نه . استاد دوباره يك كاسه ديگر برداشت و چند فوت محكم به آن كرد و گرد

وخاكي كه از آن برخاسته بود به شاگرد نشان داد و گفت : اين فوت و فن كار است ، اين كاسه

كه چند روز در كارگاه مي ماند پر از گرد و خاك مي شود در كوره اين گرد وخاك با رنگ لعاب

مخلوط مي شود و رنگ لعاب را كدر مي كند . وقتي آنرا فوت مي كنيم غبار پاك می‌شود و رنگ

لعاب روی آن روشن و شفاف می‌شود و جلا پیدا می‌كند. حالا برو و كارگاهت را روبراه كن و

"فوت کوزه گری" را فراموش نکن


برچسب‌ها: داستانهاوحکایات جالب
[ پنجشنبه سیزدهم آذر 1393 ] [ 6:49 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 
 کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه

سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر

نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ

تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک

های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می

کرد روی خاک ها بایستد روستایی ها همینطور زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ

هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از

چاه بیرون آمد ... پس مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب

داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی

بسازیم برای صعود !!


برچسب‌ها: داستانهاوحکایات جالب
[ پنجشنبه سیزدهم آذر 1393 ] [ 6:47 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

اعضای کمیته ادبی آموزشگاه شهید انوری طرقبه در سال تحصیلی 93-94 به شرح ذیل

می باشد:

کلاس هفتم یک: اسماعیلی- خلیلی- واحدی

کلاس هفتم دو : فعال- مشرف- غفاری

کلاس هفتم سه: فجری- فکوری- حکیمی مقدم

کلاس هشتم یک: طوریان- سوار- نیکدل

کلاس هشتم دو: بافنده- خرسند- رحمت زاده

کلاس هشتم سه: خرمی- عسکر زاده- ثابت

شرح وظایف کمیته ادبی:

1-اعلام مسابقه پرسش مهر رئیس جمهور( کمبود آب در کشور) به سایر دانش آموزان و جمع آوری آثار در قالب داستان- شعر- مقاله- متن ادبی و.................

2- برگزاری برنامه هایی در مراسم صبحگاه جهت ایجاد انگیزه و علاقه مند تر کردن دانش آموزان به ادبیات

3- ترغیب دانش آموزان به شرکت در مسابقات فرهنگی ادبی اداره یا آموزشگاه( شعر- داستان- مقاله- تحقیق- انشانویسی و..)

4- دعوت از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به آموزشگاه و در مجموع تعامل با نهادهای مرتبط

5-برگزاری مسابقات کتابخوانی یا رشد نوجوان خوانی

6- تشکیل گروه های مشاعره در آموزشگاه و کار در مراسم صبحگاه

7-پربارترکردن تابلوی ادبیات کلاس و تعویض مطالب به طور هفتگی با تقسیم کار اعضای کمیته.

8- برگزاری بزرگداشت برای شاعران و نویسندگان یا حداقل تبریک در مراسم صبحگاه و یک یادآوری کوتاه.

9- فعال تر کردن کتابخانه و اعلام هرماه دو نفر از کسانی که بیشتر از کتابها استفاده نموده اند.

10- استفاده از خرد جمعی اعضا برای انجام کارهای ابتکاری ادبی در آموزشگاه.

11- تولید کتابهای کودک و نوجوان  یا جمع آوری مطالب خوب جهت چاپ در مجلات و ...

12-ارائه اشعار و متون ادبی برای ثبت در وبلاگ یا مجلات محلی مانند چشمه عسل ، کشوری مانند رشد نوجوان و...

13-فراهم کردن تمهیداتی برای برگزاری مسابقه نویسندگان فردا.

14- کمک و همکاری برای  جمع آوری کارهای ادبی و بهتر برگزارشدن نمایشگاه دهه فجر خصوصا قسمت ادبیات فارسی .

15- استفاده از فیلم های شاهنامه و هزارو یکشب در کلاس ها در صورت نبود دبیر یا........

16- انتخاب بهترین انشای سال از هر پایه و تقدیم جوایزی

17- انتشار خبرنامه های داخلی و هفتگی ادبی و نصب روی تابلو

18- مرور گاه به گاه کتب کتابخانه و اعلام  و ثبت کمبودها به دبیر مربوطه .

19- معرفی کتب یا نشریات  مناسب و خوانش هر روزه شعر و داستانک در مراسم صبحگاه


برچسب‌ها: متفرقه ها
[ چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 ] [ 0:46 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
این که آقای رضا رهگذر (استاد سرشار) فرمودند :در پايان سال مجموعه اي از انشاهاي دانش آموزان

در قالب كتاب در آرشيو مدرسه نگاهداري شود، بسیار عالیست و من  هر سال همین کار را می کنم

امسال هم انشاهای زیبای زیادی را تایپ و نگهداری کرده ام. برای بچه ها هم یادگار خوب و ارزشمندی

است که خودشان قدر ندانسته و معمولا آخر سال دفاتر را دور می اندازند.

 


برچسب‌ها: روش ابتکاری دبیر
[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 19:1 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 18:55 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

          

همکاران گروه درسی زبان و ادبیات فارسی در مقطع آموزشی متوسطه اول می توانند سوالات،اشکالات، ابهامات،نقطه نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در مورد مسائل آموزشی درس مهارتهای نوشتاری در این قسمت درج و ارسال نمایند تا از سوی سرگروه یا سایر همکاران پاسخ دریافت نمایند.

با آرزوی بهروزی و تندرستی شما بازدیدکنندگان گرامی


برچسب‌ها: متفرقه ها
[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 15:7 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

      

همکاران گروه درسی زبان و ادبیات فارسی در مقطع آموزشی متوسطه اول می توانند سوالات،اشکالات، ابهامات،نقطه نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در مورد مسائل آموزشی درس زبان و ادبیات فارسی   در مقطع متوسطه اول در این قسمت درج و ارسال نمایند تا از سوی سرگروه یا سایر همکاران پاسخ دریافت نمایند.


برچسب‌ها: متفرقه ها
[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 15:6 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

یعنی توصیف تصویر و آشکار سازی دیدنی های آن و دریافت پیام های اصلی و فرعی و احتمالا حاشیه ای . هر تصویری پیام های گوناگونی را به ذهن شتابان می سازد . ذهنیات دانش آموزان متفاوت هستند .تخیل هر کسی به سویی راه می یابد.

در مجموع دریافت های ذهنی می توانند تخیل ها را پرورش دهند.

هر تصویری که قابلیت شناخت شفاف داشته باشد ، می تواند نگاه عمیق و متمرکز هر دانش آموزی را به خود جلب کند و ذهن و تفکر او را به جولان وادارد.  تصویر خوانی ، زمزمه ذهنی به وجود می آورد و زمزمه های ذهنی هم پیام های تصویر را آشکار می سازند . این نوع آشکار سازی سبب می شود هر دانش آموزی دریافت خود را به زبان می آورد و درباره آن حرف می زند.

اگر تصویر خوانی به صورت گروهی باشد ، دریافت های بیشتری از تصویر به دست می آید چون نگاه هر یک از اعضای گروه ها پیام های گونه گونی را کشف و مطرح می کنند. گونه گونی پیام های دریافت شده ، عمق و ریشه تصویر را می شکافد وآن را شفاف تر نشان می دهد. این نوع فعالیت ، افکار را در هم می آمیزد  و ادیشه های متفاوتی را به جلوه گری های دلپسند از آنچه در تصویر هست در هم فرو می برد و تمرینی است که نگاه کردن و فهمیدن و درک پیام را به همراه می آورد.

گفت و گو راجع به ویژگی های شخصیتی تصویر مورد نظر ،جرقه های ذهنی و تکانه های ناگهانی ذهن دانش آموزان ، داستان سازی راجع به تصویر ، بیان یک ضرب المثل یا شعر راجع به تصویر.

برای دانش آموزان حد و مرز تعیین نگنید تا هر جمله ابتکاری ، طنز و... دارند بیان کنند و تعداد گرد آوری آنها ارزش گذاری شود که قابل تحسین است.

وقتی جملات زیبای همه دوستان جمع آوری شد این یافته ها ، مجموعه قابل توجهی را خواهد ساخت که فخر و غروری برای شاگردان خواهد بود .

می توانید دانش آموزان را، به گروه های 2 تا 5 نفره تقسیم کنید . دانش آموز یا دانش آموزانی را که می خواهند به تنهایی این تمرین را انجام دهند آزاد بگذارید  تا بتوانند بر استعداد ویژه خود تمرکز پیدا کنند 

تمرین ایجاد باور در خود به سه نوع سواد احتیاج دارد . آنها با عشق و شوق خودشان و توانمندی هایشان را بهتر و بیشتر می شناسند.

1- سواد خوب دیدن ( دیداری) یعنی درست دیدن و عمیق دیدن . خوب دیدن به سادگی صورت نمی گیرد . خوب دیدن و دقیق دیدن ، ارتباط مستقیمی با شوق ها و ذوق ها و گرایش های علاقه های انسانها دارد. شوق ها و گرایش ها ، پیوسته از استعدادهای درونی سرچشمه می گیرند . همه  انسانها در رویارویی با پدیده های دیداری ، گرایش های شوق انگیز به دست نمی آورند . هر پدیده دیداری نمی تواند همه چشم ها را مجذوب کند ، اما هر چشمی می تواند پدیده های دیداری مطلوب خودش را شکار کند . آن گاه که چشم قابلیت شکارش را پیدا کند و مجذوب آن می شود به تماشای ژرف فرو می رود و ذهن و درکش را به فعالیت وا می دارد.

2- سواد خوب شنیدن ( شنیداری)

3- سواد خوب گفتن ( گفتاری) و این محصول دو سواد اول است . پدیده های دیداری و شنیداری مهم ترین عامل هایی هستند که می توانند به سهولت مغزها را به خود جذب کنند و اندیشه و تفکر را به صحنه بکشانند . اندیشه ها و تفکر ها هیچ گاه تاب خموشی ندارند . صداهای درونی را بر می تابند و بعد به زبان می آیند و گاه با شوق ها و ذوق های بلوری شده به نوشته هایی هم تبدیل می شوند.

این سه مهارت اصلی زندگی را باید در درس انشا به تمرین های پی در پی کشاند .

هر قدر سه اصل یاد شده بیشتر و بهتر پرورش پیدا کنند ، برقراری ارتباط با زندگی ساده تر ، دقیق تر و

موثر تر و کار سازتر خواهد شد .  

معلمان در این درس باید بتوانند از طریق تمرین های گوناگون ، ضعف های دیداری ، شنیداری و گفتاری یادگیرندگان را بازسازی و آباد کنند تا بتوانند در رودخانه پر خروش بودن شناگران خود پرورده باز آیند.

هرقدر خوب تر ببینیم و خوب تر بشنویم و خوب تر حس کنیم ، تفکر منطقی و روان تری پیدا می کنیم و هر قدر تفکر روان تر و منطقی تری پیدا کنیم ، ارتباط دقیق تر ، سالم تر و پذیرفتنی تری برقرار خواهیم کرد و هرقدر

ارتباط سالم تری داشته باشیم زندگی هم برایمان راحت تر و صمیمی تر و معنی دارتر و دوست داشتنی تر خواهد بود.

زندگی مهارت می خواهد و مهارت هم آموختنی است . مهارت ها از طریق حواس به دست می آیند.

دیدن و شنیدن دو ابر حس هستند و درس انشا تمرین زندگی است با دو ابر حس یاد شده.

حس های دیگر مکمل هستند . تمرین حس ها مهارت فکر کردن می آفریند.

در فرآیند یاد دادن برای یاد گرفتن موضوع ها و مطالب ساده که در حد توان و نیاز یادگیرندگان است آغاز می شوند و گام به گام ، با تمرین های پی در پی ، با مطالب و موضوعات سنگین تر و سخت تر ، تا سطوح مورد نیاز و بالاتر از آن اوج می گیرند.

شیوه های شناخته شده برای اجرای درس انشا هم ، به مثابه درس های دیگر ، نیاز به تمرین دارند تا مهارت های آموخته شده به سامان برسند . این تمرین های نوشتاری ساده پس از تمرین دیداری ، شنیداری و گفتاری آغاز می شوند . این تمرین ها را در مراحل اولیه انجام می دهیم تا بچه ها مهارت نوشتن را تا اندازه کافی به دست آورند و ذوق و علاقه هایشان از طریق نوشتن ارضا شود و به خشنودی و خرسندی درونی خود دست یابند.

در هم ریزی دریافت های متفاوت از تصویر ، نوع تفکر و اندیشه هر فرد را تبلور می بخشد و شالوده موضوع نهفته در تصویر را طراحی و مدل سازی می کند . مفهوم ها را با جمله های مرتبط به جمع و جور می کند . جمله های جمع و جور شده ، متن نوشتاری تصویر خوانی را نظم و ترتیب می بخشد تا نوشته پاکیزه ای شکل بگیرد.

آنگاه که تصویر خوانی به صورت گروهی باشد ، تفکر ها و مفهوم های دریافت شده از تصویر ، شکل های گوناگون بیشتری به خود می گیرند. از درون معنی ها و پیام های دریافت ها و باورهای تک تک اعضای گروه در هم فرو می روند و مانند انواع مصالح متعددی که در ساخت و ساز یک بنای چند طبقه به کار می روند ، ساختمان زیبا و باشکوهی ساخته می شوند که ذوق و شوق خوانندگان متن به دست آمده را به جولان

وامی دارد.

تصویر نویسی مقدمه ای است برای جهش به مرحله پیشرفته تری که می تواند به میدان بیاید.

( مرحله ای که داستان نویسی از روی یک تصویر جلوه گر می شود.)

هر تصویری که برای تفسیر یا آشکار سازی انتخاب می شود باید شفاف ( گاه رنگین ) و با پیام های ضمنی مورد علاقه دانش آموزان ، متناسب با هر کلاس باشد . آشکار سازی های ذهنی دانش آموزان از هر تصویری که به آن نگاه می کنند متفاوت و گوناگونند . هیچ یک از پیش سازی های ذهنی دانش آموزان شباهت های یکسان ندارند . در نتیجه نگاه هر یک از آنها به تصویر متفاوت خواهد بود.

شیوه های آشکار سازی معنا و مفهوم هر تصویر ، در قالب های مختلف صورت می گیرد.

وقت آن رسیده است که خوب دیدن به میدان خوب نوشتن هم وارد شود. داستان نویسی از روی یک تصویر ، برای آشکار سازی تصویر خوانی ها خوب است. ذوق نوشتن و مکتوب کردن دریافت هایی که از تصویر خوانی به ذهن می آید مورد عشق و علاقه هر کس نیست.

بعضی ها با ذوق سرشاری که به این مورد دارند دست به قلم می شوند . ذوق برخی کم رنگ است و

شوق بعضی های دیگر هیچ رنگ و بویی به خود نمی گیردو رایحه ای را در فضای این فعالیت نمی تراواند.

وقتی که داستان نویسی از روی تصویر به صورت گروهی صورت بگیرد ، دانش آموزانی هم که شوق نوشتن را بر نمی تابند در گروه ذوق زده می شوند . اما تا آن جا که توان استعدادهایشان به جولان بیفتد از این شیوه هم بهره می گیرند. چه بسا که در تداوم این گونه فعالیت های انشایی بتوانند تلنگری به ذوق و شوق خودشان هم بزنندو استعداد نهفته در وجودشان را فعال سازند.


برچسب‌ها: روش ابتکاری دبیر
[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 19:29 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

از ظهر تا حالا طول کشید تا این متن را نوشته ، مرتب کرده و ثبت کردم امیدوارم مفید واقع شود.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

چهل فایده برای طرح تصویر خوانی و تصویر نویسی :

 1-خاستگاه هایی که چیزی یا تفکری را در کلاس بیان می کند وبا تمرین ذهنی ،  به پدیداری ذهن می رسد .بروز خلاقیت ها و رشد استعدادها و ابتکارها

2- با کمترین امکانات ،کلاس از خمودگی و سکوت بیرون می آید.ایجاد فضای شادی و شور و  شعف ، نشاط و هیجان در کلاس و ایجاد نیروی مضاعف زیرا که تمرین لذت بخشی است .

3-عادت دادن و وادار کردن بچه ها به تفکر،  ( گفتن با خود بدون بی صدا)

4- ایجاد بارش ذهنی و روان سازی ذهن و جلوه گری حاشیه های ذهنی و اندیشه های برق آسا و آزاد کردن فکر و اندیشه دانش آموزان

 5- نیرومند تر کردن حافظه و گاهی خلق واژه های نو و ابتکاری

6- بالا بردن سواد دیداری ، آموزش هنر خوب گوش دادن ، خوب دیدن  و خوب گفتن به دانش آموزان

تقویت نکته سنجی ، برخاسته از تفکر عمیق و و اندیشیدن به موضوع تصویر و تمرکز و ژرف نگری  تقویت و پرورش حس دیداری و ریز بینی در دانش آموز .

7- بازسازی خاطره ها و دانستنی های دانش آموزان در صحنه ذهن ایشان و پرداختن به یافته ها و باورها

و ایده ها.

8- برانگیختن و پرورش تخیل آزاد و بیان فکر و اندیشه های معما گونه  که آماده رویش  بوده و شگفت آور است.

از پشت پرده خیالشان به صحنه قابل شناخت می رسند.

رها سازی بچه ها در فکر و اندیشه خودشان می تواند خیال های خاکستری آنان را از درون لولای یک در شکسته و قفل زنگ زده ،  بیرون آورد و تخیلات ، آفرینش  گری ها و مرور ابتکارهایشان را جلوه گر سازد.

باز شدن ذهن دانش آموزان و ایجاد تفکر.

9- به دست آوردن مجموعه ای از جمله ها و عناوین مناسب  و جمع آوری تک گویی های گوناگون ، متفاوت و ثبت در دفتر، چون ذهن هر کسی چیزی متفاوت خلق می کند.

10- به وجود آوردن آرامش روحی و روانی و رضایت درونی

11-  تقویت کننده ی توان و قدرت پرسش کردن ، جست و جو کردن و یافتن تمایلات درونی است که

به درست بینی ها و خواستن های بیشتر و بیشتر ، سرک می کشند . چگونگی نگاه کردن ،چگونگی

فکر کردن و  چگونگی ورزیدن را یاد می دهند .

12- ایجاد جرقه های ذهنی در کلاس و به وجود آمدن تحول در شیوه تفکر و آغاز رویش بزرگ در ذهن که به سبب آزادی عمل ، یادگیری های خلاقانه را متحول  و تجربه شیرینی است.  

13- پیدا کردن ارتباط منطقی با دیگران و درک هم فکری و هم دلی.

14- بالا بردن سطح مهارت های حرفه ای دبیران در تدریس انشا

15- در عین نگارش زیبا ، سطح توانایی سخن گفتن را بالا ببرند و در جامعه از مهارت جامعه پذیری و

حل مسائل اجتماعی بیشتر از سایرین برخوردار گردند.

پدید آوردن نسل خلاق و اجتماعی و فعال کردن هوش بین فردی . گاهی دانش آموزان ضعیف تر در گروه مشورت کرده و ترکیب یا جمله ای را بازگو می کنند و این کار گروهی به تقویت هوش بدنی و حرکتی

کمک کرده و دانش آموز محوری نیز شکل می گیرد.

16-  علاقه مند کردن و چشاندن لذت انشاهای کوتاه و گاه شفاهی و رسیدن به مهارت نسبی.

داشتن شوق هم پای بچه ها و درک تفاوت های بین معلم سنتی و معلم به روز.

17-  شریک شدن معلم در دانسته های دانش آموزان و لذت بردن و فعال تر شدن  در کنار هم  که باعث افزایش علاقه و یادگیری می شود.با هم زیستن و با هم فکر کردن و چشیدن طعم با هم اندیشیدن.  

18-  تغییر زاویه های دید ،. تنوع در فکر کردن و نوشتن . شکل گرفتن ابتکارات و خلاقیت های تاثیر گذار

و جان بخشیدن به نو اندیشی و نو آفرینی ذهنی و به وجود آوردن تغییر.

19-  از بین رفتن هراس بچه ها و این که بدانند می توانند تغییر کنند . می توانند بهتر ببینند و عمیق تر نگاه کنند یافتن شهامت برای بیان گفته ها ، تخیلات و نوشته ها. به همه دانش آموزان فرصت داده می شود همان انشای کوتاه جمله ای را بارها اجازه گرفته وروی تصاویر متفاوت بخوانند. که جز مجال سخن گفتن او 

در بالا بردن اعتماد به نفس ایشان نیز نقش مهم و زاید الوصفی خواهد داشت.

20-  بازی با کلمات و جمله های ادبی و خلق و تولید متن یا جملات جذاب و در هم گره خوردن افکار جالب.

21-  آشنا شدن معلم با روحیات بچه ها از طریق این روش . مثلا دانش آموزان طناز ( طنز گو)  یا ... زود شناخته می شوند. شناسایی استعدادها که مهم ترین اندوخته من بود.

22-  برنامه ای به دور از دغدغه های مدیر و بخشنامه های مختلف و این که می توانید مقید به کتاب

درسی نباشید.

23-  بازدهی بیشتر نسبت به روش های دیگر در کلاس

24-  اهمیت دادن به پیشنهاد های غیر عادی و دست برداشتن از روش ها و نوشته های سنتی 

و ایجاد رضایت بیشتر در معلم و دانش آموز. یافتن مسیر تازه ای برای اندیشه های پراکنده و

غیر کلیشه ای بودن. زنده کردن دل های مرده و آب دادن به ذهن های خشک و رسمی.

25- یاد دهی نمی تواند از یادگیری جدا باشد.معلم و دانش آموز هر دو از هم یاد می گیرند.  

26- کار املا،نیز غیر مستقیم سر کلاس انجام شده ، چون جملات  زیبای دوستان را در صفحه مخصوص

درج کرده اند.

27-  ذهن مقایسه گر و ارتباط جوی دانش آموز ، گاهی اگر جمله ای از ذهن خودش هم نیابد ،

شعر یا ضرب المثلی که قبلا شنیده و متناسب با تصویر است بیان می کند. حتی گاهی مصرعی یا قسمتی از آن را تغییر داده و راجع به تصویر بیان می کندکه این نیز نوآوری و خلاقیتی در کلاس محسوب خواهد شد. یادآوری ضرب المثل ها و متل ها در تصاویر و برانگیختن کنجکاوی ایشان .

28- این نحوه از کار ، هوش طبیعت گرایی را نیز تقویت خواهد کرد چرا که در تصاویر دیده شده ، زیبایی های طبیعت نیز مشاهده می شود.طبیعتی که شاید دانش آموز آن را تا بحال ندیده باشد.

( تماشای ابرها، گیاهان حیوانات و زیستگاه های طبیعی و ....)

29-هنگامی که داستان هایی برای تصویر بیان می کند،  اولا انشای شفاهی و گفت و گو صورت گرفته

که گزینه هایی در این رابطه در دفتر نمره نیز وجود داردو مفهومی خواهد شد.

دوما هوش دیداری فضایی او نیز تقویت خواهد گردید.

30- ارائه ترکیب ها و جملات شخصی و تفکر عمقی برای تصاویر ارائه شده و تصویر خوانی مستقل ، هوش درون فردی او را نیز تقویت خواهد کرد.

31- مرتب سازی  جزئیات در تصاویر و پیش بینی و طبقه بندی هوش ریاضی او را هم تقویت می کند.

32- گاهی ممکن است دانش آموزان در گروه های کلاسی پس از مشورت ، ترکیبات و جملات زیبایی را ارائه دهند که به نوعی یادگیری مشارکتی بوده و این کار اشتراکی و آموزش نا خود آگاه به همسالان در گروه ، به آگاهی اجتماعی آنها خواهد افزود و مباحثه کردن درباره تصاویر نیز به تقویت هوش برون فردی و بارش فکری خواهد انجامید.

33- تقویت بیان دانش آموزان و به اصطلاح هوش کلامی در هنگام بازگویی تصاویر و گفت و گو در کلاس درس و خوانش جمله ها و عناوین با صدای بلند و نیز استماع جمله های دیگر دوستان و ثبت آن جمله ها ، سطح هوش کلامی را نیز بالا خواهد برد.

34-گاهی دانش آموزان در رابطه با تصاویر ، پیش خود زمزمه هایی می کنند که منجر به اجرای شعر و موسیقی نیز خواهد شد که اگر چنین شود به هوش موسیقایی نیز دست خواهد یافت .

35- دانش آموزان ضعیف که نمی توانند زیاد انشا بنویسند با  گفتن یک جمله یا عبارت ، می توانند نمره کلاسی را کسب کنند کوتاه گفته اند و از زاویه ای متفاوت

36- برانگیختن انگیزه ها ، حتی افراد خجالتی هم به کار گفتار و نوشتار کشیده می شوند و در تقویت اعتماد به نفس واقعا موثرو مثمر ثمر است. ( شگفتی در ایجاد انگیزه )

37- برقراری  گفت و شنود صمیمانه در رابطه با تصاویر و لذت بردن از عملکردها و کشاندن دانش آموزان به مسیر طولانی مهارت در تفکرو فعالیت های نو در کلاس

38- بروز دادن  افکار شخصی  با توجه به تصاویر.

39- تمرین ایجاد باوردر خود ، که این توانمندی ها از موهبت های ذاتی و درونی است و قابلیت پرورش و تقویت دارند

( پرورش اعتماد به نفس )  

40 - پیدا کردن حس بهتر و تفکر منطقی تر و روان تر با خوب دیدن.   پرورش هوشیاری و زندگی در میدان هنر و ورود در وادی پهناور اندیشه های بدون مرز .

..........................................................................................................................

حدود 200تصویر مفهومی متفاوت جمع آوری کردم تا در طول سال تحصیلی برای ساعت های مهارت نوشتاری هر دو پایه علاوه بر کتاب درسی استفاده کنم.

این تصاویر را در قالب لوح فشرده تکثیر و در اختیار همکاران نیز قرار دادم. 

طرحی را که مشتاقانه در انتظار و آرزویش بودم یافتم . می دانم که بدون تردید ، فراگیران صاحب ایده من نیز می توانند مانند من این طرح نو را بپذیرند .

شرح کار:

با نمایش دادن تصاویر هر یک با زمان یک یا دودقیقه و رد کردن این تصاویر روی تخته هوشمند، دانش آموزان به فکر فرو رفته ابتدا یک عنوان زیبا و سپس یک یا چند ساختار ترکیبی زیبا یا حتی جمله متناسب با تصویرمیگویند.

لازم به ذکر است  معلم هیجان رادر کلاس داشته باشد و در لحظه ، با شنیدن عبارت خوب ، دانش آموز مورد نظر را به انحاء مختلف تشویق کند.

( تشویق های کلامی یا غیر کلامی )با لحن عاطفی و حتی نوازش سر یا زدن روی شانه و حداقل یک لبخند و اگر جملات خیلی عالی بود حتی دست بزنند. نگران به هم ریختن نظم کلاس نباشید و اجازه دهید فضای شاد و بانشاط و هیجانی ایجاد شود.

در این مراحل اولیه چشم دانش آموزان به تصویر خوانی عادت می کند. .

معلم می تواند از دانش آموزان بخواهد دفاتر انشای خود را باز کرده و صفحه ای تحت عنوان " جملات زیبای یادگار دوستان " ایجاد کنند و در این صفحه تا پایان سال جملات زیبای دوستان را در حین انشا خوانی به نام خودشان  شماره گذاری کرده و در هر سطر جداگانه ثبت کنند.

معلم می تواند لوح فشرده این تصاویر را به دانش آموزانی که در منزل رایانه دارند ارائه دهد تا در منزل هم

تکلیف تصویر نویسی را دنبال کنند. . با توجه به این که تصاویر شماره گذاری شده با ذکر شماره توسط شما، دانش آموزان آنها را انتخاب کنند و مطلب بنویسند یا این که انتخاب تصویر را نیز بر عهده خود دانش آموز

بگذارید تا با محدودیت انتخاب مواجه نشده و در یکچار چوب خاص گرفتار نشود. 

بنابر این با این روش به تمام هوش های هشت گانه نیز دست خواهد یافت.

 لذا از همکاران محترم خواهشمندم در هر جلسه حداقل روی 4-5 تصویر هم که شده کار کنند تا در نهایت اعجاز تصویر خوانی در کلاس را نیز به عینه شاهد باشند.


برچسب‌ها: روش ابتکاری دبیر
[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 19:8 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

تحلیل کتاب مهارت های نوشتاری پایه ی هشتم:

بالاخره انشا از غریبی در آمد .در گذشته ، درس انشا از جمله درس های بی اهمیت بود و گاهی اوقات این درس فدای درس های دیگر شده و جدی گرفته نمی شد. موضوعات انشا نیز همواره تکراری و کلیشه ای بود.

در موضوع های انشا ، توصیف ها فقط مد نظر قرار می گرفت و از عملکردها و تخیل خبری نبود.

موضوعات انشا نظر و عقیده دانش آموزان را بر نمی تابید . نوشتن در کلاس انجام نمی گرفت و از دانش آموز خواسته می شد در خانه انشا بنویسد. برطرف کردن نکته های ضعف انشا ها هم کمتر صورت می گرفت.

 اکنون اما فراوانی شیوه های به کارگیری در درس انشا ، چنان اثر بخشی های گوناگونی را به کرسی ظهور می رسانند که خلاقیت ها را بارور می سازند. دانش آموزان  ، هم می توانند خوب ببینند و خوب بشنوند و هم عمیق فکر کنند .

در این کتاب جدید، حکایت نگاری – مثل نویسی- تصویر نویسی و تولید متن با قاعده متنوع را فراهم می کند.

انشا از حالت قالبی و سنتی در آمد و جذاب و نشاط آور شد. درس انشایی که به صورت یک تابلوی کهنه و خاک گرفته در آمده بود ،اکنون به شکل یک تابلوی نو ، زیبا و با رنگ های شاد جان گرفت

بچه ها دلبستگی عجیبی به درس انشا پیداکرده اند و با نواختن  زنگ ، افسوس خورده و ناراحتند.

این کتاب دبیران را از سکون و خاموشی حرفه ای بیرون آورده و متحول کرد. دیگر انشا درس کسل کننده ای نیست ، بلکه سرشار از اندیشه و تفکر ، همکاری و همیاری است.

دانش آموزان من موضوع را بهتر از خودم می پرورانند . البته این اعتراف نکته ضعف من نیست ، بلکه متوجه آموزش های دوران تحصیل من است که خوب یادم ندادند.

رسیدن به خودیابی ، یقین و توانمندی دانش آموزان نکته مثبتی دیگر است که کتاب انشا به ارمغان آورده است. آنها بازنویسی و باز آفرینی را یاد گرفته  و تفاوتش را در عمل درک کرده اند. با مثل ها آشنا شده و با جزئی نگری در تصاویر ، دقتشان را افزایش داده و با قاعده و نظام مند می نویسند . ذهنشان را نظم داده ،نوشتن آغاز و مقدمه نیکو را آموخته اند.  متنی می نویسند که نتیجه ، پیام و هدفی دارد .

اما ،باید جای مباحثی دردروس کتاب مهارتهای نوشتاری پایه هشتم  با دروس مهارتهای نوشتاری پایه  هفتم عوض می شد. از جمله:

درس 3 نگاه کن و بنویس و درس 4 گوش بده و بنویس که باید به پایه هفتم منتقل می گردید و خصوصا آخرین

درس پایه هشتم تبدیل زبان گفتار به نوشتار که آخرین درس کتاب هشتم است باید اولین درس کتاب هفتم

می بود . زیرا پایه و اساس ،همین تبدیل جمله های گفتاری به نوشتاری است. باز هم تا نظر شما بزرگواران

چه باشد؟

_در صفحه ی 23 تصویرنویسی، دانش آموزان بجای توصیف تصاویر،بیشتر داستان گویی می کنند و پیشنهاد می شود که تصاویر بعد از صفحه ی 34 می آمد.

_در درس ششم نوشتاری،با عنوان جانشین سازی، چون دانش آموزان از دوران ابتدایی با جان بخشیدن به اشیا و تشخیص آشنا شده اند،بنابراین عنوان درس بهتر بود که ((جان بخشیدن به اشیا)) نام گذاری می شد. 

تحلیل کتاب مهارت های نوشتاری پایه ی هفتم:

 _قسمت معیار های ارزیابی که در آخر دروس قرار داده شده و پایان آن به نتیجه ی بررسی و داوری اشاره نموده است بسیار خوب است . چون دانش آموزان من برای  داوری هر یک از انشاهایشان  به آن معیارها مراجعه و بررسی می کنند.

_درس چهارم  اگر بندهای بدنه را با توجه به اینکه درس اول مراحل نوشتن را معرفی نموده است و بند بدنه هم یکی از ان مراحل محسوب می شود ،در ابتدای درس قرار داده می شد (در درس اول یا دوم معرفی می شد)  بهتر بود.

_درس ششم  تازه به معرفی بندهای مقدمه و نتیجه اشاره نموده است،باید در دروس های اولیه قرار می گرفت؛یعنی بعد از معرفی مراحل نوشتن.چون در نوشتن انشا،دانش آموزان باید از ابتدا با این بندها و رعایت آن آشنایی داشته باشند.

تحلیل محتوای کتاب فارسی هشتم:

_در صفحه ی21 از تشبیه بلیغ، صحبت شده. در حالی که آوردن یک مثال می تواند برای فهم دانش آموزان بهتر باشد.

_در صفحه ی 30 لغت سپند آمده.اما در واژه نامه اشاره ای به معنای آن نشده.

_در خود ارزیابی درس پنجم سوال دوم ، مصرع دوم این شعر با شعر ایرج میرزا منافات دارد.

_در صفحه ی 69،قبل از توضیح صفت بیانی،دانش آموز باید توجیه شود که وابسته ها دو دسته هستند.وابسته های پیشین و وابسته های پسین.در حالی که کتاب بدون مقدمه به شرح وابسته ی صفت بیانی می پردازد.

_در صفحه ی 74 برای معنای جناس و انواع آن هیچ توضیحی داده نشده است.

[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 17:24 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]


برچسب‌ها: متفرقه ها
ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم آذر 1393 ] [ 15:29 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
هر گروه اسمی از  یک اسم به عنوان هسته درست می شود که می تواند یک یا چند وابسته  در پیش یا پس نیز بگیرد .ساختمان گروه اسمی را می توان این گونه نشان داد:
 
(وابسته پیشین ) +هسته +( وابسته پسین)
 
 مثال: (این)        کتاب      (خواندنی)
 
پرانتز علامت اختیاری بودن است و عنصر بیرون پرانتز اجباری است ؛ به عبارت دیگر اسم وابسته هم نگیرد باز هم گروه اسمی است چون بالقوه می توان برای اسم ، وابسته  یا وابسته های متعدد آورد .
 

ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 23:48 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

1-    مثل یک شاخه گل جوانه بزن    جمله ای .......... است.

الف)خبری                      ب)پرسشی                                 ج)امری                          د)عاطفی

2-    تشخیص یعنی.............

الف) ویژگی های غیر انسان را به انسان نسبت دهیم.

ب) ویژگی های انسان را به غیر انسان نسبت دهیم.

ج)ویژگی های غیر انسان را به موجودات بی جان نسبت دهیم.

د) ویژگی های موجودات جان دار را به انسان نسبت دهیم.

 3- کتاب کویر از نوشته های .................. است.

        الف) دکتر علی شریعتی          ب)قیصر امین پور              ج)محمد جواد محبت         د) طاهره ایبد

  4-املای کدام یک از گزینه های زیر با توجه به معنی آن  اشتباه است؟

       الف) صلاح: درستی         ب) به رقم: بر خلاف            ج)معصوم: بی گناه            د)غیرت:مردانگی

5 - بیت :    "دانه آرام بر زمین غلتید               رفت و انشای کوچکش را خواند"          چند جمله دارد؟

       الف) دو                                ب) یک                           ج)چهار                       د)سه

6- نهاد جمله ی      " زنگ تفریح را زنجره زد "       کدام گزینه  است؟

    الف)زنگ                        ب) زد                                ج)زنجره                        د)تفریح

7- در مصرع      "آسمان مثل یک تبسم شد"    آرایه ی ................. به کار رفته است.

  الف) تشخیص              ب)تشبیه                         ج)جان بخشی                د)مراعات نظیر

8- در پوستین خلق افتادن کنایه از ................ است.

 الف) غیبت کردن           ب)دروغ گفتن                 ج) اشتباه کردن             د)دزدی کردن

9- گدام گزینه با بقیه تناسب کمتری دارد؟

الف) آسمان                  ب) ستاره                        ج)کوه                        د)ابر

10- در عبارت " من به هیچ وجح قبول نمی کنم حرف ها و تهلیل های کسانی که در متبوعات از انحراف نصل جوان سخن می گویند" چند غلط املایی وجود دارد؟

الف ) دو                   ب) سه                             ج)پنج                        د)چهار


برچسب‌ها: نمونه سوالات
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 23:24 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

گروه آموزشی زبان وادبیات فارسی استان خراسان رضوی در راستای اجرای برنامه های عملیاتی خود، اقدام به فراخوان طراحی سؤالات درس فارسی پایه هفتم وهشتم در سطوح مختلف حیطۀ شناختی نموده است .
همکاران ارجمند می توانند از کتاب های فارسی پایه هفتم وهشتم وبراساس بارم بندی ارزش یابی فارسی اقدام به طراحی سؤال نمایند.

[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 23:20 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 

 

تصویرنویسی از دید شناخت واژگانی، یک بافت ترکیبی- اشتقاقی است که از سه پاره ی (تصویر+ نویس+ی) ساخته شده و به معنای: نگاه کردن به تصویر و نوشتن آن چه از تصویر به ذهن برده ایم، نوشتنِ تصویر، نوشتن در باره ی تصویر، توصیف و تفسیر تصویر، نگاره نویسی، تصویرگزاری(یعنی گزارش نویسی از تصویر). بنابراین، تصویردر این جا، ایستگاه اندیشیدن، بهانه ی خوب دیدن و به کارانداختن مغز و تولید نوشته است. هم چنان که از این معانی دریافت می شود؛ تصویر نویسی دو مرحله ی کلی دارد: خواندن( تصویرخوانی)، نوشتن( تصویر نگاری)

  خواندن خود چند سازه یا پاره دارد: خواننده خواندن- متن معنا. خواننده، من و شما یا هرکسی است که متن پیش رو را می خواند. خواندن یا خوانش، آن کاری است که به هنگام رویارویی با متن رخ می دهد. متن آن چیزی است که در برابر دیدگان ما یا هر خواننده، جای می گیرد و دست مایه ای برای به کار افتادن چرخه های کارخانه ی فکر می شود. به بیان دیگر، هر صفحه، صحنه و رویداد، از دید ما متن است. ازین رو، متن می تواند دیداری باشد مانند تصویر، صحنه، فیلم یا رویداد ، می تواند شنیداری باشد مانند هر صدایی که آگاهانه به آن گوش می سپاریم و در پی آن ذهن، معناسازی می کند و یا می تواند خوانداری باشد مانند این نوشته یا هر نوشته ی دیگر که در آن، کلمات نماد دیداری هستند؛ به همین سبب متن های خوانداری، متن های دیداری هم به شمار می روند. پس، متن نوشته و متن تصویری هر دو دیداری اند؛ تفاوتشان در این است که در متن دیداری تصویری، نماد خواندن، شکل ، نگاره، صحنه یا رویداد است اما در متن نوشتاری، نماد خواندن، واژه ها هستند.

یادکردِ این سخن هم بایسته است که از دیدی دیگر، می توان بر بنیاد پنج درگاهِ حسّی، متن ها را به پنج گونه، رده بندی کرد:

1- متن شنیداری: آوا و صدایی است که از راه دو گوش، دریافت و خوانده می شود.

2- متن دیداری: نشان و نمادی است که از دریچه ی چشمان، دریافت و خوانده می شود.

3- متن بویشی: چیزی است پراکنده در هوا که از بادراهِ رفت و برگشتی نفَس، از سوراخ های بینی، دریافت و خوانده می شود.

4- متن چششی: چاشنی، طعم و مزه ای است که از راه حسّ چشیدن، در گستره ی دهان و زبان، دریافت و خوانده می شود.

5- متن پساوشی: پیکره و جسمی است که از راه پسودن و لمس، چگونگی جنس آن ها دریافت و خوانده می شود. نابینایان از این گونه متن و خوانش، بهره می گیرند. از این دیدگاه، خواندن هم بر حسب ابزار پنج حس، به پنج گونه، بخش‌پذیر می‌شود که برای سادگی نامگذاری، نام همان ابزارها را بر این گونه‌ها نهاده‌ام:

1- خواندن گوشی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه گوش، دریافت می کند.

2- خواندن چشمی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه چشم، دریافت می کند.

3- خواندن دماغی؛در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه بینی، دریافت می کند.

4- خواندن زبانی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه زبان، دریافت می کند.

5- خواندن پوستی؛ در این گونه ، مغز اطلاعات را از راه پوست، دریافت می کند. پیداست که در«تصویر خوانی»، گونه ی دوم خواندن و شاهراه چشم، در کار خواهد بود. به همین روی، می گوییم تصویرخوانی، تمرینِ خوب دیدن و پرورش دقّت در نگاه است.

"دکتر فریدون اکبری شلدره"

 


برچسب‌ها: تصویر نویسی
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 14:39 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 اگر از من بپرسید که «شاه‌کلید نگارش خوب چیست؟» می‌گویم «ساده‌نویسی.» وقتی به راحتی می‌توانیم بگوییم «تبیین کرد»، چرا بگوییم «نسبت به تبیین آن همت گماشت»؟ از همین قبیل است این عبارت‌ها که من ساده‌شان می‌کنم.

تحت تعقیب قرار داد / تعقیب کرد

مورد بررسی قرار می‌دهیم / بررسی می‌کنیم

به مصاحبه اقدام گردید / مصاحبه شد

مزاحمت ایجاد می‌کرد / مزاحم بود


برچسب‌ها: انشانویسی هفتم
[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 17:35 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
 یک نفر که خیلی با سلیقه  است یک سه گانی(یک قالب جدید در شعر معاصر فارسی) نوشته.

قالبی رهاتر از رهایی‌ام

من فقط سه‌گانی‌ام

آشنا به آشنازدایی‌ام.

 

هان!- ای قفس‌به‌دست!-

می‌خواهم از دلم بسرایم؛

آیا اجازه هست؟

 

 

ببین شعله‌ام تا کجا می‌کشد!

مرا یک دل این‌گونه آتش زده‌ست؛

درخت گلابی چها می‌کشد


برچسب‌ها: قالب ابتکاری
[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 17:11 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

flowers-look-like-animals-people-monkeys-orchids-pareidolia-2



برچسب‌ها: تصویر نویسی
[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 16:8 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 

 

با سلام و احترام ؛

 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی متوسطۀ اول استان خراسان رضوی، در راستای اجرای برنامه‌های عملیاتی خود و پایگاه کیفیت‌بخشی درس ادبیات فارسی مستقر در بوشهر، در نظر دارد؛ هماوردعلمی خوانش را از محتوای کتاب فارسی پایه دوم متوسطه(هشتم) و بیست (20) غزل از حافظ شیرازی با مطلع های ذیل برگزار نماید. 

 

شيوه‌نامۀ اجرايي هماوردعلمی خوانش (ترنّم واژه‌ها)

اين هماورد(مسابقه) براي سومین سال و با محوريت خوانش درست و زیبای متون کتاب فارسی، با رویکرد خلاقّيت، به جهت در اختیار داشتن نمونه‌هایی فاخر از خوانش‌های همکاران ارجمند وارائه ی آن‌ها به دیگر دبیران تخصصی و غیرتخصصی مدرّس کتاب فارسی و جهت استفاده‌ی دانش‌آموزان وتقویت روان‌خوانی و رفع اشکالات خوانشی و علاقه‌مندی دانش‌آموزان به درس فارسی، باحضور كليه‌ي دبیران برجسته و علاقه‌مند، به‌صورت انفرادي برگزار مي‌شود . شایان ذکر است که آخرین مهلت ارسال آثار به منطقه / ناحیه 30 دی ماه 93 می باشد. همچنین به نفرات برتر این مسابقه لوح تقدیر اهدا خواهد شد .

عنوان هماورد: هماوردعلمی خوانش خلّاق (ترنّم واژه ها)

شرح مختصر:کلیۀ دبیران ارجمند رشتۀ زبان وادبیات فارسی دورۀ اول متوسطه شاغل در استان خراسان رضوی ،جهت درست و زیبا خواندن روان‌خوانی‌ها وشعرخوانی‌ها و در مجموع تمام درس‌های کتاب فارسی دوممتوسطه(هشتم) همراه با خلّاقيت در نوع خوانش مي‌توانند در اين مسابقه شركت كنند.

درخوانش به موارد زیر وجدول ارزیابی پیوست توجه شود:(عناصر پیرا زبانی یا زبرزنجیری زبان)

1-رعایت آهنگ 2- توجه به لحن کلام3 - رعایت تکیه 4- رعایت مکث ودرنگ 5- رعایت ایستگاه‌های آوایی(رعایت زیر و بم)

یادآوری: عناصر آوایی یا زبرزنجیری زبان اگر به هنگام شعر‌خوانی و روان‌خوانی‌ها و متون درست به کار گرفته شوند، غوغایی در نهان شنونده و آشوبی در جهان ذهن خواننده پدیدار می‌سازند که به گفتن در نمی‌آید. فقط باید با چشم دل خواند و به گوش جان شنید تا فراز و فرود و پست وبلند آوایی را دریافت ونشست و برخاست بار عاطفی و انگیزش و خارخار درونی آن راحس کرد. بنابراین در هنگام خواندن وآموزش زبان، لازم است شاخک‌های حسی زبان‌آموزان را نسبت به رنگ وبوی هر واژه و ویژگی‌های آن برانگیزانیم.

اهداف برگزاري:

1– آشناسازی با ظرافت‌های زبان در شعر و نثر

2- تغيير نگرش در شيوه‌هاي تدريس دبيران 

3- آشنایی با هندسه‌ی کلمات، توجه و دقت در منطق چینش واژگان در هر شعر و اجزای آن

4-ایجاد لذت شعرخوانی ومتون ادبی در دانش‌آموز

5- ایجاد حس نیاز به خواندن هدفمند

6– رسيدن به مرحله‌ی خواندن خلاق

7- ايجاد زمينه براي آزاد‌سازي عواطف

8- ايجاد زمينه براي شناخت عواطف و هيجانات

9- توجه به تفاوت‌هاي موجود در ادبيات شفاهي و ادبيات نوشتاري

10- دست‌يابي به مهارت شعرخواني و روان‌خواني و مهارت درك مفهوم

11- تنزيه و پاكيزگي در گفتار و نوشتار مخاطب در اثر انس با ادبيات

12- آشنایی با بافت آوایی زبان فارسی

13- رعایت هنجارهای آوایی کلام به هنگام خوانش متون

14- تقویت توانایی درک و دریافت

15- تقویت درست‌خوانی و خواندن انتقادی

16- ديگرگونه انديشيدن و ديگرگونه ديدن و ديگرگونه زيستن كه حاصل افزايش تجربه‌ي درست خواندن و درست خواندن ودرست خواندن است.

نحوه‌ي اجرا و شرایط شرکت کنندگان :

1-کلیۀ دبیران رشتۀ زبان وادبیات فارسی دورۀ اول متوسطه شاغل در استان خراسان رضوی می توانند در این مسابقه شرکت نمایند. دبیرانی که تخصص ایشان تدریس ادبیات فارسی نمی باشد نیز مجاز به شرکت می باشند .

2-دبیران علاقه‌مند می‌توانند یکی از درس‌های فارسی دوم متوسطه(هشتم) ویکی از غزلیات حافظ شیرازی که مطلع آنها در ادامه آمده است؛ با رعایت فرم ارزیابی اجرای خوانش به پیوست این بخشنامه،اجرای خوانش نمایند وسپس خوانش را به‌ صورت لوح فشرده (CD) صوتی یا صوتی- تصویری باثبت مشخصات کامل ونام آموزشگاه ونام منطقه درداخل لوح فشرده وبرروی لوح فشرده به کارشناسی تکنولوژی و گروه‌های آموزشی ادارۀ محل خدمت ارائه دهند. (مهلت ارسال به گروه تکنولوژی منطقه/ناحیه/شهرستان30 دی ماه 1393 می‌باشد)

3- سرگروه محترم و فرهیخته‌ی ادبیات شهرستان/منطقه/ناحیه، آثار(خوانش‌های) رسیده را  با توجه به فرم ارزیابی پیوست، مورد ارزیابی قرار داده ویک اثر برتر از برادران ویک اثر برتر از خواهران را به گروه‌های آموزشی استان؛ گروه زبان وادبیات فارسی تا 30بهمن ماه 1393ارساال نمایند.

ردیف

شماره صفحه غزل

ردیف غزل

مطلع غزل

1

24

33

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

2

17

22

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

3

41

22

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

4

140

206

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

5

117

173

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

6

157

233

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

7

75

111

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

8

239

348

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

9

223

327

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

10

331

470

سینه مالامال درد اسا تی دریغا مرهمی

11

319

456

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

12

302

435

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

13

228

333

نماز شام غریبان چو گریه آغازم

14

243

354

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

15

65

94

زان یار دلنوازم شکری است با شکایت

16

63

91

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

17

60

87

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

18

101

149

دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد

19

25

34

رواق منظر چشم من آشیانه توست

20

72

106

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

 

4- آثار کلیه‌ی همکاران مطابق جدول پيوست ارزيابي مي‌شود:

نام ونام خانوادگی دبیر:                                  منطقه:                         نام آموزشگاه:                 

ملاک های ارزیابی هماوردعلمی خوانش

(ترنّم واژه ها)

بسیارعالی5 

عالی4

خوب3

 

متوسط2

ضعیف1

1-تلفظ صحيح؛ تلفظ درست واژگان و عبارات.

 

 

 

 

 

2- روان و رسا خواندن: (خواننده بايد به اندازه ي كافي درست خواندن شعر را تمرين كرده باشد).

 

 

 

 

 

3-شروع و پايان مناسب: خواننده بايد با اوج و فرودهايي كه به صداي خود مي دهد. متن را با لحني مناسب در شروع، ميانه و پايان قرائت نمايد. يعني بايد در پايان براي مخاطبان احساس انتظار براي شنيدن ادامه ي متن در وي ايجاد نشود.

 

 

 

 

 

4- توجه به علايم نگارشي و رعایت توقف گاه ها و موقعیت های قطع و وصل کلام به هنگام خواندن

 

 

 

 

 

5- گرمي، جذابيّت و نشاط لازم در صدا ( زير و بمی- طنين و حالات عاطفي)

 

 

 

 

 

6-  توجه به حس و عاطفه ی موجود در متن

 

 

 

 

 

7- توجه به لحن و آهنگ در خوانش متن (لحن = تغيير صداي خواننده)

 

 

 

 

 

8- هماهنگی حرکات دست و اعضا هنگام اجرای خوانش(درحدنیاز)

 

 

 

 

 

 

* گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه ی اول *

 


برچسب‌ها: متفرقه ها
[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 21:22 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
لطفا در صورت امكان نظر خود را بنويسيد.

 

الگوي پيكاني گروه اسمي زير را چگونه رسم كنيم؟


اين دو دستگاه دوربينِ فيلمبرداريِ نو

[ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 ] [ 0:20 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

 

ردیف

محور برنامه

عنوان

مخاطبین

درخواست کننده

زمان اجرا

توضیحات

1

طراحی آموزشی

آموزش موقعیت محورباتأکیدبرمبانی برنامۀدرسی ملی

سرگروه و دبیران

ستاد-دبیرخانه کشوری- استان

تاپایان دی ماه 93

مراجعه به سایت

2

طراحی آموزشی

جشنوارۀ درس پژوهی

سرگروه و دبیران

ستاد-دبیرخانه- استان

تاپایان بهمن ماه93

مراجعه به سایت

3

طراحی آموزشی

كارگاه آموزشي تخصصي( شیوه های نوین تدریس – آموزش مهارت های نوشتاری – تدریس با رویکرد تربیتی و آموزش موقعیت محور)

سرگروه و دبیران

ستاد-دبیرخانه- استان

طول سال

مراجعه به سایت

4

طراحی آموزشی

حضور در کارگاه های نواحی ، مناطق و شهرستان ها  و هم اندیشی با سرگروه های ادارات

سرگروه و دبیران

دبیرخانه- استان

طول سال

مراجعه به سایت

5

خلاقیت و نوآوری

هماورد علمی - ادبی خوانش (ترنم واژه ها ) ویژه ی دبیران ادبیات دورۀ متوسطۀ اول

سرگروه ودبیران

استان

تاپایان بهمن ماه93

مراجعه به سایت

6

خلاقیت و نوآوری

مسابقه ی طرّاحی سوالات استاندارد درس فارسی هفتم  دوره ی اوّل متوسطه

سرگروه و دبیران

استان

تاپایان دی ماه 93

مراجعه به سایت

7

خلاقیت و نوآوری

مسابقه ی طرّاحی سوالات استاندارد درس فارسی هشتم دوره ی اوّل متوسطه

سرگروه و دبیران

استان

تاپایان دی ماه 93

مراجعه به سایت

8

نقد و بررسی کتب درسی

نقد و بررسي كتاب فارسی پایۀ  هفتم

سرگروه ودبیران

دبیرخانه- استان

تاپایان بهمن ماه93

مراجعه به سایت

9

نقد و بررسی کتب درسی

نقد و بررسي كتاب فارسی پایۀ  هشتم

سرگروه ودبیران

دبیرخانه- استان

تاپایان بهمن ماه93

مراجعه به سایت

10

نقد و بررسی کتب درسی

نقد و بررسي مهارت های نوشتاری هفتم

سرگروه ودبیران

دبیرخانه- استان

تاپایان بهمن ماه93

مراجعه به سایت

11

نقد و بررسی کتب درسی

نقد و بررسي مهارت های نوشتاری هشتم دوره ی اوّل متوسطه

سرگروه ودبیران

دبیرخانه- استان

تاپایان بهمن ماه93

مراجعه به سایت

12

سنجش و ارزشیابی

شيوه نامه ی ارزشيابي کتاب فارسی ،املا ومهارت های نوشتاری

سرگروه ودبیران

استان

طول سال

مراجعه به سایت

13

سنجش و ارزشیابی

بازدید از نواحی و مناطق و شهرستانها (طرح نظارت  وراهنمایی بالینی)

سرگروه ودبیران

دبیرخانه- استان

طول سال

-

14

سنجش و ارزشیابی

تشکیل بانك سئوال مجازی

گروه ادبیات

استان

طول سال

مراجعه به سایت

15

سنجش و ارزشیابی

نقد و بررسی سوالات امتحان های نهایی خرداد و شهریور 93

گروه ادبیات

دبیرخانه- استان

مهرماه

-

16

سنجش و ارزشیابی

ارزشیابی از عملکرد گروه های آموزشی زبان وادبیات فارسی ادارات استان

گروه ادبیات

دبیرخانه- استان

طول سال

 

برچسب‌ها: برنامه ریزی ها
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 23:28 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود .

سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه

الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . …. القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم ….. مامانش : بعله پسر دلبندم …. شاهزاده : من زن می خوام ….. مامانش : تو غلط می کنی 

پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟……… شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم …..مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟ ……. شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم …… مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم . خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ، 

شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم …( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه 

با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد ….سیندرلا گفت : سلام……. فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟ …… سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم …….فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن …… سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم …… فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه…….. سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ …… فرشته : خداحافظ …. سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس 

ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟ فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه 

مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ …. فرشته : بعله می خوره …..سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای. فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟……. سیندرلا : نه ندارم …….. 

فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟….. سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم…… فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل 

پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم…..فرشته : چرا نمیری؟…….. سیندرلا : آبروم می ره……. فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم ……. سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره !!!!! شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز

 

داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد . سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو می گیری ؟… 

شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟…….. سیندرلا : 37 ……. شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم ، به هیچ خری هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا … داماد و ببوس یالا … سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند


برچسب‌ها: طنز نویسی
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 3:52 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

دانش آموزان می توانند در کلاس انشا مسابقه ای ترتیب دهند و به روش صندلی داغ اجرا کنند.

مثلا با گفتن کلمه هایی انتخاب شده ، طرف مقابل باید بتواند به شیوه طنز آن کلمه را معرفی کند یا بالعکس 

دانش آموزی که طنز آمیز ، راهنمایی می کند دوستش متوجه شده و پاسخ بدهد.


برچسب‌ها: طنز نویسی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 3:24 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
  

روزی ز ته لانه یکی موش به پا خاست  /        بهر طلب طعمه  پک و پوز بیاراست

از لانه برون آمد و شد جانب مطبخ      /      بنمود حریصانه نظر از چپ و از راست

ناگاه در آن گوشه یکی دیگ غذا دید   /   با شم قوی یافت که در دیگ مسماست

پیش آمد و یک لقمه از آن کرد تناول     /   بنگر که از آن لقمه ناباب چها خاست

شد سخت گرفتار شکم پیچه و دل درد /  در معده خود دید عجب شورش و غوغاست

فریاد بر آورد و طلب کرد دو فرزند        /     گفتا بشتابید که هنگام مداواست

زین دیگ ندانم جه غذا بود که خوردم  /   کز شدت دردش کمر من نشود راست

رفتند و از آن دیگ غذا بو بکشیدند   /      گفتند عجب بوی از این دیگ هویداست

دادند خبر مادر خود را ز قضیه          /     گفتند در این دیگ غذا آفت جانهاست

با روغن ملعون نباتی شده پخته    /      از بوی غذا صحت این مسئله پیداست

اینش عجب آمد که زیک قاشق روغن/    این پیچش و دل درد و کسالت ز کجا خاست

بنمود نظر دید که آن روغن موش است/  گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست


برچسب‌ها: طنز نویسی
[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ 16:6 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
امروز ساعت 12 بعد از مدرسه ، قرار است با همکاران ، برای بازدید از مدرسه  موقوفه پسرانه

مرحوم عبذالله رضوی  برویم که در دشت سوران شاندیزواقع گردیده.

هیجان خاصی دارم هرچند من دو سال پیش این مدرسه را دیده ام .

بسیار هم دیدنی است و در کشور نمونه ای ندارد.

حتی از کشورهای خارجی برای دیدن این مدرسه  می آیند و  مدارس  مختلف هر هفته بازدید دارند.

(می توانید در اینترنت هم جست و جو کنید .)

البته در مجله مدیریت این ماه ،درباره این مدرسه توضیحات کافی داده شده است.


برچسب‌ها: مدرسه موقوفه پسرانه عبدالله رضوی
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ 5:52 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]

رایحه بهاری کلاس را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد.

چرا که گاه و بی گاه متحیرم می کنی. مبهوت و مجذوبم می کنی.

دوست دارم هیاهوی کلاس را.    با شماگنجشککان کوچک...........

حجم کلاسم اگرچه کوچک

اما دنیایی است از شگفتی   و       و سعتی دارد به اندازه اقیانوس .

حریم کلاسم   هاله ای دارد از نور   . 

 شهد حیاتی است که    می جوشد از ذهنتان آرام آرام.

جوانه می زند گلواژه های زیبای ذهنتان در این حوالی

پندار من این است

پیچیده در نور سپیدی    از حریر مهربانی    بر پلکان دانش بالا می روی.

تا کبوترانه ،ترانه مهر بخوانی

وتا قاف قافیه پرواز کنی.

شاید رویش خوش بختی باشد، در شالیزار ذهنت.

 که من شیارش می زنم

تا بیافرینی نگارشی را  .

از سر شوق ، با عشق  و  سرشار از اشتیاق

و ترنم می کنی سرود مهر را      تا رنگین کمان هفت رنگ...........

دقایقی قدم به دنیای قافیه می گذاری  در افق شعر

قطعه ای می نویسید  از قامت اقاقیا   و   یا غزلی از عمق دلت

تا نقش قبول زنم دفترت را

یا در آغوش گیرم خودت را

و در خلوت کلاس با قایق خیال می روی  به اقیانوس رویاها

ای چکاوک من !

قیامت می کنی کلاس را

قناری زرد کوچکم .

می پری از قفس  کلاس تا بچینی      سیب سرخ آرزوهایت را

تورا اسیر مسیر کتاب نخواهم کرد       تا از کوچه باغ های آرزوهایت عبورکنی

و من صبورانه و در سکوت با تبسم

سطر سطر برجسته ی نوشته هایت را

استشمام خواهم کرد

وبه سرزمین خیالت پا خواهم نهاد.

هم سفرت خواهم شد،

تا فانوس آسمان خیالت باشم.

ویک عمر این چنین بوده است حکایت من!

شکرانه ای می خواهد خدا را.............آری شکرانه ای می خواهد


برچسب‌ها: روش ابتکاری دبیر
[ جمعه بیست و سوم آبان 1393 ] [ 14:37 ] [ معصومه هاشمی زاوه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

معصومه هاشمی زاده ، در سال تحصیلی جدید ، دبیر ادبیات آموزشگاه شهید انوری
طرقبه (استان خراسان رضوی)هستم.

باساختن یک وبلاگ که بیشتر از چند دقیقه وقتم را نگرفت توانستم به راحتی و در فضایی ساده و صمیمی با مخاطبان خود تعامل داشته باشم و تبادل تجربه کنم .
کلاس درس من از کلاسی محدود به ساعات خاص و مکان خاص تبدیل به کلاسی دائمی و به بزرگی دنیا شد.
بزرگترین حسن وبلاگ مثل کتاب ،انتقال راهنمایی ها از نسلی به نسل های دیگر است.
امام صادق (ع) فرمودند : دانشت را بنویس ودر میان برادرانت بپراکن که چون از این سرای در گذشتی ،نوشته هایت را به میراث گذاری . زیرا برای مردم روزگاری پدید می آید که با هم تماس ندارند مگر به وسیله نوشته های یکدیگر.
لطفا جهت مشاهده تمامی مطالب روی عناوین مطالب در قسمت بالا کلیک کنید .
ممنون از نظرات سازنده شما عزیزان.
masoumehashemizadeh@gmail.com

برچسب‌ ها
شعر (34)
خبر (8)
خدا (1)
لینک های مفید
امکانات وب
Online User