در رابطه با نامه نویسی ، من شخصاً به این نتیجه
رسیده ام که
نوشتن نامه روش مناسبی
برای تخلیه ی خشم است . بعد از
نوشتن
نامه به کسی که شما را عصبانی کرده ،
می توانید تصمیم بگیرید
که نامه را برای او پست
بکنید یا نکنید . گاه فرستادن نامه کار
درستی است و زمانی هم کار درستی نیست . بنا براین در اوج خشم
، بهتر است نامه
را بنویسید امّا پست نکنید . قبل
از این که تصمیم
بگیرید ، خودتان را آرام کنید .
نوجوانان می توانند نامه ای به پدر
یا مادر ، خواهر یا برادر و
مادر بزرگ یا پدر بزرگ خود بنویسند.
"لوئی آندر سون " کمدین مشهور ، از پدر الکلی اش ناراحت بود . نامه
ای به پدرش نوشت و درد و تألّمی را که در کودکی متحمّل
شده بود به روی کاغذ آورد و بعد نامه را
در "مینسوتا" روی
قبر پدرش گذاشت . او معتقد بود با این کاربه
احساس بسیار بهتری رسیده است . نوشتن نامه فرصت
مغتنمی است تا با کسی که شما را خشمگین کرده
یا خوشحال کرده تماس بگیرید .
می توانیداز واژه های زیبا
استفاده کنید و نامه را باز
نویسی کنید به حدّی
که به احساسی از رضایت برسید و مؤثّر
واقع شود. گاهی پدر و مادر با وجود نزدیکی به فرزندشان ،
به او نامه می نویسند و بسیاری از
ناگفته ها را در نامه ذکر می کنند . شاید
اثر نامه بیشتر از گفت و گو های
معمولی باشد . و این نامه ی خود من به
پسرم ،که می تواند یک نامه ی سرگشاده هم باشد . هم چنان
که نامه ی بعد از آن را که
خطاب به دخترم نوشته ام یک نامه ی سرگشاده
است و می توان به عنوان
نمونه ی یک نامه ی سرگشاده استفا ده کرد .
« به نام دادار مهر آفرین »
پسرم سلام خودت می دانی
چه قدر تو را دوست دارم آن
قدر
که وقتی به دنیا آمدی شاید
من خوشحال ترین مادر
دنیا بودم و تو زیبا ترین پسر دنیا را از جان بیشتر دوست می
داشتم . من زیبا ترین و کامل ترین
اسم را برای تو انتخاب
کردم .
رسول یعنی فرستاده ی خدا . و خدا
چه فرستاده و
هدیه ی خوبی به من داد. خداوند هم چقدر تو را دوست
داشت
که در یکی از بهترین روز های
خدا یعنی عید غدیر
، عید ولایت و امامت از یک مادر سیّده پا
به عرصه وجود
نهادی و
اوّلین فرزند ما شدی .
فرزندی که چشم از او بر نمی داشتیم و همیشه برایش
آیت الکرسی و چهار قل می
خواندیم .
نمی دانستیم از این امانت الهی
که تو باشی چگونه
مراقبت و
تشکّر کنیم ؟! ...
حالا سال ها از
تولّد و دوران کودکیت می گذرد
و تو در
مسیر زندگی به ترسیم
آینده ی خود مشغولی .
من معتقدمکه این
عمری که خدای متعال نصیب ما کرده است،
فرصت بی بازگشتی است که به نوبت در اختیار
همگان قرار می گیرد و این ما
هستیم که در این صفحه ی
سپید عمر ، باید بدانیم که چه بنویسیم
و چه نقّاشی کنیم
؟ عزیز دلم حالا هر وقت
جلوی آینه ایستادی ، فراتر از
صورت ظاهرت به سیرت
و باطنت بنگر که چگونه است ؟!
پسرم ! دانش را
تنها در دانشگاه نیست که می آموزند و
گرنه
بایستی قبل از تأسیس و رواج دانشگاه ها ، هیچ
دانش ودانشمندی وجود
نداشته باشد . این را نه از آن
جهت می نویسم که احتمال می دهم در کنکور قبول نشوی
...نه ... امّا کاش
روزی فرا می رسید که خیل
جوانان ما، به
جای حمله و هجوم به دانشگاه
ها وبالا بردنآمار گول زننده
کارشناس
و کارشناس ارشد یا به عبارت بهتر ، متخصّص
نمایان کم اطّلاع ،
به کتابخانه ها و مراکز تحقیقی هجوم می
آوردند تا هم خود را بسازند و هم آینده ی کشورشان
را.
پسرم درس هایت را
بخوان . تلاشت را بکن . امتحانت را بده
امّا اگر قبول نشدی ، خیال نکن که دنیا
به آخر رسیده است و
بدان که همه ی
راه های موفّقیّت به دانشگاه ختم نمی
شود و قبولی در دانشگاه ، تنها
راه چاره نیست . تعداد
دانشگاه
نرفته های موفّق ومفید در جامعه ،
از دانشگاه
دیده های به توفیق
رسیده ، بسیار بیشتر است .
پس نگران نباش . پاشنه ی
کفش هایت را بکش . کمربندت
را محکم کن و در کوچه های زندگی راه
بیفت . توفیق از آن
کسی است که صبور تر و منطقی تر است و بیشتر
هنرمی آموزد و بهتر کار می بندد.
دانشگاه واقعی در
کتاب ها و کتابخانه ها و آموزشکده های
فنّی و حرفه ای و محل های آموزش هنر است .
پسرم من می
توانستم بر خی حرف ها را رو در رو بگویم
ولی این که می نویسم می تواند ماندگار تر
باشد و حتّی
سال های سال و مکرّر
در مکرّر بازگو شود . حتّی اگر من هم
نباشم باز می تواند عامل ارتباط و گفت وگوی من وتو باشد
و هر
بار با خواندن این نامه ، مرا پیش
روی خود ، رودرروو
نگاه در نگاه خودت حس
کنی . پسرم حالا اگر چه بزرگ شده
ای ولی تو همان
فرزند دوست داشتنی قدیم من هستی و
جای
دوران کودکیت در دلم محفوظ است . وقتی
تو دانش
ومعرفت پیدا کنی ،من شکوفا می شوم و
وقتی تو در
مسیر کمال گام برداری من به کمال می رسم .
گاهی آرزو می کنی ای کاش مادرم حال و هوای من ِ جوان
را در ک می کرد من هم گاهی آرزو می کنم کاش پسرم،
عمق تجربه های زندگی و شناخت لغزش گا ه ها و دام ها
و فریب ها را مثل من می فهمید و تجربه
شده ها را
دوباره نمی آزمود. باری دوست دارم خودت را از گنجینه
ای
مثل " مشورت " وسرمایه
ای مانند ارشادو پشتوانه ای
هم چون نظارت وپشتیبانی
مثل پدر و مادر محروم نکنی .
پسرم
در سنّ وسالی هستی که گیرنده های
فکر و روح و
قلب و عاطفه ات،بسیار
حسّاس است . آن چه می بینی
و
می شنوی و میخوانی در
اندیشه و جانت می نشیند .
چه خوب که ایندستگاه های بسیار
حسّاس گیرنده را روی
موج صداقت ودیانت و خدا ترسی
وآخرت بینی و عاقبت اندیشی
تنظیمکنی ، تا آن چه دریافت می کنی
زلال و شفّاف و درست
و سالم و سازنده باشد . پسرم !
دوستی ، باز هم دوستی و
دوستی ،
دوستانت به تعبیر مولایمان امام علی (ع)
مثل
وصله ای برای لباس تو هستند .
این وصله ها باید با روح
و
رو حیّات تو جور باشد . نقش دوست در سعادت
تو بسیار
بسیار زیاد است . اگر
دوستانت از کسانی باشند که تو را
به عفاف و تقوا وخدا و متانت
و حیا دعوت کنند ،خوشا
به
حالت این نعمتی است که شکر لازم دارد
ولی اگر به
پشت پا زدن به سنّت ها وآداب دینی واجتماعی و روی
آوردن به خواسته ها و هوس ها و بی قیدی
ها باشد
چه؟
باید مواظب و هشیار
باشی ،زیر پایت را خالی نکنند .
خدا نکند چند دوست
نا باب و اهل هوس و فریبکار ،انسان
را
احاطه کنند. آن وقت مثل
ماهیانی که کنار هم و دسته
جمعی در یک تور بزرگ ، گرفتار صید شده اند
به سویی
کشانده می شوند و خیال می کنند
که هنوز هم آزادند و به
اختیار خویش ،ولی از اسارت گروهی ،غافلند
وگاهی اصلاً
حس نمی کنند که در دام
افتاده اند .
پسرم ،بین نگاه
وگناه، رابطه هاست وقتی چشم ، دریای
هوس شد ،قایق گناه در آن حرکت
می کند . پسرم از یاد
مبر که
پیوسته نگاه خدا، تو را در خلوت و
جلوت و تنهایی و
جمع می پاید . هوشیار کسی است که بار خود را ببندد و
برای را هی طولانی
تا ابدیّت ره توشه بر دارد .
بگذار جوانی ات
از پاکی و نجابت و کمال ، شکوفه
باران
شود . به یاد داشته باش که
تو باید هستی را بسازی . پس
ابتدا
خود را بساز . همّت بلند دار و نظر
گاهت را وسعت ده
که ارزش انسان به نقشی است که
می آفریند و یادی
که بر جا می گذارد.
امید وارم ،سروقدّانه
ببالی . مایه ی آبرو و اعتبار خانواده
واقوام و کشورت باشی . پسرم ،ساده باش امّا ساده لوح
نباش . بخشنده باش
امّا خودت را نباز . اجتماعی
باش امّا
اسیر جمع نباش . متفکّر باش امّا ساده
اندیش نباش . آینده
از آنِ
توست اگر باور داشته باشی . فراز ونشیب های
زندگی و کم و زیاد های آن درس های زیادی به من
داده و
البتّه برای
کلمه به کلمه این درس ها قیمت
گزافی را
هم از من گرفته
و چه قیمتی بالاتر و سنگین تر از
همه ی
روز ها و همه سال هایی که از دست رفته و
هیچ چیزی
نمی تواند حتّی
دقیقه ای از آن را به من بازگرداند . مثل
حرکت عقربه های ساعت که همیشه پیش می روند و
به عقب باز نمی گردند . سنگ
های سرد گورستان ها و
عکس های رنگ و
رو پریده ی پراکنده
در آن ها ، آیینه های
میلیون ها
آرزو ی در هم شکسته است . جوانی
ما هم در
هوای فرصت های
میان سالی و میان سالی ما در هوای
فرصت های دراز دوران پیری وبازنشستگی
از دست می
رود وتازه
در وقت پیری و بیماری و
شکستگی سر در پی
مسجد و تسبیح
می گذاریم تا شاید به رسم
سوداگران
، غنیمتی
بهشتی را فراچنگ آوریم .
شاید بسیاری از آن
چه را که امروز
برایت می نویسم درک نکنی امّا خوب می
دانم و به تجربه درک کرده ام
که زمانه همه را به تو
خواهد فهماند
وای کاش وقتی این همه
را در می یابی ،
فرصت های
بزرگی برایت مانده
باشد .
همیشه از این که فردایی نباشد تا کاری
را که باید انجام
دهم
ترسیده ام . اکنون تو در لطیف ترین
و حسّاس ترین
دوران زندگی ، با هر نسیم ، روح
جوانی را احساس می
کنی . می توانی آن گونه باشی که خدایت
به تو افتخار
کند.
می دانی که آدمی
هرگز از گذشته اش جدا
نیست و هر
گونه که
دوره ی جوانی را سپری کند آثار و
پیامد های
ناشی از گذراندن جوانی همه ی
عمر با او خواهد بود .
پسرم هر وقت به دیدگان
پر فروغ تو می نگرم فضای
جانم
روشنی می پذیرد . هر وقت تو را در هنگام نماز و صحبت با
معبود می بینم گویی صدای بال
فرشتگان را می شنوم که
تو
مانند آنهایی . امروز می دانم دوستی
با خدا را در
دوستی با قرآن
می توان یافت . که خدا تنها کسی
است
که برای صحبت کردن با او
موقع و مکان مطرح نیست . او
تنها کسی است که برای
سر کار گذاشتن مردم ، منشی
ندارد
و تلفنش اشغال نیست و همیشه
در دستر س است
و بدی آب و هوا هم نمی تواند
او را از دوستانش دور کند و
باتری تلفنش
هیچ وقت ضعیف نمی شود . هر
کسی که
باشی می توانی
در هر کجا و هر موقعیّتی که هستی
صدایش کنی و سؤال هایت را مطرح
کنی و پاسخ هایش
را بگیری .
امروز می دانم که
زیبا یی زندگی در ساده زیستی ،
راستگویی و درستکاری است و هر چه
انسان توقّع خود
را
کمتر کند راحت تر زندگی
خواهد کرد . امروز می دانم
که عشق و محبّت ، تنها وتنها
شایسته ی خداست و
شایسته
ی امام زمان «عج» خدایی که در
همراهی و
دوستی ، یاوری بی مانند است
و او بهترین خریدار عشق
و
محبّت است . اگر از من بپرسی خوش بختی
چیست
؟ می گویم خوش بختی رضایت و آرامش در زندگی است .
وقتی حسابت
با خدا صاف باشد از هر کاری که بکنی
رضایت درونی وآرامش
به دست می آوری .
تحقیق در باره زندگی وراز موفّقیّت مردان وزنان
مشهوری
که بدون تحصیلات دانشگاهی وبا امکانات
جزئی از سر امدان علم وادب و هنر سیاست
و صنعت در
ایران و جهان شده اند کاری بسیار
مفید است که می
توانی با دوستانت
در باره ی آن بیندیشی و تصمیم خوب و
قاطعی برای زندگی حال
وآینده خودت بگیری .
به خدا می سپارمت پسرم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حالاازآن زمان 5سالی می گذرد.پسرم درزندگی مادی ومعنوی خود بسیار
موفق شده وازدواج هم کرده است .برای همه فرزندان ایران اسلامی یک
صلوات بفرستید.