تست شماره 2 با پاسخ برای فارسی هفتم
پرسش های چهارگزینه ای فصل چهارم
تست فارسی پایه هفتم ......تشخیصی هشتم
1- با مرتب کردن واژه های زیر، جمله را مرتب کنید.
معرقت- درون- چشمه های – از- سر – باز – خواهند کرد- من
2-بیت ها و عبارت های زیر، از چند جمله تشکیل شده است؟
الف) برای فراگرفتن و فهمیدن و به ویژه برای کشف کردن ، سری به طبیعت روستا زدم .
ب) گفت: " جان پدر، تو نیز اگر بخفتی ، به از آن که در پوستین خلق افتی."
پ) گه از دیوار سنگ آمد گه از در.....
ت)معطر بود و خوب و دل پذیری بدو گفتم که مشکی یا عبیری ؟
که از بوی دلاویز تو مستم .
ث)به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیرزد آن که دلی را ز خود بیازاری
ج)بر کسی این در مکن زنهار باز
چ)کاش روزی به کام خود برسید ..........
3-در 'گزینه های زیر ، هر کدام تشبیه به کار نرفته است ، خط بزنید.
الف) چشمه های معرفت
ب) رشته دوستی
پ)برق خوش حالی
ت)هم چون مرواریدی در صدف
ث)نام تو کلید هر چه بستند
ج)هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
چ)زندگی بر تو می زند لبخند
ح)تورا توش هنر می باید آموخت
4-جمله " هوابارانی است " به کدام صورت خوانده نمی شود ؟
الف) امری ب) عاطفی پ) پرسشی ت) خبری
5-در ابیات و عبارت های زیر ، کدام واژه ها شبکه معنایی به وجود آورده اند ؟ زیر آنها خط بکشید.
الف) توی گلدسته های یک گنبد روز و شب زایر حرم باشیم
ب)معطر بود و خوب و دل پذیری بدو گفتم که مشکی یا عبیری ؟
که از بوی دلاویز تو مستم .
6- با توجه به بیت زیر ، کدام واژه نهاد نیست؟
گه از دیوار سنگ آمد گه از در گهی سر پنجه خونین شد گهی سر
الف) دیوار ب) سر پ) سرپنجه ت) سنگ
7-چه آرایه هایی در شعر زیر وجود دارد؟
الف) واژه واژه /سطر سطر /فصل فصل / گیسوان من سفید می شوند / هم چنان که سطر سطر / صفحه های دفترم سیاه می شوند
ب) نمودش بس که دور آن راه نزدیک شدش گیتی به پیش چشم تاریک
8- تاریخ ادبیات :
الف) نویسنده و سینماگری که با داستان های کودک و نوجوان ، فعالیت های فرهنگی اشرا شروع کرد و نخستین کتابش را با نام خانه ای برای شب ، در سال 1341 نوشت..........نام داشت.
ب)بیت زیر،از کدام شاعر است ؟ نام کتابش چیست؟
این درختانند هم چون خاکیان دست ها بر کرده اند از خاکدان
9- نهاد ، فعل ، متمم، مفعول و مسند را در جمله های زیر مشخص کنید.
الف) نهاد ها...................
مثل یک شاخه گل جوانه بزن
زنگ تفریح را که زنجره زد...
بر درختی شکوفه ای خندید در کتابی بهار معنا شد
ب)متمم ها............................
پدر را گفتم ....
یعنی که نمودند در آیینه صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
زندگی همین لحظه هاست و از دست دادن فرصت ها جز غصه و اندوه چیزی به همراه ندارد.
تو را پرواز بس زود است و دشوار زنو کاران که خواهد کار بسیار؟
برزگری پند به فرزند داد کای پسر این پیشه پس از من توراست
بر مردم چشم دیدن آموز / پ) گفتم: " ای تن رنج از بهر خدای بکش "
پ) مفعول ها: .............................................................
تا توانی پیش کس مگشای راز / الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم / تا معلم ز گرد راه رسید گفت با چهره ای پر از خنده / مصحف عزیز بر کنار گرفته و ...../ گفت پیغمبر هر آن کو سر نهفت / یکی سر بر نمی دارد ..../هم قصه نانموده دانی /هجوم فتنه های آسمانی مرا آموخت علم زندگانی / بر مردم چشم دیدن آموز
ت)-مسند ها .............................................................
دانه ها چون در زمین پنهان شوند ........../ زو.د گردد با مراد خویش جفت / روز و شب زایر حرم باشیم /
زندگی مجموعه ای از روزها و ماه ها و سال هاست /نگردد شاخک بی بن برومند / باز هم در کلاس غوغا شد /
یاد دارم که در ایام طفولیت ، متعبد و شب خیز بودم / متخصصان و دانشمندان خارجی مجبور شده اند که ....../
نظامی در آرایش صحنه های شعرش استاد بی نظیری است / هجوم فتنه های آسمانی مرا آموخت علم زندگانی
10- منظور از عبارت " آینده با حرف ساخته نمی شود " چیست ؟ توضیح داده و شعری را که در این زمینه به یاد می آورید بگویید.
11-معنی کنایی کدام گزینه نادرست است؟ روی آن خط بزنید.
الف) چشم از جهان فرو بست: به دنیا آمد ب) چشم دوختن کنایه از دقیق شدن پ) از کوره در رفتن کنایه از عصبانی شدن ت) از زبان افتادن کنایه از ناتوانی در سخن گفتن ث) بر باد مکن کنایه از تلف نکردن
ج) گره از کار دیگران گشودن کنایه از کمک کردن
12-شعر ای مرغک و شعر علم زندگانی که هر دو از پروین اعتصامی هستند با هم مقایسه کرده و شباهت ها و تفاوت های آن را بگویید.
13- معنی شعر و متن :
الف) جهان جمله فروغ روی حق دان
حق اندر وی ز پیدایی است پنهان
ب) به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو بینم
پ) گفتم: " ای تن رنج از بهر خدای بکش
ت) همه شب دیده بر هم نبسته و ....
ث) به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود
نیرزد آن که دلی را زخود بیازاری .
13-کدام دسته از فعل ها ، تماما اسنادی است؟
الف) دید-باشد-گفت ب)ایستاد-آمد-پرید
پ)گشت-رفت- دید ت)گردید-است-باد
14-بهتراز هرچه هست در دنیا............................... مصراع دوم رااز خودتان بسازید.
15 – مفرد نوابغ و وظایف چیست؟
16-اگر بیت زیر،بیت آغاز یک شعر ده بیتی باشد ، قالب آن کدام است؟
" روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست "
الف)مثنوی ب)قطعه پ)چهارپاره ت)رباعی
17-شخص و شمار فعل های عبارت زیر به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟
" دانش آموزان دوستش داشتند . همان گونه که وقتی رییس جمهور هم شد ، مردم اورا دوست داشتند."
الف)سوم شخص مفرد- سوم شخص مفرد- سوم شخص مفرد
ب)سوم شخص جمع- دوم شخص مفرد- سوم شخص جمع
پ)سوم شخص جمع- سوم شخص مفرد-سوم شخص جمع
ت) سوم شخص مفرد- سوم شخص مفرد –دوم شخص جمع
18- معنی واژه های زیر را بنویسید.سپس دو واژه ساده و دو واژه غیر ساده از بین آن ها انتخاب کرده و بگویید.
خرناسه-مویه-استحکامات- استقلال- کیمیا- اعظم- گیتی- اثنا- حک کردن- مصاحبت- تامل- بصیرت- استعداد- تحلیل- مطبوعات- رسانه ها- پارسایی-شب خیز- متعبد- فارغ- افق-گلدسته- مناره-زایر- هست کن- اساس-ترقی- ضریح- حجره- علامه- دارالشفا- حرم- شیفته- متواضع- مطهر- هی- عجوز-محفل- معظم-زنده دلان- تعالی- مشاعره- نوید-رزق- چمیدن
19- نقش واژه هایی که زیر آن ها خط کشیده شده مشخص کنید.چه آرایه ادبی دارد؟.
ای مرغک خرد ز آشیانه پرواز کن و پریدن آموز
20- این بیت یادآور کدام عبارت یا بیت کتاب است؟
" این همه نقش عجب بر درو دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار"
21- قافیه را در بیت زیر معلوم کنید.
پرید از شاخکی بر شاخساری گذشت از بامکی بر جوکناری
شرح و تفسیر ملاک های ارزیابی نوشتاری و خوانشی در جشنواره نوجوان خوارزمی
1- عنوان زیبا: درانتخاب نام وعنوان باید کوتاهی و خلاقیت رعایت شود . جوهره وماندگارترین واژه و اصطلاح ممکن که ریشه ای و اصولی نوشته شود می تواند یک عنوان خوب و منحصر به فرد باشد.(کم گوی و گزیده گوی چون در)
2- نگاه نو و خلاقانه به تصویر:
دانش آموز خود را فراسوی موانع و محدودیت های فکری، فرهنگی و ا جتماعی قرار دهد تابتواند از عادت های ذهنی تثبیت شده در محیط اطراف خود عبور کند و افق های تازه خلاقیت و نواندیشی بگشاید.عمق و پس زمینه های تصویر را دیده و ارتباط را درک کند.
نظم و ساختار ذهن اوست که موجب مکاشفه ی نظم ها ،ساختارهای نو و بدیع در پدیده ها و تقویت انگیزه و شوق او برای آفرینش ساختارهای تازه و بدیع در قالب آثار ادبی خواهد شد.
مثلا از یک زاویه دید نو بنویسد یا فضا سازی نوی را در ذهن و نوشته ایجادکند یا مثلا در نوشته اش به ادغام شخصیت پردازی و فضاسازی بپردازد که با هم در تعامل باشند یا یک صحنه را از دیدگاه و نگاه های نو و متفاوت بیان کند.این مورد ارتباط مستقیم با تحلیل و توانایی تصویر سازی و ارایه راه حل های جدید برای حل مسایل و افکار و طرح های نوین برای مسایل مطرح شده و بهبود آنها دارد.
دانش آموزی که اندیشه های بیدار شده و بینش نو دارد ازعادت های همیشگی بیرون آمده و مورد نوینی را ارایه می دهد.
3-جزییات تصویر:استفاده از رنگ ، خطوط ،عناصر، حواس پنجگانه و حواشی در انشا مثلا اعداد و ارقام موجود در تصویر ، کوچکی و بزرگی و .....
اگر دقت دانش آموز از نظر بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه زیاد باشد آنها را در نوشته خود منعکس می کند. دانش آموز پس از مشاهده دقیق تصویر می تواند یادداشت برداری کند و ریز ریز بنویسد مثلا دیالوگ های تصویر انسان ها را بنویسد .
تمرکز کافی در کلیه حوا س ،ادراک دیداری و شنیداری ، به کارگیری انواع حافظه در نوشته به بیان جزییات تصویر در نوشته کمک می کند.
4-درک مناسب از عناصر و پیکره تصویر :
از کلیت تصویر یک یا چند برداشت عمیق ،گسترده و خلاقانه داشته باشد.پیام تصویر را گرفته باشدو به برداشتهای دست نیافتنی برسد.
5- خوش آغازی :شروع جذاب و گیرا، زیبا و هنری. نشان دادن نمایی کلی از محتوای نوشته ،به اصطلاح نرمش آغازین ذهنی ونحوه ورود مناسب .
مثلا بیت یا جمله حکیمانه ای که به موضوع و یا کل تصویر بپردازد.
6- بيان مناسب انديشه و برداشت نويسنده از موضوع:
افکار جمع بندی شده را با قلم مناسب بنویسد.
7- اثبات واستدلال مناسب و پشتیبانی طرز نگرش در بخش بدنه :
نقد موضوعات، پدیده ها و عملکردها بدون شاخص و استدلال درست، خطاهای جدی در بر خواهد داشت. گاهی برداشت از نقد این است که تنها باید به ضعف ها، کاستی ها و کمبودها اشاره گردد. این برداشت غلط از نقد در افزایش بار منفی این واژه گران بها موثر بوده است.
در واقع در نقدها نباید تنها به نیمه خالی لیوان نگریست و باید بتوان واقعیت های مثبت و منفی را با هم دید و در بیان آنهااز بهترین روش ها استفاده نمود.
8- توجه به انسجام نوشته و رعایت نظم ذهنی :
یعنی وحدت موضوع و دور نیفتادن از اصل موضوع .به هر حال وقتی که دانش آموز درست اندیشیده باشد و درست طرح ریزی کرده و مطالب را ساختار بندی و سازماندهی کند ،نوشته ها بازبینی ، تجدید نظر و اصلاح می شود . طراحی شفاف و مفصل نوشته ها باعث این می شود که جمله ها پیوسته و منسجم باشد .
یعنی پرهیز از پراکنده گویی و از این شاخه به آن شاخه پریدن برای تاثیرگذاری خوب و واحد.
9- خلاقیت و بهره گیری ادبی و استفاده از ترکیب های زیبا و خوش ساخت :
هدف از این قسمت 1-استفاده از زبان ادبی برای آسانی درک باشد2-اثر را زیبا و جذاب کند 3-از مخاطب رفع خستگی شود و ترکیب ها دشوار و دیر یاب نباشد.
متن مصنوع و متکلف نباشد. مثلا استعاره های پی در پی نداشته باشد.
10-جمع بندی تأثيرگذار و تفكّر برانگيز:که ذهن مخاطب را درگیرکند.
11- درست نويسی (رعايت نشانه های نگارشی، املای صحيح واژگان، دستورزبان و خط خوش)
در خدمت و سهولت درک خواننده باشد.
12- ارتباط متن با تصوير ارائه شده:
13- خوش فرجامی (فرود مناسب):جمع بندی مطالب به شکلی زیبا و تاثیر گذار و تفکر برانگیز مثلا کلامی نغز با شعر و یا سخنی شایسته بنویسد.
|
1- صدای بلند و رسا .واضح بودن و رسمی بودن صدا. |
|
2- رعايت آهنگ و لحن مناسب كلام: آوازخوش، موزون و کشیدن صداها و اجتماع حالتهای صداهای مختلف و لحن خواندن .نحوۀ خواندن وبیان کردن جملات با توجه به شرایط موجود وفضای حاکم برجمله و کل متن باشد. باید دانست که به هنگام تلفظ کردن متن ،نه تنها هر متن ،بلکه هر بند وهر جمله نیز به تنهایی اعم از طنز یا جد ،لحن خاص خود را می طلبد و ممکن است درهر بند انواع واقسام لحن ها به کار گرفته شود .در کنار این موارد در هر جمله،هر کلمه نیز می تواند آوای خاص خود را داشته باشد. به طور مثال در شعرها،قافیه ها و ردیف ها در انواع مختلف،آواهای متفاوت وتلفظ های گوناگون را می طلبند ویا ممکن است تأکید شاعر یا نویسنده در هر جملۀ کوتاه روی کلمه ای خاص باشد که با رعایت لحن کامل وعلایم نگارشی واحوال نویسنده،شکل خاصی به خود می گیرد. گام اول: خواندن درست وروان یک متن است. گام دوم :رعایت لحن وآهنگ متن با توجه به شرایط موجود ومتناسب با فضای حاکم بر متن . مثلا لحن ستایشی در این بیت : محمد کآفرینش هست خاکش هزاران آفـــرین بر جان پاکــش به اغراق ها ومبالغه ها باید توجّه کرد. حادثه ای است که در خاطر انسان باقی می ماند وآن قدر برای نویسنده اهمیت داشته که آن را نوشته است. خواننده خاطره ها باید آن را به گونه ای بخواند که گویی برای خودش اتفاق افتاده است. خاطرات را می توان به چند دسته تقسیم کرد : خاطرات خوش، خاطرات بد، خاطرات عجیب، خاطرات اولین آشنایی ها وبرخورد ها با اشیا و افراد و… . خواننده با خواندن نخستین کلمه ها وجمله ها از طریق توصیفات موجود درمتن می تواند به جریان ذهنی وفضای خوشایند یا ناخوشایند خاطرات پی ببرد و حس و لحن خاصی برای آن در نظر بگیرد. این کاراز طریق متن نیز انجام پذیر است؛ مانندمتن مقابل از ابوریحان وریحانه: « سال ها آرزویم این بود که دوباره چهره زیبای استادم را ببینم .به نشانه احترام در برابرش زانو بزنم وپاسخ پرسش هایم را از کلامش بشنوم…» خواننده خاطرات بیش از خواننده داستان وحکایت باید بر متن مسلط شود و بیش از آن ها باید به بار احساسی وعاطفی کلام، آشنایی و چیرگی یابد. بایدلبخند یا غم ویا نگاه های خواننده به مخاطبان، منتقل شود و شنونده را با او همدل کند. ترتیب در هنگام خواندن خاطرات باید : در هنگام خواندن شعر حماسی باید آهنگ شعر را که مساوی با «تَ تَن تَن،ت تن تن، ت تن تن، تَ تن» (فعولن فعولن فعولن فعل)است حفظ کرد. |
|
3- تلفظ درست. |
|
4- رعايت مكث و درنگ و خواندن علایم نگارشی. (ايستگاه های آوايی مانند قطع و وصل و كشش های آوايی) رعایت مکث و درنگ ایستگاه های آوایی مثل قطع و وصل و کشش های آوایی ايجاد الگوهاي ملوديک در آواز ايراني در اثر تغيير ارتفاع صوت در هجاهاي تکيه بر و تغيير آهنگ کلام در انواع جملات زبان فارسي (پرسشي، شرطي، امري، مرکب و ...). در اين بخش افزون بر بررسي چگونگي تطابق الگوهاي زباني با نمونه هاي آوازي، راهکارهاي موجود در موسيقي آوازي براي حفظ اين تطابق نيز معرفي شده اند. |
|
|
|
5- بهره گيری از زبان غيركلامی / عناصر پيرازبانی هماهنگی زبان آوایی با زبان بدن و چهره است که البته نباید تصنعی باشد. زبان غیر کلامی یعنی هر چه مربوط به گفتار نیست. نوع نگاه ونوع پوشش و... . این که دانش آموز نشسته یا برپا اجرا کند فرقی ندارد. خیلی هم دست ها را تکان ندهد چون حواسها پرت تکان دادن دستها می شود نه متن ونوشته(تعادل حرکات) ارتباط مؤثر، تنها وسیله انتقال اطلاعات بین افراد وتنها راه نشان دادن احساسات به دیگران وبهترین راه تصحیح سوء تفاهمها است. پیششرط هر نوع آموزش مؤثر، و در نتیجه لازمه رشد یک اجتماع است. فرآیند برقراری ارتباط کلامی، شامل چگونگی شروع صحبت، نحوه جملهبندی، زمان بندی ارتباط کلامی، ملاحظات موقعیتی و بالاخره چگونگی جمعبندی و ختم ارتباط میباشد عنصر غیرکلامی ارتباط شامل آن وجهی از ارتباط هستند که اختصاصاً به جنبههایی غیر از محتوای کلامی و فرآیند بیان کلامی مربوط میگردند. دراین مقوله میتوان تن صدا، آهنگ صدا، تماس چشمی، حالات چهرهای، ژستها، حالات بدنی، و گوش دادن را نام برد.عناصر کلامی وغیرکلامی ارتباط، هرکدام اجزای خود را دارند. این اجزا را میتوان به این صورت تعریف نمود: محتوای کلام: این که موضوع گفت و گو چیست، خود میتواند به ادامه ارتباط یا قطع آن منجر گردد.توجه به ابعاد فرهنگی و خردهفرهنگی: هنگامی که گوینده و شنونده به ویژگیهای فرهنگی و حتّی خردهفرهنگی فرد مقابل توجه نمیکنند، ارتباط قطع میشود.چگونگی شروع صحبت: نوع آغاز محاوره، یعنی اولین جملات و اولین نشانههای غیرکلامی برقراری ارتباط، تعیینکننده تداوم ارتباط هستند. نحوة جملهبندی: آیا تاکنون به این موضوع توجه کردهاید که خیلی ازمواقع تحت تأثیر کلام دیگران قرار میگیرید، فقط به این دلیل که میدانند "چگونه بگویند".ملاحظات موقعیتی: جایگاه اجتماعی افراد، مکان و فضای اجتماعی از دیگرعواملی هستند که میتوانند به ارتباط مؤثر یا نامؤثر منجر گردند. چگونگی جمعبندی و ختم ارتباط: علاوه بر آغاز کلام، چگونگی ختم ارتباط و گفت وگو نیز عاملی مهم در برقراری ارتباط مؤثر است. مثلاً جمعبندی نهایی و خلاصه کردن گفتوگو، راهی مؤثر برای ختم ارتباط است .تن صدا: افرادی که در برقراری ارتباط ماهر و کارآمد هستند، به کششهای آوایی کلام خود در طول محاوره توجه دارند.آهنگ صدا: علاوه بر کششهای آوایی، ریتم و آهنگ کلام نیز به مؤثرواقع شدن ارتباط کمک میکند. به سبک کلام افرادی که از موفقیت اجتماعی برخوردارند توجه کنید. این افراد عوامل فوقالذکر را در کلام خود رعایت میکنند. تماس چشمی: به خاطر داشته باشید که ارتباط تنها گفتن و شنیدن نیست. تماس چشمی ابزاری خوب برای انتقال پیامهای ظریف اجتماعی، حفظ توجه مخاطب، و انتقال عاطفه حالات چهرهای: چهره و نوع حرکات ابرو و دهان نیز پیامهایی به سمت مخاطب میفرستند که ارتباط را تسهیل کرده و یا با مانع مواجه میسازند. حالات چهره به شدّت به فرهنگ وابستهاند. ژستها: افرادی که در برقراری ارتباط ماهر هستند، به کلام، چشم، و حالات چهره اکتفا نکرده و از دستها، انگشتها، پاها و باقی اندامهای بدن برای انتقال پیام استفاده میکنند. حالات بدنی: سبک نشستن، ایستادن، و راه رفتن یک فرد نیز به طور خودکار پیامهایی به مخاطب منتقل میسازد. |
همکاران عزیز ، تمام این مراحل نیاز به آموزش و راهنمایی دارد. لازمه موفقیت دانش آموزان هم برخورداری از یک مربی ودبیر راهنمای آموزش دیده است.ارایه نمونه کارهای برجسته و منتخب سال های گذشته نیز کمک موثری خواهد بود. بند بند ملاک ها از اهمیت و توجه ویژه ای برخوردار است که باید در طول سال تحصیلی و در کنار کتابمهارت های نوشتاری کار و تمرین شود نه این که کار در یکی دو جلسه کارگاهی به اتمام برسد.
موفق باشید. هاشمی زاده دبیر طرقبه
مدیریت وبلاگ حدود دوماهه خرابه و کار نمی کرد یعنی نمیشد مطلب ثبت کنم .
فکر نمی کردم مطالبی که اینقدر زحمت تایپ و ثبتش را کشیدم با سهل انگاری ازبین بره . این تعطیلی بلاگفا هم کار دستم داد . هر چه فکر میکنم دیگه روحیه و توان برگشتن دوباره را ندارم . خیلی حیف شد. کاش بشه یه جوری مطالب را برگرداند . فکر کنم باید نسخه پشتیبان تهیه می کردم. کسی چیزی نمیدونه ؟؟
مدیریت وبلاگ حدود دوماهه خرابه و کار نمی کرد یعنی نمیشد مطلب ثبت کنم .
فکر نمی کردم مطالبی که اینقدر زحمت تایپ و ثبتش را کشیدم با سهل انگاری ازبین بره . این تعطیلی بلاگفا هم کار دستم داد . هر چه فکر میکنم دیگه روحیه و توان برگشتن دوباره را ندارم . خیلی حیف شد. کاش بشه یه جوری مطالب را برگرداند . فکر کنم باید نسخه پشتیبان تهیه می کردم. کسی چیزی نمیدونه ؟؟
1)در زبان فارسی کاربرد کلماتی مثل« شاعره ، مدیره ، محترمه ، این جانبه و...» برای زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربی در فارسی ،صفت ها یی از این قبیل،برای زن و مرد یکسان به کار برده می شود و باید به شکل « شاعر، مدیر، محترم،این جانب و ...»استفاده شود.
2)همزه « ء»یکی از حروف الفبای فارسی است. این حرف مانند سایر حروف در خطّ فارسی حرکت گذاری نمی شود. بنابراین می نویسیم «رأی ، مؤسس ، جزء » و نمی نویسیم «رأًی ، مؤسس ،جزءِ »
3)به کار بردن نشانه ی جمع «ات»مخصوص واژه های عربی است واستفاده از آن برای کلمات فارسی درست نیست. مثلاً«تحقیق» کلمه ای عربی است و اگر گفته شود «تحقیقات» درست است امّا کاربرد کلماتی مثل«پیشنهادات،گرایشات،گزارشات،سفارشات،فرمایشات و...»نادرست است و باید گفته شود«پیشنهاد ها ،گرایش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمایش ها و...».
4)نشانه ی « تنوین» مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن ها با کلمات فارسی نادرست است .مثلاً واژه ی«شخصاً» درست است زیرا« شخص »عربی است امّا واژه هایی چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و...» نادرست است و به جای آن ها باید«گاهی ، به ناچار ،جانی ،زبانی،دوم،سوم و...»را به کار برد.
5)گاهی به جای جمله ی دعایی«صلّی الله علیه و آله»به اختصار می نویسیم(ص)0هنگام خواندن این نشانه اختصاری باید بگوییم«صلّی الله علیه و آله» زیرا اگر علیه را از جمله حذف کنیم وفقط بگوییم«صلّی الله» معنی جمله ی عربی ناقص می شودومعنای آن چنین می شود:«پیامبر که- درود خداوندباد- فرمود:...»
6)معمولاًکلماتی که جمع مکسر هستند نباید دوباره جمع بسته شوند بنابراین به جای این که بگوییم و بنویسیم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،کتب ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو...»می گوییم و می نویسیم «اخبار،خواص،اخلاق،کتب،طرق،حواس،اولادو...»
7)وقتی از اصطلاح «به قول معروف »استفاده می کنیم حتماً بعد از آن باید کنایه،ضرب المثل،حکمت ویا سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب معمولی؛مثلاً اگر بگوییم«آن قدراین جا ایستادم که به قول معروف خسته شدم »درست نیست امّا می توانیم این جمله را این گونه اصلاح کنیم«آن قدر این جا ایستادم که به قول معروف زیر پایم علف سبز شد».
8)کاربرد کلمه ی«علیه»درست است نه«برعلیه» زیرا «علیه»یعنی «برضد او»و«برعلیه»یعنی « بربرضداو»که نادرست است پس به عنوان مثال می توان گفت«اوعلیه کسی اقدام نکرد».
9)بهتر است به جای«ی»میانجی کوچک«ء»در برخی واژه ها، شکل بزرگ آن رابه کار ببریم ؛مثلاًبه جای «خانهءما»ویا«قصهءزیبا »بنویسیم«خانه ی ما »و«قصه ی زیبا» زیرا«ی»میانجی کوچک به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزی می شود.
10)نشانه ی«یّت»مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن با کلمات فارسی جایز نیست؛مثلاًاگربگوییم و بنویسیم«بشریّت،انسانیّت،مدیریّت»صحیح است امّا نمی توانیم واژه هایی مثل«خوبیّت،شهریِّت،رهبریّت، آشناییّت،منیّت و...»را به کار ببریم زیرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و...»فارسی هستند.
11)کلماتی مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء و...»عربی هستند و در زبان فارسی باید بدون همزه ی پایانی و به شکل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو...»به کار برده شوند.
12)کلماتی مثل«حُسن خوبی،سوابق گذشته،فینال آخر،مدخل ورودی،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شیرین،پس بنابراین،سایرشهرهای دیگر،سال عام الفیل،شب لیلةالقدر و...» دارای «حشو»یعنی تکرار زاید هستند و کاربرد آن ها نادرست است.به عنوان نمونه در«سال عام الفیل»هم واژه ی«سال» و هم واژه ی «عام» هردو به یک معناست بنابراین یکی از آن ها زاید است.هم چنین در«شب لیلةالقدر»هم«شب»وهم «لیلة»هر دو به یک معناست و یکی از این دو زاید است.
13)واژه ی«برخوردار»به معنی «بهره مند»است و در جایی به کار برده می شود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از سلامت کامل برخوردار است»کلمه ی «برخوردار» در معنی صحیح خود به کار رفته است امّا اگر بگوییم«این بیمار از ضعف و کم خونی برخوردار است»نادرست است.
14)«حقّ»و کلمات دیگری که در زبان عربی تشدید پایانی دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و...»زمانی در فارسی تشدید می گیرند که بعد از آن کسره بیاید؛مانند «حقِّ من،سدِّ کرج،مستحقِّّّّّّ کمک و... » در غیر این صورت به تشدید نیازی ندارند.
به لطف و یاری خداوند ، توانستم در جشنواره الگوهای برتر تدریس درس تفکر و سبک زندگی پایه هفتم
رتبه اول استانی را کسب کنم.
موضوع درس تدریس شده کنترل و مدیریت خشم بود .
چنان چه دوستان عزیز نظرات و پیشنهادات سازنده ای برای موفقیتم در مرحله کشوری دارند
به گوش جان پذیرا و سپاسگزارم.
التماس دعا
به رغم سکوت گروه ادبیات استان و برخی دست اندرکاران در قبال پرسش مطرح شده در خصوص شیوه ارزشیابی درس ادبیات، پایگاه کیفیت بخشی به فرایند آموزشی درس ادبیات فارسی، جدول ارشیابی پایانی ادبیات متوسطه اول را به هشتصدو هشتادو سومین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش در سال 1392و شیوه نامه مصوب در آن نشست، ارجاع داده است.با توجه به این شیوه نامه، ارزشیابی درس فارسی شفاهی است و املا و انشا کتبی باید برگزار شود.همکاران می توانند به استناد حرف پایگاه کیفیت بخشی، آزمون درس فارسی را به صورت شفاهی و قبل از برنامه امتحانی خرداد ماه برگزار کنند.
توجة: آقای مهدی یعقوبی از دبیران اسبق ادبیات و ازکارشناسان فعلی سنجش اداره آموزش و پرورش شهرستان تربت حیدریه نیز تایید کرد که هیچ بخش نامه ای از وزارت مبنی بر کتبی بودن درس فارسی به ادارات نرسیده است.این در حالی است که گروه های درسی استان امسال مسابقه طرح سوال از درس فارسی را برگزار کرد و قرار است به همین زودی نتایج آن اعلام شود.

1- مهناز واحدی از آموزشگاه شهید انوری طرقبه
2- مهلا مرادی از آموزشگاه حضرت معصومه حصار گلستان
3- پویا محمودیان از آموزشگاه حدیدی پور
4- پور محمود از آموزشگاه کریمی پسرانه طرقبه
این موفقیت را از جانب خودم ،مدیریت و دبیران محترم و سختکوش آموزشگاه به فرزندان خوبم و خانواده عزیزشان تبریک می گویم و برایشان آرزوی موفقیت بیش از پیش دارم.
*ضمناً رقابت مرحله ی استانی هفته ی آخر خردادماه برگزار می گردد.
برگرفته از وبلاگ وزین ادبیات کاشمر
ما می توانیم
البته با نگاهی متفاوت ، این فیلم کوتاه توسط دوستان وهمکاران من در موسسه ی آموزشی
امام حسین ( ع ) تهیه گردیده است. ( محل فیلم برداری : امام زاده سید حمزه
( باغ مزار ) کاشمر )
http://s4.picofile.com/file/8183732918/ae1bb42cd3cba719bd76ea5bebeb4db71570325_35670.mp4.html
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...

من این جمله ی ناقص را روی تخته نوشتم واز بچه ها خواستم کتاب را به
چیزهای متفاوتی تشبیه کرده و بگویندو توضیحات زیر نوشته های روی تخته
امروز بود .
کتاب مثل .........است چون ....................................................
1- کتاب مثل خورشیداست، چون برفضای زندگی می تابد. همه جا را نورانی می کند . یخ های نادانی را آب می کند.سستی ها را از میان بر می دارد. به انسان شور زندگی و گرمای حیات می بخشد.
2- کتاب همانند باران است چون برسبزه زار وجود می بارد. گردو خاک ها را کنار می زند.گل و گیاه دانایی را شکوفا می کند.وجود انسان را آماده ی رشد و ثمر دهی می کند.
3- کتاب گویی نسیم است. هنگامی که می وزد ،جان را جلا می بخشد.تن را شاداب و با طراوت می کند.جسم را نوازش می کند و به روان آدمی بال پرواز می بخشدولذت و شادمانی را به انسان هدیه می کند.
4- کتاب چون ستاره است .چون در تاریکی هم سو سو می زندو فضای خاکستری مغز را روشن می کند.
5- کتاب مثل دریاست هم زیباست و هم به شناگران مروارید و گوهر می بخشد. هم روح را تلطیف می کندو هم روحیه را. هم به تن صفا می بخشد هم به جان .کتاب ،مروارید دانایی و صدف توانایی را به خوانندگان خود ارزانی می دارد. کتاب خوب چقدر خوب است.
6- کتاب مثل آب است ما با آب زنده ایم. کتاب همانند گل است و هر گلی یک بویی دارد.
7- کتاب مانند چوب جادویی برای رسیدن به آرزوهاو تغییر مسیر سرنوشت است.
8- کتاب همچون مادر است .مهربان و دوست داشتنی.
9- کتاب مانند نردبان است و پله های ترقی ما به حساب می آید.
1- جمله های هر یک از دانش آموزان کنار هم نوشته شدو سپس ویرایش گردید.
حالا انشای زیبایی به نام کتاب داریم.
2- خوب حالا کلمه ی اول یعنی کتاب ،مشبه است وکلمه هایی مثل
خورشید-باران- نسیم- ستاره-دریا -آب -چوب جادویی-مادر-نردبان
مشبه به می باشد.
کلمه هایی مانند،چون،مثل،همانند،گویی و...ادات تشبیه هستند.
بقیه ی جمله ،وجه شبه می باشد.
هنگامي که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد با مشکل کوچکي
روبرو شد. آنها دريافتند که خودکارهاي موجود درفضاي بدون جاذبه کار نمي کنند،
جوهر خودکار به سمت پايين جريان نمي يابد و روي سطح کاغذ نمي ريزد.
براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون را انتخاب کردند.
تحقيقات بيش از يک دهه طول کشيد، دوازده ميليون دلار صرف شد و
در نهايت آنها خودکاري طراحي کردند که در محيط بدون جاذبه مي نوشت، زير آب
کار مي کرد،
روي هر سطحي حتي کريستال مي نوشت و در دماي زير صفر تا سيصد درجه
سانتيگراد کار مي کرد.
اما روس ها راه حل ساده تري داشتند. آنها از مداد استفاده کردند.
نفحههای آسمانی
،همواره می وزد تا روح ما را که گرفتار روزمرگی و عادت شده است به جهانی فراتر از
آن چه هستیم ،سوق دهد.
گروهی خود را در معرض آن قرار داده و پرواز می کنند و گروهی پای بست زنجیر عادت می شوندو هم چنان فرصت های
طلایی برای رهایی از این انجماد را از دست می دهند . مولانا می گوید همانا برای
پروردگارتان در طول روزهای روزگارتان ،بوهای خوشی است. هان خود را در معرض آن
قرار دهید تا از آن برخوردار گردید. در تفسیر حدیث ان لربکم فی
ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالها
بوسه در عرفان یعنی چشش و برخورداری از دم لطف و نفس روحانی و نویسنده به زیبایی و در جای مناسب ،آن را به کار برده است.شاپرک با هر بوسه ،او را از لذت روحانی برخوردار می کند و عشق را در وجودش جاری می سازد و به تدریج مس وجودش در اثر همین کیمیای عشق زرین می شود و به درجه ی آگاهی می رسد. این داستان شبیه پینوکیو است. نمادهای هر دو داستان هم تقریبا یکی است . در این داستان ،شاپرک، فرشته عشق است و در آن داستان ،پری مهربان ،در این جا خفاش داریم و در آن جا گربه نره و روباه مکار .پینوکیو عروسکی چوبی است که پدر ژپتو آن را ساخته و چون از روح پدرانه خود برآن دمیده خلق و خویی انسانی پیدا کرده . گربه و روباه هم نیروی شر وجود او هستند و دایم تلاش می کنند او را از درجه انسانی ساقط کنند و به درجه حیوانی تنزل دهند. پینوکیو تبدیل به دراز گوش شده یا دماغش بزرگ می شود اما پری مهربان که نماد نفحه های رحمانی است با نیروی عشق هر بار به کمک او می شتابد و او را متوجه روح انسانی اش می کند و پس از ماجراهای فراوان ،پینوکیو،قالبی انسانی می گیردو متعالی می شود.
نکته ی غمناک داستان : دیگران آگاهی اورا دوست ندارند چون برخلاف عادت رفتار می کند. این که چرا اندیشه های مترقی و احیانا معترض در بیشتر جوامع،واکنش بازدارنده ی دیگران را برمی انگیزد،خود سوالی است. آدم آهنی وقتی آگاه می شود ،در چاه می شود.
خود شاپرک با گفتار و کرداری بی آلایش و متفاوت با سایرین که کارشان خندیدن به گفتار و کردار آدم آهنی است در دل آهنی او نفوذ پیدا می کندو با ایثار تمامی خود به او فرصت زندگی و پرواز می دهد.
تروم (آدم آهنی)نماد شخصیتی مسخ شده و محکوم به انجماد اندیشه است و فقط به سوال های پیش پا افتاده و معمولی جواب می دهد و اساسا نباید از آن چه برایش تعریف کرده اند ،فراتر بیندیشد و بگوید .نماد انسان ماشینی که از خود اراده و اختیاری ندارد و بی روح است و خالی از عشق .
شاپرک فرشته ی عشق و عاطفه که معصومیتی ساده و کودکانه دارد.
خفاش که نماد روز کوری است ،حقیقت را نمی بیند و قاتل عشق و عاطفه است.
اتفاق جالبی می افتد و این اتفاق جالب ،تروم را از آن گونه بودن خارج و به آن گونه که می تواند و باید باشد ،رهنمون می شود . فرشته عشق بر شانه اش می نشیندو حدیث دوستی آغاز می شود و این محبت با هر بار دیدار مجددو بوسه ی شاپرک برگونه های آدم آهنی روحی انسانی می بخشد.تا جایی که از خود خارج شده و تمام وجودش بال بالی می شود.
آدم آهنی ،مظهر آدم بی احساس و عاطفه و ماشین زده است و نشان دهنده ی تمدن خشک غرب است و عاطفه را نمی فهمد. شعر مشهور مولوی را به یاد می آورد که :از محبت خارها گل می شود.
آدم آهنی براثر محبت یک شاپرک تغییر رفتار می دهد .
آرزو ،غم،شادی و ترس موجودات .....بیان شده است.
چنین داستان هایی روح لطیف وبکر بچه ها را که هر لحظه در معرض تهدید و تخریب قرار دارند ،لطافتی دوباره می بخشد واز آسیب پذیری آن می کاهد . چیزی که امروز بیش از هر زمان دیگری بدان نیازمندیم.
اهداف درس:
1- آشنایی با یک نمونه از ادبیات جهان وآشنایی بیشتر با آرایه تشخیص
2-تقویت حس باطنی و تخیل دانش آموزان
3-آشنایی با داستان های نمادین یا رمزی
طرح پرسش توسط معلم:
1-چرا آدم آهنی به همه ی سوال ها پاسخ یکسان می داد؟
2-چه عاملی باعث تحول زندگی آدم آهنی شد؟!
+پس از شنیدن پاسخ ها ،بحث و گفت و گو صورت خواهد گرفت.
+پیام اصلی و فرعی درس روی تخته نوشته شود.
+ پخش آهنگ شعر آدم آهنی از رضا صادقی برای شروع و بعد کمی نظر خواهی راجع به متن
شعر از بچه ها
+ پخش فیلم آدم آهنی سر کلاس که می توانید دانلود کنید.
+اجرای درس به روش نمایشی . یکی از دانش آموزان آدم آهنی شود و همان حرکات را انجام دهد
(خشک و بدون لبخند) یکی هم که احساس عاطفی بیشتری دارد نقش شاپرک را بازی کند و سایر
نقش ها نیز مشخص شود.
روش های پیشنهادی تدریس:
1- صامت خوانی 2- هم یاری 3- نمایشی
گرداگرد این باغچه ها ،چه قسمت طرف صحن حیاط و چه دیواره ی طرف خرند (ردیف آخر)باغ با آجرهایی که از طریق یک زاویه ی خرد تا کمر در خاک فرو رفته ،حصار کنگره داری کشیده و زیبایی باغچه ها را دو چندان کرده اند.تقریبا تمام درختان انار و پسته و توت و انجیر به طور کامل برگ درآورده اندو چتر سبزی از برگ های شاداب بر روی باغ کشیده شده است.عده ای به تدارک و تزیین اتاق مهمان خانه مشغولند . درهای شیشه دار و مشبک آن را با آن شیشه های رنگی فانتزی باز کرده اند. از اتاق کرسی خانه ، رختخواب سفید و نوی را که مادر چندی پیش به همین منظور (ختنه)بار کرده و دختر حسن رضا ،چیره دست ترین لحاف دوز محله که با پدر هم خویشاوند است ،همه ی استادی اش را در طراحی و دوخت این لحاف و تشک به کار گرفته پیچیده در یک چادر شب ابریشمی مقبول به اتاق مهمان خانه منتقل می کنند. تشک سفید خوش بویش را نزدیک به درهای سه گانه ی مشرف برحیاط پهن کرده اند.
چراغ توری (زنبوری )گردن بلند بابا را که در همه ی محله نمره ی یک است و روشنایی خیره کننده ای دارد نفت می کنند و الکل دان گردن لک لکی مخصوصش را پر از الکل کنار آن می گذارند و با پنبه ای سوراخ چورنه ی آن را مسدود می کنند تا الکل آن نپرد . در چند نقطه ی حیاط سپنج دود کرده اند و مخصوصا دم در حیاط که تا چند قدم بعد از خانه های مجاور،سنگفرش کوچه ها آب و جارو شده است مقدار بیشتری دود کرده اند. در داخل اتاق مهمان خانه اما میله ی نازکی از عود می سوزد و بوی خوشی به اطراف می پراکند.......
(صفحه ی 197 از کتاب آن سال ها -- دکتر محمد جعفر یا حقی )
2- خانه مادرمحمدحسن ،گود و خفه و خاک آلود و خوف انگیز بود. یک درگاه تاریک و سیاه و دود آلوده ،که دروحفاظی هم نداشت ،به مطبخ تنگ و تاریک و پر دود ه ی آن پیرزن راه پیدا می کرد و یکی دو در چوبی یک لنگه و بی زلفی هم شانه به دیوار داده بود و مثلا اتاق های این خانه را تشکیل می داد . دو ایوانک گلی و باران زده هم ایوان های آفتاب و نسرش بود. ریگ های درشتی روی گل های باران شسته ی دیوار حیاط ،بیرون زده بود که از دور مثل دندان های موجودات آدمیخوار رو به من نیش میکردند.
دو سه تا مرغ سیاه و سفید با خال های ریز ،ریقو و گدا گشنه هم کنار گودال وسط حیاط ، پال پال می کردند و هر دم ترچی آب زرد و سفیدی از ما تحتشان پرتاب می نمودند.خود آخوند،پیره زنی فرسوده و کمر خمیده بود،با چارقدی کثیف و پر از آب دماغ که گرداگرد آن یک دستمال سیاه کهنه هم بسته بود . دامن بلند پرچین و مندرسی به تن داشت و پاشنه های سیاه پایش از کثیفی ترک خورده و خون سیاه کهنه ای لای درزهایش دیده می شد. آب رقیقی از دماغش می رفت که هردم و لحظه با دامن چرکین چارقدش آن را پاک می کرد.
تا ظهر بیشتر نتوانستم دوام بیاورم . وقتی به خانه آمدم ،گریه و آشوب سر دادم و خودم را به زمین و زمان زدم که الا و بالله که نمی روم . خانه ی مادر محمد حسن روی سرم خراب می شود . دیوارهایش دهان باز کرده اند تا مرا بخورند . هر کاری می کنم اما به ملا نمی روم . به نظرم مادرم هم با من هم عقیده بود و اصلا مقاومتی در برابر این کار نشان نداد . لابد با پدرم هم صحبت کرده بود . از بعد از ظهرش به ملا نرفتم و آب هم از آب تکان نخورد . ص220 همان کتاب
3- چه بسیار شب ها که تا صبح با گوسفندان زیسته ام . در صحراهای باز و بیکرانه در آغل های تنگ و فشرده و حتی در در جای گرم و پر نفس میان گوسفندان خوابیده و بوی عرق تن آنها را احساس کرده ام. ...ص 293 همان کتاب
4- احمد در حوالی چهل سالگی می نمود اما حتی یک موی سپید هم برسر و صورت نداشت . تابستان ها کلاه نمدی گردی بر سر می گذاشت و زمستان ها شال پشمی سفیدی هم دور آن می پیچید و دم آویزانش را دور گردن تحت الحنک می کرد . رخسارش بفهمی نفهمی از آبله های کودکی آسیب دیده بود . چشمان تنگش را چنان مقتصدانه باز می کرد که هیچ گاه نمی توانستی سفیدی چشمش را ببینی . چشم چپش خدادادی اندکی چپ تر و بسته تر می نمود و دنیای به این بزرگی را دایم با یکی و نصفی چشم ، چنان می پایید که در دورترین جاها هر چه مربوط به او و در قلمرو کارش می بود ،به کلی نمی توانست از دید او پنهان بماند .
تابستان ها ارخالقی و جلیقه ای می پوشید و
زمستان ها روی جلیقه ،چوخایی نیمدار و رنگ و رو رفته که خالو به او داده بود ،بر
تن می کرد و در هر حال ایضاً ،تنبانی از همان پارچه های دست بافتی که اغلب مردها می
پوشیدند . گیوه هایش اما همیشه دوره دار بود که نعلی بر پاشنه ی آن می کوبید .
گاهی شده بود که تحت این گیوه ها بر اثر رطوبت کج می شد و قسمت جلوی آن بالاتر می
آمد به طوری که در حالت عادی ،سینه ی گیوه ی ملا احمد هم از روبه رو دیده می شد.
ص296 کتاب آن سال ها – دکتر یاحقی
می توانید به بچه ها بگویید از زبان علایم نگارشی انشایی بنویسند واز آرایه ی جان بخشی استفاده کنند.
به طور مثال : به من گیومه یا علامت نقل قول می گویند . من معمولا برای مشخص کردن کلمه ،جمله و یا اصطلاح خاصی به کار می روم .اغلب نیز برای نشان دادن ابتدا و انتهای قول مستقیم کسی غیر از نویسنده به سراغ من می آیند. یا مثلا :اسم من پرانتز است . بعضی ها مرا به اسم دو هلال هم می شناسند . نویسنده ها اغلب برای نشان دادن عبارت های توضیحی به سراغ من می آیند .
می توانند به روش نمایشی اجرا کنند یا حتی برای این نشانه ها داستانی بنویسند.
این کار نوعی تکریم اولیا وتوجه به همکاری های ایشان بوده وتاثیر شگرفی دارد . امتحان کنید و نتیجه اش را
ببینید. خرجی هم ندارد.
اولیای گرامی دانش آموز .............
اینک که با الهام از رهنمودهای مقام عظمای ولایت عزم آن داریم ،تااز چنین سرمایه های
معنوی حمایت کنیم،وشما نیز در فضایی سرشار از هم دلی وصمیمیت ،گامی موثر درشکوفایی
استعدادهای فرزندانتان وتحقق اهداف والا برداشته اید برخود لازم دانستم
ازشما قدردانی نمایم.
شمایی که زمینه
ساز رشدواعتلای مهارت واندیشه ،دانش ومعنویت وخلاقیت
درخانواده اید،بدانیدکه هیچ نعمت وپاداشی بهتر،لذت آفرین تروآرامش بخش تر
از فرزند صالح نیست.
امیدوارم بااهتمام جدی وپیگیری های همیشگی خود ،همیشه افتخار آفرین یوده
واندیشه های نورانیتان درشکوفایی استعدادهای فرزندتان پرثمرباشد.
وقتی متنی را با دست خط زیبای خودتان برروی یک کارت زیبا نوشته و با احساس و محبت تقدیم دانش آموزی که تلاش کرده و پیشرفت نموده کنید،بسیار موثر و در ایجاد انگیزه معجزه می کند. امتحان کنید.
دخترم ...........جان
درس گفتم تاحروف الفبا دانه دانه برزمین جانت ببارد وخوشه خوشه زندگی
از وجودت بروید .
آن چه راکه درکلاس درس وچشمان مشتاق ودرجان تشنه ات یافتم
،گوهر گران بهایی بود که هیچ چیز را همتا ومانندآن ندیدم.
ازجویبارزلال اندیشه های پاک ،سیراب شدی وآینه وجودت ،به تلالو افکارنو
درخششی تازه یافت .
اندیشه های نورانیت ،سرآغاز تعالی دانش ومعنویت توبود وشکوه تلاش
درخشانت ،مایه مباهات من .
توشعری برخاسته از شعور ناب تفکری .
پویا ،بالنده ومستدام بمانی عزیزم
زیستی پرشکوه وجایگاهی بس نیکو ،برایت آرزومندماهل عرفانم من ، کاروبارم بد نیست
برجکی ساخته ام در دل شهر
طبقاتش هفده
همه را پیش فروش بنمودم
پولهایم همه در بانک سوئیس
به امانت باقی است
اهل عرفانم من
سفره نان و پنیری پهن است
مُتلی ساخته ام در نوشهر
باغهایم پر گل
از صدور پسته
جیبهایم سرشار
اهل عرفانم من
دامهایم همه پروارو قشنگ
گاوها رنگ به رنگ
کشت و صنعت دارم
چند هکتار زمین
همه شالیزار است
دختران ِ زیبا
صبح تا شام در آن دشت وسیع
بوته های شالی، درزمین میکارند
اهل عرفانم من
همه در سیر و سفر
از ژاپن تا اتریش
تا فراسوی پکن
خانه کوچک خوبی دارم
دردل شهر پاریس
جایتان بس خالی است
اهل عرفانم من ، کاروبارم بد نیست
طبع شعری دارم
شعرها گفته ام از عرفانم
همه زیبا و قشنگ
همچو آن ویلایم
که بنا ساخته ام در چالوس
یاکه مانند سگم پشمالو
که بود فِرز و زرنگ
الغرض لقمه نانی باقی است
مردی هستم قانع اهل عرفانم من ،کارو بارم بد نیست
حالا تصور کنید یا یکی از شهدا بتونیم رابطه دوستی - عاطفی برقرار کنیم....
فکر میکنین چه اتفاقی میفته !؟
روح شهید با روح شما رفیق و همراه میشه و از فردا حضور شهید رو کنار خودتون احساس میکنید....
در طول روز از خدا میخوان که ویژه هواتونو داشته باشه (موقع
درس, نماز, انجام طاعات, غذا خوردن, مسجد رفتن, گردش و همه فعالیت ها....)
براتون مدام دعا میکنن چون شهدا فوق
العاده رفیق باز بودند و هستند !و لذت عبادت را
همانگونه که چشیدند, به دوست خود خواهند چشاند.
در هر مرحله از زندگی که سردرگمی بین چند گزینه
داشته باشید, به راحتی واسطه خدا میشن و گزینه اصلح رو نشونتون میدن.
و در نهایت : شما -----> دوست شهید شما ---->14معصوم
----> خـــــدا
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
گام (1) : انتخاب یک شهید
گام (2) : عهد بستن با شهید
گام (3) : شناخت شهید
گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید
گام (5) : درگیر کردن خود با شهید
گام (6) : عدم گناه به احترام شهید !
گام (7) : اولین پاسخ شهید
گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت
این آموزش توسط یکی از شهدای موجود در پوستر فوق ( بصورت الهام به یکی از دوستان مورداعتماد حقیر ) ارائه شده که بنده سراپاتقصیر وظیفه بازنشر اونو دارم و بابت این لطف الهی بی نهایت شاکرم.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
گام (1) : انتخاب یک شهید :
آلبوم شهدا رو باز کنید یا میتونید از عکس بالا کمک بگیرید. اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟
آفرین. درسته. این همون دوست شماست.
گام (2) : عهد بستن با شهید :
یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :
با دوست شهیدم عهد می بندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکرات او رو بر نمیگردونم.
گام (3) : شناخت شهید :
گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :
از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :
( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )
طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !
توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟
جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.
گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :
سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.
از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه !
░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.
░ محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.
▒ صبح بعد از سلام به امام عصر عجل الله، اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...
▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.
▒ مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید.
گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! :
خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !
روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !
آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟
نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و .....
جواب این سوال با خود شما....
گام (7) : اولین پاسخ شهید
کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !
░ با توسل به دوست شهید و مصلحت خدا برخی نشانه ها را خواهید دید (ان شاء الله) :
خواب دوست شهیدتون.
انواع روزی های معنوی جدید !
لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید !
دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب.
دوستان معنوی جدید.
پیامی, نشانه ای, گفتگویی و.....
گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :
گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟
حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید...
و در نهایـــــت به خود خـــــــدا برسید... ( نسئل الله منازل الشهــــــداء)
مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...
گفتند: چهل شب حياط خانهات را آب و جارو كن. شب چهلمين، خضر خواهد آمد. چهل سال خانهام را رُفتم و روييدم و خضر نيامد. زيرا فراموش كرده بودم حياط خلوت دلم را جارو كنم. گفتند: چلهنشيني كن. چهل شب خودت باش و خدا و خلوت. شب چهلمين بر بام آسمان برخواهي رفت و ...
و من چهل سال از چله بزرگ زمستان
تا چله كوچك تابستان را به چله نشستم، اما هرگز بلندي را بوي نبردم. زيرا
از ياد برده بودم كه خودم را به چهلستون دنيا زنجير كردهام.
گفتند: دلت پرنيان بهشتي است. خدا عشق را در آن پيچيده است. پرنيان دلت را
واكن تا بوي بهشت در زمين پراكنده شود.
چنين كردم، بوي نفرت عالم را گرفت. و تازه دانستم بيآن كه باخبر باشم،
شيطان از دلم چهل تكهاي براي خودش دوخته است.
به اينجا كه ميرسم، نااميد ميشوم، آنقدر كه ميخواهم همة سرازيري جهنم
را يكريز بدوم. اما فرشتهاي دستم را ميگيرد و ميگويد: هنوز فرصت هست، به
آسمان نگاه كن. خدا چلچراغي از آسمان آويخته است كه هر چراغش دلي است.
دلت را روشن كن. تا چلچراغ خدا را بيفروزي. فرشته شمعي به من ميدهد و ميرود.
راستي امشب به آسمان نگاه كن، ببين چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است.
خانم عرفان نظر آهاری
به اطلاع عموم می رسانیم که روز ....مورخه ....ساعت.....الی ....بعد از ظهر ،مجلس شادی برای ،جناب "می توانم" در محل حیاط مدرسه و با حضور تمام دانش آموزان و دبیران ،برگزار خواهد شد. بدین وسیله از شما دعوت به عمل می آید تا در مجلس شادی،شرکت و سپس همه با هم برای "می توانم " شعری بخوانیم.
خلاصه دانش آموزان ،برای درس "ما می توانیم "جشنی گرفتند و شیرینی و شکلات پخش کردند. لباس های رنگارنگ و شاد پوشیده بودند و حال و هوایی داشتند. از برخی معلم ها هم خواستند در باره توانستن صحبت کنند و انگیزه بدهند.
متن سرود هایی که خواندند،این ها بود.
آینده را باید بسازی آینده مال توست جانم
اما و شاید را رها کن حالا بگو من می توانم
این حس زیبا می تواند آینده را روشن نماید
آینده ای که پیش پایت هر بار راهی می گشاید
آن وقت می بینی خودت را در شکل فردی که جوان است
بر قله ی دنیا نشسته در فکر فتح آسمان است
این یا علی که گفتی مانند یک اجازه است
آغاز یک تحول آغاز راه تازه است
هر راه تازه سخت است اما تو می توانی
چون و چرا ندارد این راه آسمانی
حالا که اهل پرواز حالا که مرد راهی
تصمیم تو مهم است کافیست تا بخواهی
تا حس کنی که هستی در یک جهان بهتر
کافیست تا بگویی یک یا علی دیگر
----------------------------------------------------------------------------------
خویش را باور کن
هیچکس چون تو نخواهد آمد
هیچکس چون تو نخواهد زیست
گل این باغ تو باید باشی
هیچکس چون تو نخواهد رویید
خواب و خاموشی امروز تو را
هیچکس بر تو نخواهد بخشید
هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید
و نگوید برخیز بهار آمده است
تو بهاری آری
خویش را باور کن
سپس مجری برنامه متنی را خواند و داستانهایی را هم تعریف کرد.
داستان آموزنده ” نیروی باور و تلقین“
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان…
این آزمایش
جالب و هیجان انگیز بود چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از
عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع ۵ کیلوگرم از رکوردش
کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان ۵ کیلوگرم شده
بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام
آن می دانست.
هر فردی
خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از
آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید». اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید»
انجام دهید.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در خلال یک نبرد بزرگ ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت . فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد ، سکه از جیب خود بیرون آورد. رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا میاندازم ، اگر رو بیاید پیروز میشویم و اگر پشت بیاید شکست میخوریم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نیروی فوقالعادهای گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد ، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت : قربان ، شما واقعاً میخواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید ؟ فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد. هر دو طرف سکه یکی بود!
-----------------------------------------------------------
ابتدا هرکدام جمله ای نوشتند وهمه جمله ها را بالا گرفتند.
برخی از جمله ها این ها بود.
1- من می توانم تمام ناراحتی های گذشته ام را فراموش کنم و شادی هایم را جلا دهم.
2- من می توانم یک فرد دوست داشتنی باشم.
3- من می توانم به تمام خواسته هایم در زندگی برسم. . من می توانم خوش برخورد ترین و مودب ترین فرد باشم.
4- من می توانم با یک لبخند ساده ،امید به زندگی را در دل فرد دیگری ایجاد کنم.
5- من می توانم با بها دادن به ثانیه ها ،آینده ای درخشان را برای خودم رقم بزنم.
6- من می توانم یکی از بهترین بنده های پروردگار مهربان باشم.
7- من می توانم هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر شوم . چون اشرف مخلوقات هستم.
8- من می توانم زیبایی های کوچک را هم دوست بدارم ،حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشد.
9- من می توانم انشاهای زیبا بنویسم. من می توانم متن کتاب را بدون غلط بخوانم.
10-من می توانم به سیب سرخ آرزوهایم برسم به شرط آن که فانوس همت را با خودم بردارم.
وباز در یکی از روزها ،بچه ها به تمام دبیران کارت دعوت دادند تا در تعزیه ی "نمی توانم " شرکت کنند و مضمون کارت این بود که :
به اطلاع عموم می رسانیم که روز ....مورخه ....ساعت.....الی ....بعد از ظهر ،مجلس ترحیمی برای تازه گذشته ،مرحوم "نمی توانم" در محل نماز خانه و با حضور تمام دانش آموزان و دبیران ،برگزار خواهد شد. بدین وسیله از شما دعوت به عمل می آید تا در تعزیه ی آن مرحوم ،شرکت و سپس همه با هم برای بدرود همیشگی بر سر مزارش حاضر می شویم.
وجالب بود که همه چادر مشکی پوشیده بودند و زار زار گریه هم می کردند. عده ای هم خرما و حلوا درست کرده بودند و در مجلس پخش کردند. مانده بودیم گریه کنیم یا بخندیم. مجلسشان خیلی واقعی جلوه می کرد. بازیگران خوبی تشریف داشتند. تابوت نمی توانم را توی حیاط یردند و در باغچه مدرسه ،نوشته هاو نمی توانم های بچه ها را چال کردند.