نمونه انشا     از روی تصویرکتاب

«یک نمونه  انشای  دانش آموزی »

(تصویر  صفحه ی 153 نگارش 6  فارسی دوم راهنمایی قدیم )

{تصویرپسری که ناراحت روی زمین ولوشده چون کوزه اش شکسته }

 به چه می اندیشی ؟ ای عزیز. گل چشمان زیبای  تو خیره  به کدامین  دور دست هاست ؟ قایق افکار توگرفتارکدامین  موج سرکش  دریای بی محبّت  روزگار است ؟ از چه چنین محزون وافسرده نشسته ای ؟ به خوشی های از دست  رفته فکر می کنی  و حسرت  می خوری یا به خوشی های کودکانه  ای  که  به دست نیاورده ای  غبطه  می خوری ؟          

به پاره های شکسته کوزه ات می نگری و از دست روزگارکه کوزه زندگیت را شکسته است دلخوری .رنگ زرد تو گواه  ازدست دادن محبّت سرخ  سایه پدر و مادرت است .

از چه نالانی ؟ از چه چنین خسته و پریشان احوال مانند قایق شکسته ازطوفان  حوادث روزگاردرگوشه ای  تنها ی تنهابه سرمی بری ؟ مگرسرپناه  پدربرسرت نیست  که پناهت دهد تا آرام گیری ؟ مگرآغوش گرم و پر محبت مادر نیست  که در آن  سردی بی مهری را ذوب کنی ودر آغوشش چون ستاره ای در آسمان عشق  فرو روی  و محو  شوی .؟

با وجود این همه  پژمردگی ، با وجود این همه دل مردگی  وبا وجود  بی پناهی  برخیز . باز دوباره  خورشید  طلوع می کند . ماه در آسمان جلوه گری می کند  و ستاره چشمک می زند . گل های دشت می شکفند  وبه جهانیان لبخند می زنند .

 بلبل و قناری بر روی شاخه می خوانند  وآوازسرزندگی وزندگی های دوباره  را در گوش موجودات  سرمی دهند . باد و نسیم می وزد  و غم ها و نا امیدی ها را  با خود به  دور دست ها می برد. باز چمن  بر قامت  گل بوسه می زند  و خاکسار  در پایش  می نشیند. این ها  همه امیدند ، زندگیند ، پویندگی اند . برخیز  ای عزیز . کوزه ی افسردگی و نا امیدی را به قوّت ایمان به خدا و امید ها  وآرزو ها و داشتن  روزهای  خوب  وشاد آینده  بشکن .رود ها جاری است . زمین  تشنه  را سیراب  می کند .به  او حیات می بخشد آن را با طراوت  وآماده ی  باروری  می کند . پس تو نیزبا توکّل  به خدای متعال  که پناه  بی پناهان  و فریاد رس  فریاد رسانان و کس بی کسان است  برخیزو دوباره از نوزندگی کردن راآغاز کن . در مسیر رودخانه ی  زندگیت ، خود را به تلاطم  وامواج  بسیار و موفّقیّت های بی شمار بزن وآن ها را در سایه ی امیدو تلاش صید  کن . برخیزای عزیزکه در کودکی و نوجوانی و جوانی وقت دل شکستن وغم خوردن نیست .     
دانش آموز :سپیده دهقانی     آموزشگاه شاهد21         پایه دوم راهنمایی

دست نوشته های پشت کامیونی

می توانید از بچه ها بخواهید در ایام نوروز که به مسافرت رفته یا داخل شهر بیشتر رفت وآمد دارند ،به دست نوشته های پشت کامیون ها بیشتر دقت کنند و زیباترین آنها را سریع یادداشت کنند و بعد سر کلاس بخوانند و سپس از آنها بپرسید اگر قرار بود یک جمله ی زیبا برای پشت کامیونشان انتخاب کنند چه جمله یا شعری می نوشتند؟؟؟

1- ببخشید پشتم به شماست. 2- تاکسی نارنجی از من نرنجی
3- در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای        سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای
4- رخش بی قرار  5- قربان وجودی که وجودم ز وجودش به وجود آمده است.
6- لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن.
7- رادیاتور عشق من از بهر تو آمد به جوش      گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
8- کاش جاده ی زندگی هم دنده عقب داشت .
9- داداش مرگ من یواش.        10- چون تکی بانمکی .     

مسابقه ادبی  احساس واژه ها

سپیده دم دلواپسی بود.قناری پژمرده درپناه قفس ،آوازی زخمی سرداده بود.بغض تلخ قناری ،نغمه ای غمگینانه بود.اودرتنگنای قفس ،گرفتاردرپنجه تقدیربود.ودرحجم فولادی قفس،خودرابه دیواره های آن می کوبید.تپش قلب شکسته اش دربسترزمان،یک ملودی غمباربود.

گویی برصفحه هستی ،سهمی برای زیستن نداشت .دلش می خواست قفل زرین قفس را بشکند ،انتظارش به پایان برسدودرپهنه آبی بیکران آسمان ،بی پروا،پر  پرواز بگشاید.آری او سرانجام مشتاق آزادی شد.وباشادی غیرقابل وصفی ،آسمانها رادرنوردید.....چون دعایش به اجابت رسیده بود.

گربه  سیاه ناقلا،بادرقفس بازی بازی کرد،قفس برگشت ودرب آن روبه بالا قرارگرفت. تا خواست به خود بیاید قناری زرد کوچک باسرعت هرچه تمام تر آشیانه ناخواسته اش راترک کرده بود . 

او هنوز به زندگی امیدوار بود .امیدوار ......

ادامه نوشته

انشای کوتاه و باخلاقیت

دراین جلسه یک داستان کوتاه یک خطی می نویسند.مثلا به این صورت :

این جمله رابه بچه ها می دهیم تادنباله اش را به ابتکار خودشان بنویسند.

یک روزی یک سیب از درخت افتاد روی سر یک مرد و.................

دانش آموزان من به این صورت آن راکامل کردند.                          

یک روزی یک سیب از روی درخت افتاد روی سر یک مرد وآن مرد جاذبه زمین

 راکشف کرد.                                                                 

یک روزی ...........وآن مرد فکرکردکه چقدر بدشانس است وآن جا رابرای همیشه ترک کرد

                                                                   

یک روزی ............وآن مرد گفت توموهبت ومظهر خداوندی تادانه های تودروجودم

 حیات بخش وجودی پاک ترباشد.  

                                

یک روزی  ..............وآن مرد سیب رانقاشی کرد.  

                          

یک روزی..................وآن مرد مرد .  

                                        

یک روزی ................بالذت آن سیب راخورد.  

                                

یک روزی ...................گفت :این سیب توطئه خصمانه دشمنان من است ورفت تا

 انتقام بگیرد.                                                                  

یک روزی ..........................ومرد باتنها رمقی که ازفرط گرسنگی در دستانش

 جاری بود آن رابرای روز مبادا کنار گذاشت.  

                         

یک روزی ............................وآن مرد شعری زیبا در مورد سیب نوشت.


  سیب که به زمین افتاد                          مرد عقلش به کار افتاد                      

  رفت دست به کاری زد                         تازندگی خودرا کند شهد                  

    برای آینده ثروتی شد                                 منبع درآمدی شد              

یک جلسه انشا باخلاقیت

می توانیم دریک جلسه ازکلاس انشا 2-3 داستان ساده به آنها بدهیم

 تاباهم ترکیب کنند ونمایش ها وشخصیت های جدید بیافرینند. مثلا :ترکیب

  داستان های شنل قرمزی ،سیندرلا،سفیدبرفی،شاه قورباغه.

داستان هایی هیجانی با زاویه دوم شخص

دراین جلسه ،قصه ای برای بچه ها بخوانیدکه شخصیت اصلی خود دانش آموز است وبنا به تصمیمی که می گیرد ،دنباله داستان رادر صفحه مورد نظرپی گیری می کند. 

مانند داستان:( نجات یافتگان اقیانوس ،اثر:ادوارد پاکارد وبرگردان:دانیال کاملی ،نشر گل آفتاب )                               

این گونه داستانها ،براساس تصمیم گیری های خواننده داستان ،شکل می گیرد ولازم نیست از ابتدا تا انتها خوانده شود.صفحات کتاب شامل داستان های بسیار متفاوتی است که می توانید آنها را تجربه کنید.گهگاه در ضمن خواندن از شما پرسش هایی می شود وگزینش شما ممکن است به پیروزی یا شکست بینجامد.پایان وقایع ،نتیجه ی انتخاب های شماست. وشمادرمقابل تصمیم خود مسئولید.پس از هر انتخاب راهنما را دنبال کنید تا ببینید برای شما چه اتفاقی رخ می دهد؟

به یاد داشته باشید که نمی توانید به عقب برگردید. قبل از هر تصمیم خوب فکر کنید.یک اشتباه می تواند آخرین اشتباه باشد.تصمیمات شما ،شمارا با وقایع مختلفی روبرو می کند تجربیات متهورانه وباور نکر دنی .اما بهترین قسمت داستان آن است که شما به خواندن آن ادامه می دهید.ونه تنها یکی بلکه حوادث گوناگون وآموزنده بسیاری راتجربه می کنید.                                                                      به طور مثال قسمتی از کتاب :روز گذشته، بندر رابا عده ای غواص ومحقق، برای یافتن یک دایناسور ،ترک کرده اید.اقیانوس به نظر آرام وزیبا میرسد .ناگهان رادیو بی سیم اعلام خطر می کند.وخبر از یک آتشفشان زیر دریایی می دهد. جلو را نگاه می کنید.یک موج بسیار عظیم به سوی شما می آید.موج با کشتی شما برخورد می کند. ناخدا،براثر ضربه بی هوش می شود.وسکان آزاد می شود .اگر مستقیما قایق رابه پایین می رانید ،به صفحه 21بروید.اگرسعی می کنید سکان را به راست بگردانید به صفحه 14 بروید.دقت داشته باشید که درحوالی جزایر مرجانی هستید واحتمال برخوردتان باجزایر بسیار زیاد است یاممکن است تنها برروی یک قایق بادی در دریا رها شویدویادرغار مخفی دایناسور گیربیفتید.......

می توانید دنباله همین داستان را از بچه ها بخواهید که با هرنوع زاویه دیدی که می خواهند بنویسند.

راحت ترین راه تشخیص رباعی از دوبیتی

کلمه ی اول شعر رانگاه کنید ،اگر هم حرف اول وهم حرف دوم آن متحرک باشد،

 دوبیتی ،ولی اگر حرف اول حرکت دار وحرف دوم ساکن باشد، رباعی است .

شباهت :هردو، دوبیت دارد ومصراع های اول ،دوم وچهارم آن دارای قافیه یکسان

 است .

معنی رباعی معمولا در مصراع آخرتکمیل می شود.

مثال دوبیتی :

 پسرنوح بابدان بنشست                     خاندان نبوتش گم شد 

سگ اصحاب کهف روزی چند           پی نیکان گرفت ومردم شد       

مثال رباعی :  

جزمن اگرت عاشق شیداست بگو                        ورمیل دلت به جانب ماست بگو

      ورهیچ مرا دردل تو جاست بگو                 گرهست بگو، نیست بگو، راست بگو

ضرب المثل های ریاضی وابتکاری

                      1--دوخط موازی به هم نمی رسه ،ولی آدم به آدم می رسه

2-دایره ، مثلث رو دید  . بهش قطر نداد.

   3-اقلیدس نقطه رودید  . بهش  خط نداد.

                            4-یه مستطیل واست بسازم که صدتا مربع از توش در بیاد .

                  5-مثلثی به مثلثی می رسه می گه برو قطر نداری.

تمرین داستان نویسی درکلاس

 

دریکی از جلسات انشا ونگارش ،برای بچه ها شعری خواندم واز آنها خواستم به

 دقت گوش دهند وداستان را بعد ازشعرخوانی من شفاهی تعریف کنند.

شعراین بود:

پدری باپسرش گفت به خشم                 که تو آدم نشوی خاک به سر   

حیف از آن عمر که ای بی سروپا              در پی تربیتت کردم سر     

دل فرزند از این حرف شکست                 بی خبر روز دگر کرد سفر

رفت از آن شهر به شهری که شود            فارغ از سرزنش تلخ پدر     

رفت از پیش پدر تا که کند                        بهر خود فکر دگر کار دگر   

سال ها رفت پس از تلخی ها                   زندگی گشت به کامش چو شکر   

عاقبت منصب والایی یافت                        حاکم شهر شد وصاحب زر

چندروزی بگذشت وپس از آن                     امرفرمود به احضارپدر   

تاببیندپدر، آن جاه وجلال                           شرمساری بود از طعنه مگر     

پدرش آمدازآن راه دراز                                نزد حاکم شد وبشتاب به سر

پسرازغایت خودخواهی وکبر                       به سر وپای وی افکند نظر     

گفت :ای پیر، شناسی تو مرا ؟                       گفت :کی می رود از یاد پدر ؟      

گفت :گفتی که من آدم نشوم                      حالیا،حشمت وجاهم بنگر      

پیرخندید وسری دادتکان                             گفت: این حرف وبرون شد از در    

من نگفتم :که تو حاکم نشوی                       گفتم: "آدم"نشوی جان پدر  !  

سپس به آنها گفتم حالا به این داستان شاخ وبرگ بدهید ودردفترتان به صورت گروه

 ومشورتی بنویسید. مثلا:برای پدر وپسر وروستایشان اسمی انتخاب کنید. شکل

 ظاهری آنها وخانه شان راتوصیف کنید.از کارهایی که باعث خشم پدرش می شده

 بنویسید واین که چه طوری به پادشاهی رسید وچه مراحلی را از سر گذراند. ویک

شغلی برایش  بنویسید مثلا مهندسی یا...و درپایان ضرب المثل شعر راگفتم که این 

بود:

" آدم شدن چه مشکل ،ملاشدن چه آسان".دراین باره برایشان بیشتر توضیح دادم

 ومثال های واقعی زندگی راهم گفتم واین برای آنها یک درس تربیتی هم بود . 

..........................................................................................................

1--به دانش آموزان بگوییم دفتر جداگانه ای برای شعروقصه بردارندوباهنروسلیقه ای

 که دارندجلدمناسب وطراحی های زیبادرآن به کار ببرندوآن رابه بخش های مختلف

 تقسیم کنند.                        

2- دونمونه قصه تاریخی مثلا اززندگی امامان ،صحابه وشهدا،دانشمندان،مخترعین

 ویاسفرنامه هاوخاطرات مثل زندگی ادیسون ،مارکوپولوو...بنویسند                                        

بعدازآن دونمونه قصه علمی، مثلا هوای گرم حرکت می کند،لانه سازی مورچه

 هاو...بنویسند.سپس دونمونه ازقصه های فکاهی مثلا ازقصه های ملانصرالدین

 ،بهلول،عبیدزاکانی و...بنویسند.درجلسات بعدی دونمونه قصه اجتماعی مثل

 ماجرای احمد وسارا،سلام و...ونیز دونمونه قصه مذهبی مثل قصه های قرآن

 کریم،داستان راستان،شکوه شهادت و...بنویسند.درجلسه دیگری هم دونمونه

 ازداستان های حماسی واساطیری مثلا داستان رستم وسهراب و...بنویسند.این

 تکلیف ها برای ماه اول کافی است .ابتدابه صورت داوطلبانه وسپس ازروی

 دفترنمره، اسامی راصدا می زنیم تا داستانهای انتخابی جالبشان رابخوانند. 

  2-ازبچه هامی خواهیم ،شخصیت یاصحنه مورد علاقه شان رادرداستان یاشعرشان 

 نقاشی کنندویابه صورت تجسمی یعنی از طریقهنرنشان دهند،که قصه چه 

احساسی را در آنها برانگیخته است؟         

3-درجلسه بعدی بچه ها گروهی می نشینند وشروع جدیدی برای قصه ها 

می نویسند.غیراز این هایی که خوانده یاشنیده ایم .            

مثلا جملات دانش آموزان من این ها بود : 

الف)باری بود باری نبود غیرازخدا ،غم خواری نبود.

ب)روزی بود، روزگاری بود...........                     

پ)درزمان های خیلی دور..........

ت)درروزگاران گذشته، درسرزمینی دوردست ...........

ث)درجاده ای که منتهی به علفزاری می شد،درجایی که جنگل به پایان 

می رسیدودشت پیش روی او گسترده می شد......زندگی می کرد بانام ...

ج)آن طرف پهنه اقیانوس ،درآن سوی کوه های بلند،آن طرف تر از جنگل های

 تنک،دردهکده ای که چهره به آسمان داشت ..... 

                                 چ)درکشتی یاد اونشسته بودوبادبان نامش رابه اهتزاز در                                                                          

 می آورد اقیانوس لحظه هایش پرتلاطم بود.موجی بزرگ از راه رسید واورا به باغ


 های قصه های کودکی برد . 

                                                                

ح)یک ، دو ، سه ،         شروع شد ، باز یه قصه 


چهار ،پنج ، شیش         همه بخوانید،پیش پیش 


خ)شبی اومد، شبی رفت      قصه اومد ،غمی رفت 

     گلی بود وگلابی بو د         خدای بی کرانی بود 


د)درچهارصد سال پیش ،دربالای برج میلاد ،نشسته بودیم ،ناگهان زلزله آمد ،

تلفونم زنگ زد ،گوشی را برداشتم گفتم کیسته .گفت یک قصه جدید آمده 

لطفا گوش کنید .  


ذ)یک جوانی خسته بود ،بادلی شکسته بود ،منتظر یک قصه بود .


ر)حسنی تو ده شادی می کنه بزغاله را نازی می کنه 

                بزغاله می گه مع مع قصه می خوام بع بع 


ز)خورشید رفت وماه اومد               روز هم رفت وشب اومد 

   قصه مون از راه رسید                   با کوله ی خواب اومد

                                 

     4-پایان جدیدی برای قصه ها بنویسند.مثلا:

   الف)      قصه ما به سررسید           کلاغه به خونش نرسید .

                رفتیم بالا ماست بود         قصه ما راست بود  

               اومدیم پایین دوغ بود          قصه ما دروغ بود ....


    ب)باز هم رسید به پایان ،قصه ی ما دوباره 

       از آسمون می باره هزار هزار ستاره 


    پ)  باز هم مثل همیشه ،قصه تموم نمی شه 

               قصه ادامه داره   شبهای بی شماره 


     ت)     شمال رفتیم خزر بود       جنوب رفتیم عمان بود 

             قصه  ،   بی انتها بود          غصه    بی ابتدا بود 


    ث)بالا رفتیم  آسمون ، پایین اومدیم زمین بود .قصه ی ما همین بود .


     ج)این قصه هم شد تموم              چشماتو بستی آروم 

         خنده  ،  رو لبهات اومد             خواب روی چشمات اومد.


   5- دریک جلسه هم می توان کتاب های داستانی کتابخانه مدرسه را بین بچه ها

 به صورت فردی یا گروه سه نفره ،تقسیم کرد.سپس ازآنها خواست که خلاصه ای را

 شفاهی تعریف کنند، تا بیانشان هم تقویت شودیا به صورت ثبت بهترین جمله کتاب

 ،انتقاد ،داوری ،نقد وبررسی واظهارنظروتجزیه وتحلیل واستدلال وباریک بینی ها از 

روی یادداشت هایشان .  

6-دعوت از یکی از اولیا،یا حتی پدربزرگ یامادر بزرگ های بچه هابرای شرکت در

 کلاس شعر وقصه خصوصا روزی که کلاس بی معلم است یامعلمان جلسه

 دارندونمی خواهند وقت با ارزش بچه ها تلف شود،این بزرگواران می توانند شعر

 وقصه یا حتی خاطرات تلخ وشیرین کودکی ونوجوانی خود رابرای بچه ها تعریف

 کنندوتجربه هایشان را انتقال دهند. 

                                 

7-می توانیم در یک جلسه از بچه ها بخواهیم قصه خود رابه صورت ویدیویی ضبط

 کنند  وبعد برای دیگران به نمایش بگذارند تاداوری شود.ضبط ،تمام نارسایی های

 مارا در صداوزمان بندی آشکار می کند.حتی معلم می تواند خودش قصه گویی

 کند( باحفظ حالات چهره وتغییرصدادر قسمت های مختلف قصه )تازمانی که در

 مدرسه حضور نداردبچه ها از آن استفاده کنند.وحضورش را احساس کنند.در ضمن

 تنوع هم خواهد داشت ویک فیلم یادگاری هم از تدریس وقصه گویی  دوران جوانی

 اش خواهد داشت که نوه های او هم در آینده  می توانند استفاده ببرند.                                                                     

8-دریکی از جلسات ،داستان بلندی رابرای آنها تعریف کنید،تا کوتاه شده وخلاصه

 بنویسند ونیز بالعکس داستان کوتاهی تعریف کنید (داستانک)تا به آن شاخ وبرگ

 بدهندوچیزهایی اضافه کنند .                                       

9-اگرامکانات وظرفیت قصه اجازه داد،می توانیم از روش نمایشی "پانتومیم"

 استفاده کنیم به این ترتیب که پیش از اجرای قصه ،تمرین شودتا همزمان بانقل

 قصه، پانتومیم اجراگردد.

10-دریکی ازجلسات باپاس دادن توپ کوچکی به افراد ،نفربعدی قصه رادنبال می کند 

 واین کار تا آخرین نفر ادامه می یا بدوقصه راتمام می کند .

این روش قصه گویی فیالبداهه ،تمرین خلاقیت وآفرینندگی است. 

                               

                 

                                                           


جالب ترین تجربه من درزمینه نوشتن متن ادبی

من این روش را معجزه ترکیب واژگان نام نهاده ام وبرای من بسیارتجربه کاربردی ارزشمندی بود.

خواهش می کنم شما هم ازاین روش البته با شور وهیجان خاص درکلاس استفاده کرده وببینید  چگونه با انشاهای بچه ها ذوق می کنید .

این انشا در5مرحله،اما در یک جلسه باتوضیحات وهمراهی معلم آموزش داده وکامل می شود .طوری که اگر دانش اموز تابحال انشای ادبی ننوشته باشد قادرخواهد بود بنویسد.وحتی جالب است که ناخواسته آرایه های ادبی هم خصوصا تشبیه وتشخیص و واج آرایی وتکرارو...پابه درون انشاها می گذارندولحظاتی میهمان ما  می گردند .موصوف وصفتومضافومضاف الیه،دراین نوع انشا به دفعات دیده می شود .

خصوصا  اگر معلم با صبر وعلاقه 5 مرحله راخوب وکامل پیش ببرد دانش آموزان خواهند توانست هر جلسه همین گونه انشا بنویسند وتکراری وخسته کننده هم نخواهد بود. چون خودشان با خلاقیت وکشف وتفکر می نویسند .

در این نوع انشا همه فعالند وهیچ کس بیکار نیست .دانش آموزان ضعیف در مراحل 1و2 ومتوسط ها در مرحله 3 وپیشرفته ها در مرحله 4و5 استعداد وهوش خود رانشان می دهند پس برای هیچ کس شکستی نیست وهمه خودرا موفق می دانند.

معلم می تواند ابتدا با ایجاد انگیزه مثلا پخش صدای ملایم از طریق اسپیکر موبایل یا...ونمایش چندتصویرزیبا ،مراحل را برای بچه ها توضیح دهد .

مرحله اول=انتخاب یک یا چند،حرف الفبای فارسی ازبین حروف هم صدا مثلا (س-ص-ث)

مرحله دوم=دانش آموزان فقط دست بلند می کنند وواژه هایی را که اول،  وسط یا آخرشان این حروف رادارند ودر ضمن بار ادبی وعاطفی هم دارندنام می برند ومعلم آنها رامرتب ومنظم روی تخته می نویسد.تاوقتی که تخته کاملا پرشودمثلا (50کلمه )معلم هم البته کمک کرده وواژه هایی را که بچه ها نگفته اند وآماده دارد اضافه می کند .

دکترشریعتی گفته است واژه اعجاز می کند ،واژه رادست کم نگیرید.

    به طور مثال کلمه هایی که دانش آموزان من گفتند اینها بود :

سرد-سرزمین-سرگذشت-نسیم-یاس ویاسمن-پرستو-سپید-سپیدبال-سپیده دم-سکوت-سایبان-ساربان-اسرار-خرسند-سپاس-سعادت-فانوس-تفسیر-تصویر- صداقت-سلام-سیب-اسمان-ساقی-پاسخ-سجاده-سمند-ققنوس-سفیر-سریر-باجسارت-سوال-پاسخ-خجسته-پیوسته-حماسه-سنجاقک-احساس-ستون-سرود-مسافر-موسم-زمستان-تابستان-سبز-سبزینه پوش-صدف-رقص-صحرا -صنوبر-ستاره-سبزقامت-افسانه-نفس مستجاب-سرنوشت-اقیانوس-سقف-ماسه    افسرده-افسوس-سوزان-سوسو-دست-ارث-آستانه-سر-صخره-سیراب-پرسش سنگریزه-کابوس-کاکتوس-دلواپس-داستان-سراغ-بسته-سنگ-قفس-محبوس- سردرگم-اسیر-بغض بی صدا-صبر-سراپا-التماس-سپس-سردرگریبان-جست وجو-بی کسی-قسم-بن بست-بستر-گیسوان-هستی-دوردست-تبسم-بساط-

اگرمعلم خسته شد،یکی از دانش آموزان راپای تخته می آوردوکمک می 

گیرد.اگرمعنی برخی از کلمات رانمی فهمندبرای آنهاتوضیح می دهد.در این

 مرحله، از دانش آموزان ضعیف تر بیشترکمک بگیریدتا حس وطعم موفقیت

 رابچشند وباگفتن همان یکی دو کلمه ،مشارکت کنند.

مرحله سوم =دراین مرحله معلم ازدانش آموزان می خواهدتا 2-3دقیقه به

 کلمه ها نگاه کنندوبگویند که کدام واژه ها ،با هم پیوندبهتری برقرار 

می کنند واگر دوتا دوتا کنار هم بنویسند، معنی دار وزیبا می شوند.

مثلاافسانه سبز قامت معنی نمی دهد اما سلام وسرد را که کنار هم

 بگذاریم زیباومعنی دار می شود .اگرتخته سیاه بزرگ وجادار بود که هیچ

 وگرنه از یک وایت برد دیکر کمک می گیریم تا بدون پاک کردن واژه های

 مرحله دوم ،مرحله سوم را هم به انجام رسانیم.اگرتخته سیاه کوچک بود

 وتخته دیگری هم دراختیارنداشتیم ،بچه ها این ترکیبات رابا تایید ما در

 دفترشان می نویسند .اگرهم تخته هوشمند باشد که صفحات نوشته

 شده قبلی وبعدی به راحتی ورق می خوردبرخی از این ترکیبات به عنوان

 مثال عبارتنداز:.سلام سرد-پاسخ سرد-سرزمین اسرار-سرگذشت

 پرستو-سرنوشت خجسته-ساقی آسمان-احساس سرد-سرودسبز- 

    مسافرخسته-مسافر آسمانی-سیب سرخ سلام-احساس پرستو-

پرستوی سپیدبال-فانوس آسمان-تفسیرتصویر-نسیم ساحل-ساربان

 اسرار-پاسخ ستاره-سکوت ساحل-سوال سنجاقک-سجاده سبز-

سمندسعادت-موسم زمستان-رقص نسیم-سروسبزقامت-ستاره آسمان-

صدف اسرار-سوسوی ستاره-سایبان سبز-سایبان   آسمان-ساربان

 صحرا-استراحت مسافر-تصویرصحرا-سریرآسمان-ساقی صحرا-سریرسبز-

سریرساحلی-مسافرصحرا-سقف آبی آسمان-ستاره ها بربسترشب –یک

 آسمان ستاره و............


به دانش آموزان بگوییدبرای مرحله سوم یک صفحه کامل درنظر بگیرند

 وحتی اگر خالی ماند چیزی ننویسند ممکن است بعدا چیزی به

 خاطرشان برسد، جای اضافه کردن برای این ترکیبات باشد .

    

مرحله چهارم=حالابه ترکیبات نوشته شده روی تخته یادفتر با دقت وتامل

 نگاه می کنند وهرنفریک جمله زیبا می گویند چنانچه جمله زیبا بود، معلم

 حتما تشویق کند .حتی برایش دست بزنند تا کلاس هم با نشاط شود

 وجمله اش را روی تخته بنویسند وشماره گذاری کننداگر جمله ضعیفی بود

  بگویید کمی بیشتر روی آن کار کن .وامابعضی ازجملات دانش آموزانم:


1-نسیم ساحلی ،سیب سرخ سلام را ،به مسافر خسته رساند.


2-صدای نفس زدن پرستوی سپیدبال ،سکوت ساحل راشکست.


3-ساربان صحرا بارقص نسیم پیش میرفت وسرود سبزی را زمزمه می کرد.

از ذکر تمام جمله ها صرف نظر می کنم .


مرحله پنجم وآخر:حالا جمله های خود ودوستانشان را ویرایش می کنند

 یعنی پس و پیش وکم وزیاد کرده ویک انشا می نویسند ومهم نیست

 درچه موضوعی باشد به هر حال آنها یک متن ادبی نوشته اند 

من با این روش نتیجه اش را دیده ولذت برده ام به شما هم توصیه میکنم

 حداقل یک بار اجرا کنید ،ضررندارد.

این انشای یک دانش آموز با حرف "ش"است .لطفا بخوانید:


چهارشنبه آخرسال فرارسید.شهردرزیرنور ستارگان درکنارگرمای آتش وشهاب های روشنی که لحظه به لحظه درگذربودند،باشوروشوق برگزاری سور،برزیبایی شب می افزود.هنگامی که شراره های آتش در هوا می رقصیدند،چه زیبا بود !

درمیان آتش وباروت وشعله چیزی جز غم نمی سوخت .همه شاد شاد بودند .یکی می گفت:چهارشنبه سوری یک جشن باستانی است چه ربطی به مادارد ؟

دیگری می گفت:چهارشنبه سوری سمبل روشنی در زندگی است وآن یکی چهارشنبه سوری رامیدان جنگ پلیس وجوانان می دانست.کم کم بچه ها از روی شعله های کم رنگ زرد وآبی آتش می پریدندوشعر همیشگی را زمزمه می کردند.آری عشق چهارشنبه سوری سروده های آتش رازیباتر کرده بودوستاره هادر شب با آتش انگار زیباتر بودند.

پیرمردی  دل شکسته اما سرشار از امیددر شب تار آن شب با آرامش درحال نیایش با پروردگار بودوشیاراشک برصورت خاک آلوده اش آشکار.بوی شمعدانی ها کاشانه اش را فرا گرفته بود .چه شب باشکوهی !

گنجشکی،باقلب پراحساس وتپش خویش ،جوجه اش رانوازش می کرد .آنها در آشیانه شان خوش بودند .اما عطش شیطلن ،کارخود راکرد.خشم شب،شیطان شهررابیدار کرد.شیطان نیز از جنس آتش بود.آری شعله های روشن فشفشه سرنوشت شاد زندگی دوستی را خاموش کرد .شیشه عمر ستاره ،دوست عزیزم ،با آتش شیطان ذوب شد وشکست.نقشه شیطان گرفت وشمع شادی راخاموش کرد.جشن چهارشنبه سوری به سوگواری چهارشنبه سوزی مبدل شد .

شعله های فشفشه که قرار بود سرنوشتی شاد را در زندگی رقم بزند وقراربودخورشید خوش بختی درزندگی اش بدرخشدونورافشانی کند،حاصلی جز خاکستر نداشت.بالهای این فرشته کوچک سوخت وشوروشوق شادی از او گرفته شد.دفتر عمرش بسته شد وآسمان هشتمین عیداو آتشین شد.

ناگهان سکوت سهمگین آسمان درهم شکسته شد .خشم شیطان با فشفشه همراه شدوسرنوشت شاد فرشته را خاموش کرد. آتش با شعله های بی صدایی ،آتش نشان راصدا کرد.چهارشنبه سوری سوگواره ی شعله های آتش شد .آری باشروع شب ،سپیده ی صبح زندگی خاموش شد واین فشفشه سوزان آتش بردل هفت سین زد.

شاید بهشت زندگیش که سرشارازآرامش بودوشیرینی واندیشه های روشن او به خاموشی نمی گرایید اگر.........

شاید شمیم خوش شادی ونشاط هنوز به مشام می رسید ونسیم اشتیاق در وجودش وزیدن می گرفت اگر.........

شاید هنوز او در کاشانه ی قشنگ خویش ماوا  داشت وسر آشتی باشهر وکوه ودشت وآبشار و....

شاید هنوز خورشید خوش بختی درشهر نور افشانی می کرد اگر.........اگر اوبه لغزش افکنده نمی شد ،شکوفه ای در آتش نمی سوخت .

آری جرقه های شعله ور آتش وباروت ریزش شقاوت بود برسعادتش .

شاید هم شوری آتشین چشمی، اورا نقش برزمین کرد وشیرینی زندگیش را گرفت .

 فکر می کنید از چند حرف "ش"استفاده کرده ،این دانش آموز دوم راهنمایی واج آرایی زیبایی نوشته مگه نه ؟بی انصاف نباشین نظربدین.

انشا بانغمه حروف (واج آرایی حروف ز-ظ-ض)               

 مجذوب زیبایی روزافزون زندگی بودم که به یاد گذر تند زمان افتادم.

 برگ های زرین پاییزی ،گذرزمان را زمزمه می کردند.

 راهزن زمان ،لحظه های خوش زندگیم رادزدیدوبغض سوزان غم درگلوگاه زندگی ،زخمی عمیق برروزگارم زد.

آری بغض پاییز شکست ومرادرشالیزارزندگی جاگذاشت.

گلی زخمی بودم که در شوره زار زمان،زجرمی کشیدم وبه انتظارپاییز زندگی ،نشسته بودم.

امابدان ،زندگی درخت سبزقامت زورمندی است که روزی زرد می شود خزان زندگی هم زود گذر است وسوز وگداز روزگاران چون پاییز به پایان خواهد رسید  وپرستوهای بهاری ،پیک خوش بختی راخواهند آورد.                                                                                                                                                                                                                         معجزه زمان،لحظه هایی جذاب است که در زندان زندگی نمی توان آن رامتوقف کرد

باری لحظات جذاب نوروز رسید وبازی روزگار را عوض کرد وزمزمه های راز ونیازم ،لحظات زندگیم راپراز غزل های زیبا کرد. حرف آخرم این است :زندگی زرین خود رابا ضرب تازیانه های غم نسوزانید.                                                        

   واج ارایی باحرف"ب"                                                                                                                                               

اردیبهشت ماه بود .عقاب باشکوه برپهنه آبی بی کران آسمان ،پرپرواز گشوده بود .دربستر پینه بسته رود ،جلبک های سبز ،چه جذابیتی داشت!کوچه باغ ها، سرشاراز بنفشه وبومادران بودوسایبان های سبز ،استراحتگاه مسافران .                            

آفتاب به شتاب از نردبان صبح بالا رفت ولب بام رسید .لبخند سرخ غروب زیربارش باران چه زیبا بود !کلبه های گلی در آن طرف آبشار،کوله باری از خاطره بود وتیرباران شهاب در شب به کدام نشانه بود ؟؟؟                           

تغییر شعر جنگ جنگی نابرابر بود توسط دانش آموز

ااجنگ جنگی نابرا 








                                                     

گیله مردی خاکی و خونی   

وسنی ها را ز هم جدا می کرد

این زن بد عهد و بی فرهنگ

با هجوم بی امان خود

روده ها را جابجا می کرد

یا که شاید

زن دوم کله پا می کرد

از میان مشتها و فحشها

از میان دولخ دعوا

می وزید از هر طرف هرجا

فحشهای وحشی و سرکش

موشک و خمپاره و کفشش

آن طرف ،این خانم اول

با چنگال ها ی آتشین در راه

این طرف زن دوم تنها

این طرف تنها سلاح جنگ

جارو بود، ناخن بود

آن طرف، تنها سلاح جنگ

کیفش بود، کفشش بود

خانه های خاک و خون خورده

جای این مردهای زن دار بود

دل خونین، دل زن اول

در غروب آفتاب عمر

چشم در چشمان شوهر کرد

در دهان آبروها سوخت

زد بر دهان زن دوم

مرد از آن سوی سنگرها

خانم خویش را صدا می زد

آی ای کبرا   ،   ای  زن اول

ای همیشه نام تو پیروز

بی گمان امروز

فصلی از تکرار تاریخ است

گر بماند این زن    ،  از هر سو

خانه هامان تنگ خواهد شد

نام من در ذهن تو همسر

کوچک و کمرنگ خواهد شد

خون میان قلب و رگ جوشید

مثل یک موج خروشان شد

بچه ای از دامن این موج بیرون جست

از کمند آروزها رست

چشم او در چشم زن بابا

دست او در دست مادر بود

جنگ جنگی نابرابر بود

جنگ جنگی فوق باور بود

کودک تنها به روی صندلی آمد

صد هزاران چشم، قاب عکس کودک ما شد

چشم کبری گیج و سرگردان

چشم ها از این و آن پرسان

کیست این کودک؟

چه می خواهد از این بابا؟

صحنه جانبازی است اینجا

یا زمین بازی است اینجا

این زنان کوردل اما

در دلش مهر و توجه را نمی دیدند

و شاید

این کمربند مشکی را نمی دیدند

صغرای ما اما

بغض خود را خورد

چشم در چشمان شوهرکرد

گفت :آی ای جمشید!

من زن زیبای این خانه همی باشم

و کبری را در کمین باشم

مثل کوهی آهنین باشم

ناگهان جمشید زانو زد

در میان آتش غصه

آن روی سکه را واکرد

کودکی از جنس بدجنسی

به دامان زنی افتاد

لحظه ای دیگر

از تمام مشتها تنها

تلی از خاکستر خاموش

ماند روی دستهای مرد

کبری از شوق، دست می زد

صغری گویا که کف می زد

مرد یکباره به خویش آمد

چشم اشک آلوده را واکرد

بود آبستن، آن کبری

و بود آبستن، آن صغری

بر رخ زنهای زیبا او

قصه تکرار کودک را

باز هم بوسید و می خندید

....................................................

 شعراز دانش آموز رحمانی پایه سوم  

اولین شعرهای دانش اموزان

                                       طراوت باران

درآسمان چشمم ،پیچیده بوی باران             یک کهکشان امید ،درجست وجوی باران

دشت شقایق  دل ،درتاپ وتاپ سینه              سیراب  می شود از ،تنها گلوی   باران

دررنج نامه د ل ،غم  نوحه می سراید                    حرفی به لب ندارم ،جز آرزوی باران

چون غنچه تبسم ،پژمرده برلبانم                         می ریزدازگناهم ،آبی به جوی باران

 بغضی که درگلویم ،آدینه وار درد است          گم کرده خویشتن را،درسمت وسوی باران 

درآرزوی چشمت ،چشمم به جان بپیوست             من درمسیر عشقم ،با آرزوی باران


شاعر=محدثه ثروت        آموزشگاه حدیدی پور

......................................................................................................................

      انیس کنج تنهایی نماز است                فروغ صبح ایمان هم ، نماز است

   بودنزد خدا،هرکس که خواند                    زخوانش بخشدت ،هردم گناهش 

   درونش همچو گلها ازثواب پر             به قیمت هر رکعت پراز ثواب است

        به هنگام اذان اوذکر گوید                 هزار تسبیح هم برلب گشاید

       گهی کتاب قران باز گوید                    گه از قول پیمبر رازگوید 

      گهی دروقت بیکاری نماز خواند                وبرآخرتش ثواب برساند 

به هریک زین اوامر چون نهی گوش          مکن ازاین خدایت توفراموش

شاعر کریمی فر   دوم

 

اولین شعرهای دانش اموزان

انیس کنج تنهایی لباس است             فروغ صبح زیبایی لباس است

بودباناز وعشوه این لباس ها            زاین مد ،بخشدت هردم نگاه ها

درونش همچو ژورنال ،ازمدل پر              به قیمت هرمدل ،دنیایی ازدر

به صورت ها مدرن ونو بباشد               هزاران پز به همراهش   نماید

گهی باچهره همخوانی بدارد                    گهی ازدوستان  عاریه گیرد

گهی ازآن نمایش ،الگو بیارد                گه ازدیگر مدل ها ،اخباررساند

به هریک زین مدل ها چون نهی گوش         مکن از آخرت هم تو فراموش

شاعر=محدثه ثروت             دوم راهنمایی

...........................................................................

دکانهایی چه شلوغ

 کفش هایی چه قشنگ 

من دراین پاساژها                پی   چی   می گشتم

پی جورابی شاید     پی شلواری  ، شالی

درپاساژ،ماندم    صدایی آمد     گوش می دادم

چه کسی مرا    پیج    می کرد

گشت زدم  ، مغازه ای سرراه

کنار  ویترینی

 درراباز کردم جلورفتم

دست هایم درجیب         من چه  ولخرجم امروز

وچه اندازه تنم می خارد

نکند  دوستانم سررسند ازپس بی پولی

چه کسی خواند مرا؟

عصر یخبندان است  ، عصرتحریم است

پول هست  کارت هست  کارتخوان هست

آری ،تاجیب پدرهست زندگی بایدکرد

درکیف  من چیزی است       مثل یک عابربانک

وچنان خوشحالم که دلم می خواهد

پا  بکوبم تو  پاساژ

فریاد بزنم تو  پاساژ

 

شاعر =محدثه خانی

براساس شعرسهراب سپهری درکتاب فارسی پایه سوم

 

اولین شعرهای دانش آموزان

مشق هایی چه زیاد !!!

تکلیفی چه بلند!!!

من دراین مدرسه پی چی می گردم !

پی خوابی شاید       پی دوستی پی بازی

پای بیزاری ماندم    صدا می امد  گوش می دادم

چه کسی با من حرف می زد ؟    راه افتادم  

دوستانی سرراه     

لب میزی  ، پیچ ها را کندم  ونشستم  روی  نیمکت 

من  چه گیجم امروز  ،    وچه اندازه تنم  بیمار است 

نکند آزمونی  ،سررسد از پس درس

چه کسی پشت در است؟

آری تا بازی هست زندگی باید کرد 

دردل من چیزی است ، مثل یک  سرگرمی 

وچنان بی خوابم ، که  دلم می خواهد ، بدوم تا بالش

بروم تو  رختخواب

دورها لالایی است  که مرا می خواند  

 

شاعر=موذنی  ومزدور       پایه سوم

آموزشگاه حدیدی یور      دی ماه 91



          آب شدبرف بستنی های سپید             کودکان به گریه افتادند    

          دیگران چه سربه زیروصبور           بستنی شان به دیگری دادند

          آب بستنی ها آمدند پایین تر             وزمین  کوچه  راشستند

            بین آن راه های پی درپی         کم کمک راه خویش راجستند

            نرم نرمک توی هوا پیچید             بوی آن بستنی ها ورنگینک 

              بستنی ها ضرب درهزار شدند       ودل ما چه بی قرار شدند

        ماهمان بستنی های کم یابیم        آب شدن فن دوستانه ماست 

             ما اگر ضرب در هزار شویم          ماندگاریم وجای ما دلهاست

          محمودی پایه دوم

       دی ماه 91 حدیدی پور                     

نمونه هایی ازفعالیت های خارج از کلاس

  

-  با کشیدن  یک تصویر  یا طراحی  یک علامت ویژه ،  مفاهیم زیر را به صورت  تصویری نمایش دهند .مثال

  الف) سکوت       ب) تشویق     پ) رعایت بهداشت  

  ت)  استفاده از خوراکی های مجاز   

 ث)  هُل دادن ممنوع               ج)  قبل از ورود در بزنید     

- برای آموزشگاه خود آرم مخصوص طراحی کنند  و یا شعری بگویند .

- مثل  راهنمای نقشه ی جغرافی ، علایم و نشانه های دیگری برای کتاب فارسی  دستور خود  طرّاحی کنند .آرم داستان- آرم شعر - آرم علایم اختصاری - آرم نمایش نامه - آرم آرایه های ادبی و........

-  یک مصاحبه ی خیالی ،با یک شخصیّت علمی و فرهنگی  انجام داده و بنویسند  یا نمایش دهند .

- نوشتن یاد داشت های روزانه ،یا خاطرات یک ماه خود در دفتر مخصوص.

- نوشتن خبر های علمی فرهنگی  در هر جلسه  و جمع آوری به صورت یک مجموعه توسّط دانش آموزان که باعث توجّه بیشتر به اخبار علمی و آشنایی  با اختراعات و اکتشافات جهان  علم خواهد بود .  این نوع فعّالیّت، فردی بوده و هر دانش آموز در هر جلسه ی نگارش  دو خبر علمی فرهنگی با خود  به کلاس می آورد و در کنار انشا  برای بچّه ها می خواند . این اخبار را می توانند   در طول یک هفته  از رادیو ، تلویزیون یا  روزنامه  یا ... تهیّه کنند  و همه ی فراگیران  از اطّلاعات  یک دیگر آگاه شوند  .

- نشان دادن موضوع  انشا در قالب  یک کار دستی .

- تهیّه فهرستی از کتاب های مناسب سنّ نوجوان به همراه نام نویسنده و انتشارات در یک کتابچه یا بروشور .

- جمع آوری بریده های روزنامه  و مجلّات با موضوعات خواسته شده مثلا در یک آلبوم. 

- تغییر دادن پایان  یا ابتدای داستان های  مهمّی  چون رستم و سهراب ، لیلی و مجنون و... (چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید ...)

- درست کردن یک آلبوم عکس، از تصاویر  شاعران ، نویسندگان  یا طبیعت  و...

- ضبط صدای خود  و خواندن شعر و قصّه گویی  با لحن مخصوص  یا دکلمه و... و ارائه ی نوار  آن  به دبیر .

- نقّاشی کردن درس مورد نظر دبیر یا انشای تصویری .

-       درست کردن یک کتاب داستان  تصویری  با دور ریختنی ها .

-       بازگشت  به گذشته از تونل عکس  و کاردستی  و...مثلا عکس شخصیت ها از کودکی،نوجوانی، جوانی ، میانسالی تا پیری و....

-  تدوین یک دایره المعارف علمی و... بر اساس مطالعات وآموخته های کلامی خود .

-       کلکسیون تمبر های شخصیّت های ادبی یا علمی و ...

-  جمع آوری نمونه دست خط های خود از ابتدا  تا انتهای سال یا چند نمونه دست خط دانش آموزی متنوّع .

-  ادامه دادن و اتمام شعر یا قصّه و داستانی که معلّم در کلاس خوانده ،طوری که آن را شاخ و برگ داده و پرورش می دهند و می نویسند .

-        نقد کردن متن یک درس یا شعر و ...

-  به شعر در آوردن مفاهیم  ویافته های علمی  در هر درسی ( دستور زبان ، علوم ، زبان انگلیسی ، حرفه و .... )

-   مصاحبه  با افراد مختلف  یا دبیران  مدرسه  و جمع آوری نظرات  آنان  در موارد به خصوص

-       ساختن  ماکتی از یک محیط  مناسب و ادبی  یا یک شخصیّت وآرامگاهش. 

-       یافتن عناوین جدیدی برای دروس کتاب های  مختلف

-   جمع آوری  تصاویر  واطّلاعاتی ،درزمینه و موضوعی مشخص که از طرف دبیر داده می شود .

-   تهیّه  روزنامه دیواری و نشریات دانش آموزی  با موضوع مشخّص شده از طرف دبیر .

-  تشکیل جلسات بحث و گفت و گو  و نوشتن گزارش ،همراه  با تصویر، یا فیلم از آن  جلسه .

-  طرّاحی یک نمایش معمولی ،  عروسکی ، پانتومیم به صورت زنده یا ارائه  لوح فشرده ی آن .

برگزاری مراسم خاص برای روز های بزرگداشت  شعرا و نویسندگان  ، دانشمندان و... سر صف یا سر کلاس

-  تدوین کتابچه ای با عناوین مختلف ( سر گرمی ها ، خواندنی ها و...)

-  تهیّه ی یک بروشور  در رابطه  با موضوعی خاصّ مثلاً کاریکاتور شاعران و نویسندگان .

-  جشنواره کوچک  ادبیّات  توسّط فراگیران در مدرسه .

-  کشیدن تصاویر  شخصیّت های ادبی  یا آرامگاه های آنان  وقاب گرفتن آن  و

 نصب روی دیوار کلاس (تلفیق هنر و ادبیّات )

-  بیوگرافی نویسی ( نوشتن شرح حال همراه  با تصاویر از خود و اعضای خانواده یا

 شخصیّت های مهم )

-   تبدیل کردن درس ها به نمایش : مثل درس علم زندگانی،دعای مادر، اندرز پدر ، آدم آهنی وشاپرک،مرخصی،گرمای محبت،زنگ آفرینش،ما می توانیم،پیرداناو.... 

-       یافتن شعر ها و ضرب المثل هایی که بر خلاف هم هستند  مثال :

-       سحر خیز باش تا کامروا باشی =/= کرم سحر خیز خوراک پرنده هاست .

 -   بایک گل بهار نمی شود =/= مدّعی گوید که با یک گل نمی آید بهار     

                                           من گلی دارم  که دنیا را گلستان می کند .

-  جمع آوری صفحات مربوط به کودک و نوجوان از روزنامه ها و مجلّات  مثلاً بخش" قاصدک" روزنامه خراسان  یا بخش "سوسه"  از روزنامه قدس که بعد از مطالعه  و جابجایی  سر کلاس  روی تابلو  یا دیوار کلاس چند روزی نصب می شود  و بعد  بخش های جدید جایگزین  آن  می شود . خواندن متون  جالب  به تقویت  روخوانی ، املا و انشا کمک خواهد کرد . در پایان، می توان  این صفحات را بایگانی کرده  وبرای سال های بعد هم  نگهداری کرد  تا مورد استفاده  واقع شود .

-   جمع آوری اشعارو سخنان زیبای بزرگان در یک دفتر مخصوص و هر روزیکی دو موردرا روی تابلو نوشتن .

-  تبدیل اخبار روزنامه ها به اخبار طنز.

- چون نوجوان و جوان  به طور طبیعی  علاقه مند به اظهار  شخصیّت و ابراز  استعداد  های خود  

می باشد و دوست دارد  استعداد  ها و  توانایی های  خود را  بشناسد  و آن ها  را بپروراند 

و در معرض  دید دیگران  قرار  دهد  و اگر  این احساس که در حدّ معمول  آن امری طبیعی  است ، 

بی پاسخ  بماند ، جوان راه های نادرستی را برای ابراز احساسات خود در پیش  خواهد  گرفت .  

معلّم ،می تواندکتابچه ای راتدارک  ببیند  به این صورت :

الف ) در روی جلد ، جایی  برای "نام گرد آورنده ی  مطالب " طرّاحی کند  ، 

        تا با درج نام خود احساس  خلق و آفرینندگی  را تجربه کند .

ب) در بخش"تقدیم  به " گردآورنده  می تواند  عواطف  خود رانسبت  به هر کس که دوست دارد ابراز  کند و احساسات  نهفته ی  درونی اش رابه شیوه  های  شایسته  بروز دهد وبه ظهور  رساند .

ج)  در بخش" مقدّمه  ی نویسنده "  نیز گرد آورنده ی  مطالب  با کسانی  که نوشته ی  او را خواهند خواند سخن می گوید  و شخصیّت خود را  در نوشتار به نمایش  می گذارد .

د)  40  صفحه  برای نمایش  ذوق و استعداد  علایق  گردآورنده  طرّاحی می شود که  هر صفحه ،  خود ترجمه ای  از شخصیّت  گرد آورنده  ی مطالب است .


 کتابدار کتابخانه ، پدر و مادر ، روحانی  محل ، هم کلاسی ، معلّم و... از جمله کسانی هستند  که پر کردن این کتابچه ، بهانه ای  برای ارتباط  مخاطب  با آنان است و البتّه  این ارتباط  پس از پایان  کار  هم چنان  ادامه می یابد . این مسابقه  هم نوعی سرگرمی  وهم نوعی  آموزش است . از دیگر فواید  این طرح  فرهنگی ،  افزایش  روحیّه تحقیق و پژوهش در مخاطبان وآشنا کردن  آن ها  با قلم  و نویسندگی  است . البتّه  ذکر  چند  نکته ضروری است:

1. پر کردن  یک کتابچه طرّاحی  شده بدون در اختیار قرار دادن منابع لازم کاردشواری  است . اگر بخواهیم تجربه نویسندگی مخاطبان ما با موفقیّت کامل همراه باشد ، باید کتاب هایی را در اختیار  گرد آورندگان قرار دهیم .

2. زمانی  را برای پر کردن  کتابچه مربوطه  مشخّص  کنیم که متنا سب  با میزان  سواد ،  اوقات  فراغت  و ویژگی  های زمانی  و مکانی  باشد  و نه تنها  معقول  باشد ، بلکه  کاری آسان  به شمار  آید . مراکز فرهنگی ، کتاب های گوناگونی  در اختیار  مخاطبان  خود قرارمی دهد  امّا  بهانه ی لازم  برای میل  به 

 مطالعه ایجاد نمی گردد . این  اثر  این امکان  را فراهم  می سازد  که مخاطبین  برای پر کردن  آن  به نهج البلاغه ،  مجلّات  و دیگر  کتابهای .... روی آورند  وبه مطالعه  ی آن ها بپردازند  . وقتی  مخاطب  خود به پر کردن  این کتابچه  می پردازد ،  به جای  دریافت پیام  از ما ، خود به سوی  سر چشمه  ی هدایت  رهنمون  می شود و نور را  از منبع  اصلی آن می گیرد . در این روش  چون مخاطب  برای رسیدن  به پیام  تلاش  می کند ، ارتباط نزدیک تری  با پیام  بر قرار  می کند .  در حال حاضر  ، بیشتر فعّالیّت ها به  کلاس های رسمی محدود می گردد و مخاطب ، در خانه و محلّ استراحت  به حال  خود رها  می شود .  یکی از اهداف  طرّاحی  این اثر ، عطر  افشانی معنوی  در فضای زندگی  مخاطب  بوده  تا بخشی  از زمان  فراغت  اورا در خانه یا خوابگاه پر شود.


باطرّاحی  و پدید آوردن آثاری  نو وزیبا نیاز فراوان  تشنگان  معارف الهی  یا ادبیّات  را پاسخی  در خور دهیم  و  فرصت  سوء  استفاده  را از دشمن  بگیریم  و با تکیه  بر معارف  ارزشمند دینی و متن های ادبی و عرفانی ، زمینه  های  رشد و کمال  فرزندانمان  را بیشتر  از پیش  فراهم  کنیم .

 پس  معلّم  می تواند  با ذوق  و سلیقه ی  خوب خود  یک کتابچه ی صحّافی شده و زر کوب و حاشیه دار  را با نام دانش آموز برای هر فرد یک جلد طرّاحی و ارائه کند  و این کتاب  سفیدی است  که بعداً نوشته  می شود . امیدوارم با اهداف  و طرّاحی آن کاملاً آشنا شده باشید .   

     نام گذاری  کتاب هم به عهده ی خود دانش آموز  باشد بهتر است .ا  به اخبار طنز  همان طور که در رادیو  برنامه  صبح جمعه  با شما  این کار را انجام می دهند .

-  به فرا گیران بگویید  اگر در زمان گذشته بودند  چه خبرهایی را و چگونه می نگاشتند یا اگر  شخصیّت های تاریخی  و علمی  و ادبی  و...  گذشته  در زمان ما بودند  اخبار  چگونه نوشته می شد  و  تیتر روزنامه ها چگونه  تغییر می کرد ؟ این مورد  آن ها را  به تفکّر وا می دارد . مثل شعر  جنگ رستم و سهراب  که  به صورت  شعر  رزم  و یروس و رستم  نوشته شده است .

تهیّه  دفتر " بهترین ها" : برای اجرای  این طرح  ازدانش آموزان  می خواهیم  که هر دانش آموز  در ابتدای سال  تحصیلی ، یک دفتر  شصت برگ  برای  ثبت و ضبط  بهترین ، جالب ترین ، زیبا ترین ، زشت ترین وآموزنده ترین ها در نظر بگیرد و هنگامی که  روزنامه  با مجلّه ای را مطالعه می کند و " ...ترین " آن توجّه  و پسندش را  به خود جلب می کند ، آن را جدا کرده  یا نوشته  و همراه  با نام  و تاریخ آن ،  در یکی از  صفحات دفتر  درج نماید . همچنین  شعر ،  ضرب المثل  یا عبارت زیبایی  را که  در جایی می بیند  یا می شنود در بخش دیگری از این دفتر " ترین ها "  ثبت کند  تا برای  همیشه در ذهنش باقی بماند  ودر مواقع ضروری به آن مراجعه کرده  و خود و دیگران  از دیدن و خواندن آن ها  لذّت ببرند و به تهیّه کننده ی آن آفرین بگویند . مثلاً  وقتی که دانش آموز در بخشی از دفتر "ترین " ها  که اختصاص به عبارت های زیبا دارد نوشته است : " شد شد ، نشد نشد "  بدون شک  وقتی که  به خاطر موضوعی کوچک  ناراحت است ،دفترش را  که  باز می کند  و این عبارت  را می بیند  ، ازدرد های درونی اش  کاسته می شود  و تا حدّی آرامش می یابد .  چنان که  اگر  هیچ یک  از این  فعّالیّت های  ما  مورد تأیید قرار نگیرد من  با خود می گویم  که :" ما که این کار  را  برای رضای خدا و پیشرفت جامعه وخدمت  به مردم انجام داده ایم . حال اگر  پذیرفته شد ، شد و اگر هم نشد، نشد ." ، حدّ اقل  این است  که در پیش وجدان خود  شرمنده نیستیم .

مصوّر  ویا نیمه مصوّر کردن داستان که  باعث  پرورش خلّاقیّت هنری  و ایجاد گسترش مهارت های فنّی  در زمینه های مختلف هنر  هم چنین  آشنایی با یکی از  مشاغل فرهنگی جامعه و تجزیه و تحلیل  صور  مختلف  هنری  از جهات و زمان های گوناگون  خواهد بود . 

 وسایل  مورد نیاز : قیچی ، کاغذ ، مقوا ، روبان ، وسایل طرّاحی  وکلاژ مناسب  از اشیا ی هم جنس و چسب است .  دانش آموزان  ،  داستان  ، ماجرا و یا موضوعی را  از کتاب های درسی و یا ...  انتخاب کرده و آن  را طراحی می کنند  . در این مورد هم می توانند از نقّاشی و هم از کلاژ استفاده کنند  تا داستان آن ها  واقعی و همانند  یک کتاب  داستان جلوه نماید . برای چسباندن کلاژ می توان از چسب چوب  یا چسب آبکی استفاده کرد تا  کار تمیز تر ارائه شود .در ضمن جلد آن را  بامقوای  در نظر گرفته شده تزیین  و اسم آن داستان را با خوش نویسی روی آن بنویسند.

برای کار نیمه مصوّر هم می توان در لابه لا ی داستان  یا حکایت  از نقّاشی و کلاژ  به جای بعضی از کلمات ،  لغات  و اشیا ء استفاده کرد .

-تهیّه ی  یک دفتر مخصوص  که فرا گیران  اشعار  و متن های  ادبی را  که مربوط به دعوت،  تبریک ، تعزیه  و تولّد  و ...  می باشد   جمع آوری و جداگانه  در هر بخشی می نویسند  ویا کار ت های تبریک  و تسلیت درست کنند  .

- تهیّه  ی یک جزوه تست نگارشی توسّط  فرا گیران .

- دیوان اشعاری شامل شعر های دانش آموزان مدرسه با نام خودشان .

- هر یک از دانش آموزان، می توانند شخصیّتی را از کتاب درسی یا غیر آن انتخاب کرده و اعمال  و کردار واشعار و نوشته های او را در برگه های A4  نوشته ،تمرین کرده  و بعد  به صورت نمایش در قالب آن شخصیّت  در کلاس  اجرا کنند . مثلاً نقش سعدی یا فردوسی  یا ...  با یک لباس مخصوص . تاریخ ادبیّات  فارسی به صورت نمایش  در فهم بیشتر  آن مؤثّر خواهد بود .  این نقش ها  می تواند معما گونه  اجرا شود و در پایان ، دانش آموز سؤال کند من کیستم ؟

-  تهیّه ی  پازل شاعران  و نویسندگان  یاتهیّه ی  پازل ( جورچین ) دستور زبان فارسی  یا واژگان مهمّ املایی و... روی مقوا .

-  تهیّه ی  گردونه  که  با چرخاندن قسمتی از آن  مطالبی روی گردونه نمایش داده می شود .

- تهیّه و جمع آوری  تصاویری  مربوط  به ضرب المثل ها  ی فارسی  یا خارجی  .

- تهیه یک چارت ادبی .


- تهیه ماهنامه ی ادبی ،فصل نامه
یاهفته نامه و...درباره موضوع خواسته شده که این کار می تواند  فردییا گروهی باشد .  سعی شود  متن داستان  با استفاده  ازخطّ تحریری  نگارش شود . 

  برای اتّصال  برگه های داستان ، آن ها را  با پانچ سوراخ کرده  و با روبان  به یکدیگر وصل می کنیم

 ویا  با کمک مدرسه  آثار برتر  را به صورت کتابچه  در آورده  تا مورد  استفاده ی همگان  قرار دهیم .

تهیّه ی دفتر  لغت نامه ، که دانش آموز  این دفتر را  به بخش های مختلفی تقسیم   می کند .

 مثلاً  بخش اول : کلمه های  هم خانواده ، بخش دوم : کلمه های  هم معنی ، بخش سوم : کلمه های  متضاد ، بخش چهارم : کلمه های متشابه ، بخش پنجم : اصطلاح ها و بخش ششم : تفاوت کلمات در گفتار و نوشتار و  به این ترتیب  یک لغت نامه تهیه خواهد شد . و این یکی از راه های  افزایش  دانش  وآگاهی خواهد بود که در نهایت  در تقویت  انشا نویسی  مؤثّر  و مفید است و دایره ی واژگان را گسترش می دهد .

با نزدیک شدن تعطیلات  سال نو ، دانش آموزان  موظّف می شوند  تا کارت تبریک هایی با طرح های مختلف مثلاً آدم برفی ، پروانه و ... و به صورت دست ساز ، برای هم کلاسی های خود پست کنند . این کارت ها  همزمان با آغاز سال نو به دست گیرنده خواهد رسید .  در اوّلین روز بعد از تعطیلات، دانش آموزان کارت دریافتی خود را ( از هم کلاسی خودشان )  به کلاس آورده  و نمایشگاهی در کلاس شکیل می شود . آموزگار  بهترین کارت را انتخاب و سایر کارت ها  به عنوان یکی از  تکالیف مدرسه  ارزش یابی  و ارزش گذاری می شوند . روش امتیاز دهی  معلّم هم ،به صورت یک کارت زیبا می باشد .

-در روزنامه ها و مجلّه ها  تعداد زیادی  تبریک و تسلیت و دعوت نامه می بینید  که پاسخ آن ها نوشته شده است. شما از  کنار آن ها  به راحتی عبور می کنید  در حالی که  هریک از آن ها می تواند برای پرورش استعداد ها و خلّاقیّت شما وبرای نویسندگی مؤثّر افتدو خود کتابی باشد که از آن بهره مندشوید 

با جمع آوری این موارد ، به طور جدا گانه در یک کتابچه، یک فعّالیّت خارج از کلاس ،انجام داده اید .


 

برخی ازواژه های قرضی (خارجی ) درزبان فارسی

 استاد محمّد تقي بهار در سبك شناسي مي نويسند : « در عالَم هيچ زباني نيست كه بتواند از آميختگي با زبان ديگر خود را بركنار دارد مگر زبان مردمي كه هرگز بامردم ديگر آميزش نكنند و اين نيز مُحال است ، چه وسيله ي تجارت ، معاشرت و سفر وحتي وسيله ي شنيدن افسانه ها و روايات ملل ديگر لغاتي از آن مردم در اين مردم نفوذ مي كند و همه ي زبان هاي عالم از اين رو داراي لغت هاي دخيل است .»

    احتمالاً زبان فارسي بيش تر از هر زباني داراي واژه هاي دخيل است . شايد بتوان درصد تقريبي واژه هاي دخيل را به اين صورت نوشت : فارسي سَرِه پنجاه درصد ، عربي چهل درصد ، لغات زبان هاي ديگر از جمله فرانسوي ، انگليسي ، تركي ، روسي و...  ده درصد .

     اگر بخواهيم علل ورود اين همه واژه را ذكر كنيم مي توان به علّت هايي چون ورود سپاه اسلام به ايران و پذيرفتن دين اسلام ( لغات دخيل عربي ) ، حمله  مغولان و استقرار طولاني آنان در ايران ، حاكميّت شاهان ترك ، حملات روس ها ، تجارت ، نياز زبان ، ترجمه  كتاب هاي بيگانه ، اعزام دانشجويان به خارج از كشور و بازگشت آنان ، ورود تكنولوژي هاي جديد ، فضل فروشي يا خودنمايي سخنگويان و حقير شمردن يا فقير انگاشتن زبان خودي و ... اشاره كنيم .

    مي دانيم كه هر زبان الگوي هجايي خاصّ خود را دارد و بسياري از واژه ها زماني كه وارد زباني مي شوند از نظر آوايي ، دستوري و معنايي تغيير مي كنند . به گفته ي دكتر آريان پوركاشاني حدود پانصد واژه از زبان فارسي وارد زبان انگليسي شده است . عرب ها هم  كلمات فارسي را معرّب مي كنند مانند : ساده (ساذَج )، چوگان ( صولجان ) ، گنج ( كنز ) و...

     ورود بسياري از واژه ها ي دخيل موجب توان مندي و غناي زبان مي شود و اكنون اين واژه ها جزئي از واژه هاي فارسي هستند و ساختن كلمه ي جديد نمي تواند دقيقاً همان بار معنايي را برساند . اگر بخواهيد براي كلمات : كتاب ،

ساعت ، حركت و... معادل بسازيد چه واژه هايي مي سازيد كه جانشين اين كلمات شوند                                                           

-پاراف-هموگلوبین-لارو-لاکتوز -مات -لیموناد-ماتیک -مادام -گارانتی-کادر-هیدروژن-یاتاغان -ید-سی دی-مانیتور-سمینار                                                                 

تست-فتوکپی-فیزیک-فیلسوف-فینال- کابین-کاپشن-کاپوت-کاپیتان-کاتالوگ-                                      

            

کارت پستال-کاراته-کارتن-کاریکاتور-کاسکت-کاکتوس-کالری-کامیونت-کانال--                                 

       

کانگورو-کپسول-کپی-کت-کراوات-کربن-کرپ-  کاندیدا-کاناپه               

کریسمس-کلاس-کلاسور-کلاسه-کلسترول- کلکسیون                   

 کلینیک-کمپ-کمپانی-کمپرس-کمپوت-کمد-کمدی-                          

کمونیسم-کمیته-کنتور-کمیسیونکنترل-کنسرت-کوپن-کودتا                                                             

                                                                   لامپ-لوکوموتیو-لوستر-لوکس  - لیتر-لیسانس-

لیست مارک-ماژیک-ماساژ-ماسک-ماشین- ماکارونی-

ماکت-مامان-مانتو- مانکن- متر مترو-مدل-مغازه-

مکانیک-میلیاردر-ملیونر-موتور-موتوسیکلت-

موزاییک-موزه-موزیک-موکت-میکرب-میلی متر-

میلی گرم-ناسیونال-نایلون- نفت-نفتالین-

وازلین-واکسن-واکسیناسیون-وانیل-ونوس-ویتامین-

ویترین- ویرگول-ویروس-ویزا-ویزیت-ویلا-

ویولون-هاشور-هال-هتل-هرویین-هلی کوپتر-هورمون

هیدروژن-ید-مانیتور-سمینار-سی دی-پرسنل-گارانتی-

تست-فتوکپی-فیزیک-فیلسوف-فینال-کابل-

کابین-کاپشن-کاپوت-کاپیتان-کاتالوگ-کادر-

کارت پستال-کاراته-کارتن-کاریکاتور-کاسکت-

کاکتوس-کالری-کامیونت-کانال-کاندیدا-کاناپه-

کانگورو-کپسول-کپی-کت-کراوات-کربن-کرپ-

کریسمس-کلاس-کلاسور-کلاسه-کلسترول-

 کلکسیون- کلینیک-کمپ-کمپانی

-کمپرس-کمپوت-کمد-کمدی-

کمونیسم-کمیته-کنتور-کمیسیون-کنترل-کنسرت-

کوپن-کوپه-کودتا-کیلوگرم-کیلومتر-کیوسک-

گاراژ-گارسن-گاز-گازوییل-گالری-گالش-گالن-

گرافیک-گلبول-گلیسیرین-گواتر-گوریل-گیشه-

گیومه-آباژور-آبسه-آپارتمان-آپاندیس-آتلیه-آدرس-آرم-

آرشیو-آژانس آسانسور-آسفالت-آسم-آکواریوم-

آلومینیوم-آمبولانس-آمپول-آمفی تئاتر-آناناس-آنتن-

آنژین-اتم-اتوبوس-اتومات-اتوماتیک-اتومبیل-

اتیکت-ارگان-ارگ-ارکیده-اسانس-استامپ-

سانسور-استاندارد-استپ-استودیو

-اسکلت-اسکی-اسید-اطلس-

اگزما-اکسید-الکل-سانتی گراد-اندیکاتور-انرژی-

انسولین-انفلوانزا-اورانوس-اورانیوم-اورژانس-ایده  ال-

آنزیم-بیوگرافی-اتوبیوگرافی-ازن- آستون-اشانتیون-

الکترونیک-اوریون-پارازیت-پلاکت-پلان-تراموای-

تز-تله پاتی-تیروئید-جودو-دلتا-دموکراسی-

دیپلم-رادیاتور-رادیوم-رولت-ژاندارم-ژیلت-ژیمناستیک-

سادیسم-سیانس-سپتامبر-سزارین-سلول-سمفونی-

سوسیس-سیلو-سیمان-سینما-سینوزیت-شارژ-شارلاتان-

شاسی-شانس-شمیز-شوفاژ-شوفر-شوک-شیمی-

صابون-فامیل-فانتزی-فرکانس-فرم-فرمول-فسیل-

فسفر-فلاسک-فلش-فلوت-باتری-باکتری-بالکن-

بالن-بانک-برانکار-برس-برلیان-برنز-بلوز-بلوک-

بلیت-بمب-بنزین-بودجه-بوفه-بوکس-بولوار-بیسکویت- پاپ

پاپا-پاپیون-پارافین-پاراگراف-پارتی-پاساژ-پاسپورت-

پاستوریزه-پاکت-پانتومیم-پانسمان-پانسیون-پدال-

پرانتز-پرس-پرس-پرستیژ-پرسنل-پروفسور-پرنسس-

پروتئین-پروژه-پروژکتور-پروستات-پریز-

پودر-پوتین-پورسانت-پوره- پونز-

پز-پست-پلاتین-پلاژ-پلاستیک-پلمب-پلیس

-پلیسه-پلیکان-پماد-پمپ-پنس-

پنگوئن-پیانو-پیک نیک-تابلو- 

تاکتیک-تاکسی-تانک-تئوری-تراژدی-تراس-

ترانزیت-ترن-ترور-تروریست-تریبون-تریکو-

کنولوژی-تکنسین-تکنیک-تلسکوپ-تلفن-

تلکس-تلگراف-تلویزیون-تمبر-تن-توالت-

تمبر-تن-توالت-توربین-توریست-تومور-

تونل-تیپ-تیراژ-تیم-جغرافی-چک-دسر-

دکترا-دکور-دکلمه-دکوراسیون-دلفین-دلیجان

دوبل-دوبله-دیابت-دیافراگم-دیالوگ-دیسک-

دیکته-دیکتاتور-دینامیت-دایناسور-دیوان-

رادیو-رادیولوژی-راکت-رز-رزرو-رژیم-رفوزه

-رکورد-رل-رماتیسم-رمان-رمانتیک-روبان-

روژ-ریتم-ریسک-زیگزاگ-ژاکت-ژله-ژل-ژن-

ژنتیک-ژورنال-ژوری-ساتن-سالاد-سالن

-سرنگ-سرم-سرویس-سری-سریال-سزارین

-سوپ-سوپاپ-سوپر-سوژه       

---------------------------------------------------------------------------------------------


معادل واژه هاي بيگانه كه به تصويب فرهنگستان زبان و ادب فارسي رسيد.


  آباژور نـورتاب/ بیوگـرافی سرگذشت،/زندگینامه،شرح حال /فانتـزی تفننی / آبونه مشـترک/  پاراگـراف بنـد/ فایل پرونجا/  آپارتمان کاشـانه/ پارلـمان مجلـس/فـرم برگه / آتلیه کارگاه / پرسـنل کارکـنان/ فریزر یخ زن / آرشـیو بایـگانی/  پروژکـتور نورافکن-فراتاب/فلاسـک دما بان  آرم نشـانه / پلمـپ مهـر و موم /92 فلـش پیکـانه /7 آسانسور آسان بر(انسان) بالابر(بار) /50 پلی کپی دسـتگاه تکثیر /93 فولکلور فرهنگ مردم /8 آکادمـی فرهنگستان /51 پمپاژ تلمبه زنی/ 94 فیش برگه/ 9 آلبـوم جنگ /52 پور سانت درصـد /95 فیلتر پالایه-پایوران /10 آنتیـک عتیـقه/ 53 تئـاتر نمایـش/ 96 کابل بافه/ 11 آیفـون آوا بر/ 54 تئـوری نظـریه/ 97 کابیـن اتاقک/ 12 اپراتـور کاربر 55/ تراس مهتابی- بهـارخواب /98 کاتالوگ فهرست-کالانما-کارنما /13 اپوزیسیون گروه مخالف/ 56 تست آزمـون 99 /کادر پیرابند/ 14 اتوبان بزرگـراه /57 تکنولوژی فن آوری /100 کارتابل کارپوشه /15 اتوبیوگرافی سرگذشت شرح حال خود /58 تکنسـین فن ورز /101 کامپیـوتر رایانه/ 16 اتوماتیـک خودکار- خود به خود/ 59 تکنیک فن 102/ کاور پوشن/ 17 اتیکـت بهـا نما 60/ تله تکست پیـام نما /103 کپسـول استوانک /18 ادیت ویرایش /61 تیـراژ شـمار- شمارگان/ 104 کپـی رونوشت- روگرفت/ 19 ارگانیزاسیون سـازمان/ 62 جکـوزی آبزن /105 کپی رایت حق نشر /20 اسـانس عطـر مایه 63/ حق التحقیق پژوهـانه /106 کریستال بلوره/ 21 اسـپری افشـانه /64 حق التدریس آمـوزانه /107 کلاسـه رده- طبقه /22 اسـتامپ جوهـر گین/ 65 دکـور آرایه 108/ کمپـوت خوشاب /23 اسـکورت همـروان/ 66 دکوراسیون 000آرایی-آرایش-آرایه گری/ 109 کوپن کالا برگ/ 24 اف اف در باز کن 67/ دسپینگ بازار شـکنی/ 110 گارانـتی ضمانت-تضمین/ 25 اکـیپ گروه مجهـز/ 68 دوپیـنگ زور افـزایی 111/ گارد پاس گان/ 26 اندیـکاتور نامـه نـما/ 69 رتوش پرداخـت/ 112 لژ جایگاه/ 27 انسـتیتو موسـسه /70 زونکـن پروندان/ 113 لوسـتر نور افشان/ 28 انیـمیشن پویا نمـایی/ 71 ژتون بهـا مهـر/ 114 لوکـس تجملی /29 اولتیمـاتوم اتمام حجت- زنهاره/ 72 سـری رشته- سلسله-مجموعه 115/ لیست فهرست-سیاهه-صورت /30 ایمـیل پیام نـگار/ 73 سـریال زنجیـره 116/ مارگارین کره نباتی/ 31 ایندکـس نمـایه /74 سـمبل نماد- رمز/ 117 ماکت نمونک /32 بادی گـارد جان پاس 75 سندیکا اتحـادیه 118 مانیفست بیانیه 33 بارکـد رمزیـنه 76 سنسور حس گر 119 مایکروویو (اجاق ) تنـد پز 34 بارم شمارک 77 سوبسیـد یارانه 120 مکانیزه ماشینی 35 باند نوار 78 سوژه موضـوع 121 موکت فرشینه 36 بروشـور دفتـرک 79 سوییت سـراچه 122 میکروفون صـدابر 37 بلـوار چارباغ 80 سیفون آب شویه 123 میکرو ریز 38 بن بها برگ 81 سینک ظرف شویی 124 میکـسر هم زن 39 بورس بها بازار 82 شارژ هزینه سرانه خدمات 125 ویلچـر چرخک 40 بوفه چینی جا 83 شیفت نوبـت 126 هارمونی هماهنگی 41 بوکس مشت زنی 84 فاز گام 127 * بالکن ایوانک-ایوانگاه 42 بولتن خبـرنامه 85 فاکتـور برگ خرید-صورت حساب 128 * کنسانتره افشرده 43 بیلان ترازنامه 86 فاکـس دورنـگار 129 * تاکسی درمی آکنده-آکنده سازی 

حق التدریس : آموزانه             پارکینگ : خودروگاه                تکنیک : شگرد

سمبل : نماد                         فرانشیز : خودپرداخت               تکنولوژی : فناوری

کلیپ : نماهنگ                     مرسی : سپاس                       فرکانس : بسامد

پاساژ : تیمچه                      عابربانک : خود پرداز               کنتور : شمارنده


علایم نگارشی

نشانه های نگارشی

اگر علایم نگارشی نباشند ، جمله ها به صورت  هدفدار خوانده نمی شوند . علایم نگارشی همانند تابلوهای راهنمایی و رانندگی هستند که اگر نباشند ،  باعث بی نظمی و اخلال می شود ؛ مثلاً ، علامت نگارشی نقطه ( . )نقش ایست کامل را بازی می کند و علامت نگارشی ویرگول ( ، ) از سرعت خود بکاهید را . حال تصور کنید علامت ها را نادانسته به جای همدیگر به کار ببریم ،  چه شلم شوربایی می شود !  در کتاب های آیین نگارش معمولاً جمله ای را مثال می آورند که با علایم نگارشی به دو مفهوم کاملاً متقابل به کار رفته است  :

 

 بخشایش ؛ لازم نیست اعدامش کنید .

2 - بخشایش  لازم نیست ؛ اعدامش کنید .

نشانه های نگارشی، خواندن درست و درک مطلب متن را آسان و خطا خوانی های نوشتار را برطرف می کند. حال موارد استفاده نشانه های نگارشی را یک یک می آوریم .

نقطه(.)

نقطه، نشانه ی توقف کامل و پایان جمله ی خبری یا انشایی است که بدون فاصله پس از آخرین حرف جمله می آید و با جمله ی بعدی یک حرف  فاصله دارد. موارد کاربرد نقطه :

* در پایان جمله های خبری یا انشایی:

محمد بن زکریای رازی، کاشف الکل، در قرن چهارم می زیست.

* پس از حروفی که نشانه ی  اختصاری هستند:

ق. م. ( قبل از میلاد مسیح)

ج. ا. ا. ( جمهوری اسلامی ایران )

ویرگول (،)

ویرگول ( کاما) ، نشانه ی کوتاه ترین درنگ در تداوم جمله است رعایت درست و دقیق آن در نگارش موجب آسانی در خواندن و درک بهتر متن می شود. البتّه استفاده ی زیاد هم درست نیست.

·        برای جدا کردن بندهای کوتاه و مستقل یک جمله

·        بین دو کلمه ی مستقل که ممکن است به اشتباه به صورت اضافه خوانده شود

به نظر استاد، امیری دانشجوی باهوشی است.

·        در دوطرف بدل وعطف بیان:

·        امام خمینی ، بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، ساده می زیست .

·        به جای واو عطف (و) میان کلمه ها، عبارت ها و جمله های هم نقش و هم پایه :

او پسری خوب ، زرنگ ، پویا و مؤدب است .

*میان نام خانوادگی و نام در فهرست هایی که بر اساس ترتیب الفبایی نام خانوادگی تنظیم می شود ، مثلاً در فهرست منابع:

باوند، احمد

رستمی، فرزاد

مهرآیین، علی

·        برای جدا کردن اجزای نشانی :

ساری، سه راه جویبار، مرکز تحقیقات

نقطه ویرگول (؛)

نقطه ویرگول، نشانه ی مکثی کوتاه تر از نقطه ( توقف کامل ) و بلند تر از ویرگول ( درنگ کوتاه) ؛ موارد کاربرد آن عبارتند از :

* میان دو جمله که با هم مرتبط اند ولی میانشان حرف ربط نباشد . ممکن است دو جملۀ کوتاه ، مکمل هم یا در تقابل  با هم باشند .

برای همین هم، مدّتی است دارم فکر می کنم این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم، یعنی چه کسی را باید توی قلبم جا بدهم که از همه بهتر باشد؛ …..   .

دو نقطه (:)

در جمله های مرکب، میان جمله واره ی مقدماتی وجمله واره هایی که یک موضوع را    طبقه بندی می کنند یا آن را گسترش می دهند :

فروید (1931) از دو انگیزه نوشت : یکی انگیزه ی میل به اتّحاد با دیگران و دیگری انگیزه ی خودبینانه معطوف به شادمانی .

 

* برای آغاز نقل قول مستقیم :

احسان گفت : « سرمقاله ی روزنامه را من نوشتم» .

*برای شرح و توضیح :

اعضای اوپک : ایران ، عراق ، عربستان سعودی،...

* برای تقسیم و شماره گذاری:

شرایط ثبت نام : 25 سال سن ، کارت پایان خدمت سربازی ....

* میان کلمه و معانی آن :

آخشیج : عنصر                    فراز: بلندي

* برای نشان دادن اجزای ساعت :

ساعت 15: 15: 10 [به جای ساعت ده و پانزده دقیقه و پانزده ثانیه ]

سه نقطه ()

·        حذف یا افتادگی از متن ِ نقل قول

·        آنگاه که نویسنده بخواهد از توضیح بیشتر خودداری کند.

·        نشانۀ تعلیق : به معنی ادامه دارد.... 

·        برای محرمانه نگاه داشتن نام اشخاص     آقایی  با نام........../ خانم..........

گیومه («   »):

گیومه، برای نشان نقلِ قول ، یا متمایز کردن کلمه ، عبارت یا جمله ای در نوشته به کار می رود . 

البته گیومه در زبان های فرنگی به شکل های گوناگونی است .

1- «Irani»              3- " Irani"           5- 'Irani'

2- "Irani"             4-Irani»            6- ' Irani'

* هرگونه نقلِ قول مستقیم باید درداخل گیومه قرار گیرد .

اوگفت :« .........» .

تیره / خط فاصله (-)

* برای تقسیم بندی اجزای یک گروه یا جمله :

گیرندگان رونوشت نامه :

- معاونت آموزشی

- معاونت دانشجویی

- رؤسای دانشکده ها

* برای نشان دادن ترکیب دوجزئی

مقاله ی علمی – پژوهشی

·        جمله های معترضه و تأکیدی در درون  دو خط تیره می آیند .

امام خمینی – رحمه الله علیه – وصیت نامه های با ارزشی را

·        برای نشان دادن حدّ فاصل دو عدد ( صفحات و تاریخ ها )

صص 55- 65

* به جای ً تا ً و  ً به ً برای بیان حد فاصل مکان و زمان

قطار تهران – تبریز

* در آغاز سطر مکالمه ی میان اشخاص به جای نام گوینده می آید :

- الو ! آقای شیرازی ؟

- بله ، بفرمایید.

پرانتز ( )

* برای افزودن اطلاعات اضافی و عبارات توضیحی در میانه یا پایان جمله :

خط اوستایی ( با 44 نشانه ی نوشتاری) از ساده ترین خطوط جهان است .

* در روش ارجاع درون متنی ، نشانی مرجع در داخل پرانتز می آید:

( صادقی ، 2005: 85)

* برای نشان دادن کوته نوشت های تحیت و سلام برای بزرگان دین :

حضرت رسول (ص) ،  امام حسین (ع)

دو قلاب []

* سه نقطه ی نشانه ی بخش حذف شده ، در درون دو قلاب می­آید:

در افریقای جنوبی [….] سرانجام اکثریت سیاهان حکومت را به دست گرفتند .

* توضیح ها و توصیف های نمایشنامه و دستورهای کارگردان در درون دو قلاب می آید:

* برای نشان دادن تاریخ های معادل در دو یا چند گاه­شمار:

قرن نهم هجری / پانزدهم میلادی

* برای نشان دادن سال مالی یا سال زراعی

سال 4/ 2003

* برای جدا کردن مصراع های شعر

قطره ی  باران ز ابری چکید / خجل شد چو پهنای دریا بدید

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


- جمله های زیر با دو گونه نشانه گذاری ، دو گونه خوانده و معنا می شوند . جمله ها را به دو شکل بخوانید و ویرایش کنید .

1- پس فردا به دیدارت می آیم ، منتظرم باش. // 2- نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

3- ما همه کار می کنیم تا بتوانیم زندگی سعادتمندی داشته باشیم

4- این جا آشپز خانه دارد // 5- نه هر که به قیمت مهتر به قیمت بهتر

6- پدرم هر روزنامه ای می خواند تا سرش را گرم کند

تدریس  و آموزش  انشا  و نگارش  پلّه  به پلّه


 - خواندن  نمونه هایی خوب از شعر و نثر  در کلاس لازم است .  چون بهره گیری از الگو و سر مشق  در اغلب  جنبه های آموزش و پرورش  به عنوان یک روش مؤثّر  و مهم،شیوه ای متداول  و معمول است .  شیوه ی نمونه خوانی ، علاوه بر آن  که الگویی برای کار قرار می گیرد مزیّت  بسیار مهمی هم دارد  و آن  این که  نوعی  مطالعه ی گروهی و دسته جمعی  به شمار می رود .  یعنی با صرف 15-10 دقیقه  وقت  برای خواندن یک متن  به طور متوسط  حدود سی نفر آن را می خوانند . استمرار این شیوه ،  بدون تردید  به تقویت  بنیه ی  عمومی کلاس  انشا  خواهد انجامید .

 -  آغاز هر کاری  مهم ترین و حساس ترین مرحله ی آن است .  نخستین  پلّه، کلمه نویسی است .  برای دانش آموزان وقت محدودی را تعیین می کنیم واز آن ها می خوانیم که در آن زمان محدود، تعداد معینی  کلمه بنویسند . در مرحله اول  بر اساس آن چه می بینند و سپس می گوییم خارج از محیط و در مرحله ی بعدی  با واژه هایی  که مثلاً در مورد بهار نوشته اند  به جمله نویسی می پردازند . 

«  پله پله  رفت  باید تا به بام ».  جمله نویسی  را به دوشیوه می توان اعمال کرد:

 الف ) نوشتن جمله با واژه های داده شده یعنی همان جمله سازی

ب) نوشتن جمله های پراکنده و نا پیوسته

 یعنی از دانش آموزان می خواهیم که  فی البداهه چند جمله بسازند .  بدون این که  بین جمله های  ساخته شده ارتباطی  بر قرار گردد . نوشتن جمله های پیوسته را هم طبعاً  با استفاده از محسوسات  آغاز می کنیم  و کم کم به سمت  امور نامحسوس  سوق  می دهیم  .

 یعنی در آغاز بر اساس آن چه می بینند ، می نویسند  و در مرحله ی بعدی  براساس آن چه می دانند .

- می توانیم چند کلمه بدهیم و بگوییم  که کلمات را  برای  جملاتی  که جایشان خالی است انتخاب کنند .  این کار در  کلاس به صورت یک  بازی می تواند انجام شود . دانش آموز ،فعل ها یا اسم ها یا فاعل ها  و صفت ها  را  در جای  نقطه چین قرار می دهد .

- جملات در هم ریخته ای بدهیم  که دانش آموزان  جملات را جا به جا کنند :  یعنی یک  ساختار مفهومی معنی دار بشود .

- چنان چه  شروع آموزش انشا همراه  با  تصویر گری باشد  بهتر است . تصویر ها از تصویرهای  کاملاً  ساده ای شروع  بشوند . مثلاً تصویر  یک  شی ، یک موضوع و...

8-Point Star: 63

-  معلم انشا می تواند  برای پرورش  تخیّل و در نتیجه تفکّر خلّاق  ،  داستان های نیمه تمامی در کلاس طرح کند  تا دانش آموزان ،  با تفکّر  درباره ی آن و  با تخیّل خود آن را کامل کنند . نکته ی قابل  توجّه این است که معلم انشا  باید حوصله  و ظرفیت لازم  را داشته  باشد تا بتواند  همه ی  نوشته ها را بخواند و از این  طریق  دانش آموزانش را  از نظر میزان تفکّر  شناسایی  کند .

 

این شیوه  سایر مهارت های  زبانی را نیز تقویت می کند، یا بالعکس  پایان یک داستان  را بخواند ودانش آموزان  شروعی مناسب  برای آن  بیابند .

-  در درس انشا  باید  از دانش آموز  به جای تحلیل ، توصیف  خواسته شود و توصیف  ، عینی تر ، تجربی تر و  ملموس تر است  و نیاز به فرهنگ پیشرفته و علم واطّلاعات  فراوان ندارد . و غالباً بر مبنای یک مشاهده  ی دقیق می توان توصیفی کار آمد نوشت ؛  یعنی مثلاً به جای تحلیل  فقر باید  توصیف یک  فقیر  را از دانش آموز خواست .

- می توان  به تعداد شاگردان ،کتاب و مجله و نشریه  به کلاس برد  و گفت  هر نفر  یک کتاب را بخواند  و خلا صه ی آن  را نوشته  و تحویل  بدهد .  یا اینکه  بر اساس موضوع کتاب های تحویل داده  شده  به دانش آموزان، آنها انشا بنویسند  چون منبع  کافی هم در اختیار دارند .

-  باید  به خاطر داشت که بازی یکی از روش های پرورش  خلّا قیّت است  و در این میان ، بازی های گروهی  از ارزش بیشتری برخوردار هستند . بازی ها  به دلیل  فراهم آوردن محیط شاداب و تحریک مداوم جسم  و ذهن  فراگیران  در توسعه ،  تکامل و پرورش خلّاقیّت ، تأثیر بسزایی دارند . تکالیفی مانند طرّاحی مسابقات ،  جدول ها ، پازل ها و معما ها و...  که  به نوعی موجب درگیر شدن   ذهن  فراگیر گشته  و از سوی  دیگر به دلیل  ساختار  بازی گونه ی خود  از تحرّک  و پویایی برخوردار هستند و برای فراگیران جذّابیت  بیشتری دارند .

-  دادن تکالیف  تصویری به دانش آموز در کلاس  که او در دفتر خود  به خلق تصاویری می پردازد و فقط با دنبال کردن تصاویر می توان  به موضوع داستان  یا مطلب  پی برد .

- معلم  ضمن خواندن  یک کتاب داستان ،  از فراگیران می خواهد  تصویر های ذهنی خود را از داستان  در قالب  یک  یا چند نقّاشی  نمایش دهند . ( داستان مصوّر )

- برگزاری مسابقه ی کتاب خوانی یا تند خوانی  در کلاس و تشویق نفرات  برنده  هم  یک کار مفید است .

-  از بین واژه های داده  شده ،  دانش آموزان  کلمات خوش آهنگ  و زیبا  را انتخاب کرده و بنویسند .

- طرّاحی سؤال  به تناسب تصویر  و یا تحلیل  و گزارش و توصیف تصویر هایی که معلّم  روی تخته  نصب می کند  یا طرح سوال  برای داستان ها و اشعار کتاب .

یافتن صفات خاص  از راه تشبیه ، مثال : صاف  مثل آیینه ، سیاه چون قیر ،زیبا چون...

 سفیدچون...،دلیرچون...،مقاوم چون...

 -    مرحله ی آغازین و مقدماتی نگارش زبان و آموزش آن ،این است که در این مقوله  ابتدا دانش آموز را با ساخت زبانی ،  شیوه های لغت سازی ، ترکیب سازی و در نهایت  جمله سازی آشنا کرد .  در تمرینات خاص  این دوره  باید  مهارت های  مقدّماتی و لازم را  در به کارگیری  واژگان  برای ساخت جملات  زیبا  و موجز و ساده و مؤثّر  در دانش آموز به وجود آورد و بعد  او را  با کمک زبان  به حوزه های آفرینش  ادبی سوق داد . برخی از این راه ها به شرح زیر است :

  ساختن کلمه های  مرکب  طبق الگو  و نه با قاعده ی دستوری :

* ترکیبات اسمی : گل + خانه = گلخانه / ساختن  ده  نمونه ی دیگر توسّط دانش آموز

* ترکیبات وصفی : پر + کار = پرکار / ساختن ده نمونه ی دیگر  توسّط دانش آموز

* ترکیبات فعلی : سر  به سر شدن ، از پا افتادن ، از کوره در رفتن و... / ساختن ده نمونه ی دیگر توسّط دانش آموز

  آوردن فعل  بسیط  وساده در برابر فعل مرکّب :سعی کردن : کوشیدن 

یا به  رشته ی تحریر  در آوردن : نوشتن و...

   پیدا کردن ترکیبات  مختلف یک کلمه : دل : دلگیر ، دل مرده ، دل انگیز ، دلدار و...

 یافتن مترادف برای کلمه ها :  بی پروا : بی باک ، نترس

    مترادف های متعدّد :  سبک باری : آسودگی ، فارغ بالی ،  راحتی  ... .

    یافتن معانی کنایی :  سراچه ی  خاکی  : دنیا ، گیتی    یا  سپاه آسمان : ستارگان

   پیدا کردن  کنایات  متعدّد درباره ی یک کلمه : آسمان : طاق اخضر، سقف زمین، طاق ازرق ، گنبد میگون و...

  انتخاب صفات  متعدّد برای یک موصوف : آسمان : پر ستاره ، بی انتها ، زیبا، بی کرانه ، مهتابی و ....

   یافتن تعابیر  مناسب برای یک کلمه :  پیغمبر : امین وحی - خفتگان بیدار : اصحاب کهف و...

   یافتن مفهوم  تعابیر کنایی :  صورت را باسیلی سرخ نگه داشتن :  حفظ آبرو

 به آب باریک ساختن : قناعت و ...

   یافتن  قیدهای مناسب ، مثلاً دادن یک متن و پر کردن جای خالی با قید ها  یادادن چند قید  تا در یک جمله  به کار ببرند  و  یا استفاده از قیدهای مترادف در متن .

  یافتن مضاف و منسوب : قالی کاشان  بت چین  ناله ی نی و...

   انتخاب فاعل  مناسب  برای  افعال  داده شده در متن .

تمرین راه های مختلف  بیان یک پدیده از طریق تشبیه  و تصویر سازی


تمرین جمله نویسی  به این صورت  که برای دانش  آموزان  واژه هایی به صورت  انتخابی  یا پیشنهادی معیّن  می گردد  واز آنان  خواسته می شود  در مورد  هر واژه  جمله های  عادی ، توصیفی ، تخیّلی (با استفاده  از خیال پردازی  و انسان نمایی ) بسازند  و سپس جمله ها را با هم مقایسه  کنند . به عنوان مثال  واژه ی باران :

جمله عادی : باران  بر روی شاخه های درخت  می بارد .

جمله توصیفی :  باران نرم، آرام بر شاخه های  درخت  می بارد .

جمله  تخیّلی : باران  با دست های درخشانش ، شاخه ها را می نوازد .

این روش  باعث  تقویت  دانش آموزان در امر  جمله نویسی  وآشنایی و تقابل  انواع نوشته ها می باشد .

 با استفاده از کارت های کوچک مقوّایی  که روی  هر کدام  واژه  ای  نوشته شده است  و بین افراد یا گروه ها توزیع  می شود ، از آن ها  خواسته می شود  با کمک  هم و با  توجّه  به واژه ها ،  جملات بیشتری  اعم از واقعی  ویا طنز  بگویند .

- زیبا ترین  جملات  که دانش آموزان  در موضوع  واحدی نوشته و خوانده اند یا معلّم خوانده و پیدا کرده روی تابلو  بنویسند و دانش آموزان  با یک ترتیب  و نظم  منطقی آن ها  را مرتّب  کنند . در این صورت انشای  جدیدی تولید خواهد شد و این زیبا ترین انشای کلّ کلاس خواهد بود .

- نوشتن  یک انشا  یا داستان  یا شعر  یادکلمه  و... به صورت مشارکتی 2 یا 3 نفره .

- حلّ جدول کلمات متقاطع در رشدهای نوجوان ، کیهان بچّه ها و سروش و.. ونیز تدوین  مطالبی  برای طرّاحی  یک جدول  کلمات  متقاطع  خوب  ،به صورت فردی یاگروهی 

یک متن  کهن و قدیمی  توسّط معلّم خوانده  یا ارائه  می شود ودانش آموزان آن را  به زبان  ساده دوباره نویسی  می کنند . به گونه ای که کهنگی  و دشواری  زبان و سبک  قدیم از آن گرفته  شود . البتّه  این تنها  تکیه  بر ذوق  ادبی  و توانایی  نویسنده دارد و خلق اثر جدیدی نیست  بلکه  بازنویسی  می باشد .

 - دادن یک متن ، برای تعیین  تیتر های مهم  آن ، توسّط دانش آموز هم کار مفید کلاسی است .

- یک متن  داستانی یا علمی خوانده شده و چندین سؤال از آن طرح شود تا دانش آموزان مشروحاً پاسخ گویند.

-  یک متن گفتاری  به نوشتاری و بالعکس  تغییر یافته  و تفاوت ها  را بنویسید .

-شنیدن یک قصه از نوار  و بازنویسی آن  هم مفید است .

-ارائه ی روزنامه های  مختلف  یک هفته  به دانش آموزان و تهیه ی  گزارش  پیرامون  یکی از بخش های روز نامه  نیز مفید است .

-خود معلم در یکی  دو جلسه ،  به تشریح  و توضیح   ضرب المثل های معروف ،  ابیات ، مصراع ها ،  احادیث و ... بپردازد و دانش آموزان  را  برای جلسات بعدی آماده کند . دانش آموزان هم مفهوم  و لبّ مطلب  از یک داستان  یا یک  قطعه شعر را در یک عبارت کوتاه بگویند یا بنویسند .

- توصیف زنده و مستقیم  شیء  یا حیوان  که از طریق معلّم یا دانش آموز  به کلاس برده شده است . به دانش آموزان گفته می شود که به آنها نگاه کنند و با کمی  تفکّر  یک جمله  یا بیشتر که به ذهنشان  می رسد بگویند و به ترتیب معلم  روی تخته  سیاه می نویسد . سپس در مرحله ی بعدی  جملات نوشته شده را با رعایتارتباط منطقی و نظم  بین آنها و استفاده از حروف ربط  مناسب ،به یک انشا تبدیل می کنند .

-طرح چند سؤال و نوشتن آنها روی تخته سیاه درباره ی موضوع داده شده و پاسخ دانش آموزان به آن سؤال و جمع بندی و نوشتن آن دردفاترهم نوعی فعّالیّت کلاسی است .

 دانش آموز برای  داستان یا درس  عنوان هایی غیر معمول ، انتخاب کند . هر چه عنوان انتخابی ، تازه و غیر معمول باشد ،  فکر او اصیل تر است 

- توصیف  یک واقعه ی ساده که بچّه ها آن را مشاهده کرده اند مثل چای خوردن در پارک، برگشتن از مدرسه و...

- بازی اسم و فامیل  یا بازی با واژه ها سر کلاس ، جهت غنی کردن  گنجینه ی لغات دانش آموز مفیداست .

-استفاده از  واژه ها ی مشکل  درس  جدید  در یک انشای کوتاه ، هم به فهمیدن معنی کلمه ها و هم  به انشا نویسی کمک می کند .

-قرار دادن صفات مناسب در جای خالی متن مثال : آفتاب ....و  زردی  می تابید .

-یافتن کلمات متضاد :  افزایش =/=  کاهش  ، بیگانه =/= آشنا و ...

-نوشتن چند کلمه  ی تصادفی  و فی البداهه روی تابلو که دانش آموزان با استفاده  از آنها متن ادبی، شعر یا لطیفه بنویسند .

- یافتن  معادل  برای کلمات  عامیانه  مثلاً  پر چانه ، روده دراز و...

-تصحیح  یک نمونه انشا و تکثیر  آن بین دانش آموزان وبه بحث  گزاردن  آن هم مفید است .

- گنجاندن  غلط های نگارشی ،  محتوایی،  ویرایشی  در یک متن  وتصحیح  آن توسّط  دانش آموز

- یافتن  موارد کاربرد  ضرب المثل  ها و نوشتن  شرحی  در یک سطر  برای هر یک .

- نقد یک ساعت  از کلاس مدرسه  توسّط  بچّه های کلاس.

- امروزه در روان شناسی  تربیتی  در روش  حلّ مسأله ، فنّی به نام بارش مغزی  مطرح است .  در این روش  پس از  طرح موضوع ، معلّم  از دانش آموزان  می خواهد  تا تمام  راه حل  های خود را  روی کاغذ  بنویسند  . سپس  تمام  راه حل ها جمع آوری می شود و با کمک معلّم ، نتیجه گیری  و نظر نهایی  بیان  می گردد . در این  روش ، همه  ی دانش آموزان  در کلاس درس فعّال هستند  و به تفکّر  واداشته می شوند. مثال:  تحلیل  مقالات ومطالب روزنامه ها یا فیلم ها و یا داستان ها .

-توصیف یک مشاهده  ی طولانی  را که ترکیبی از  دو یا  سه روز بوده  مطرح  می کنیم . مثلاً می پرسیم  که از روز  فلان  تا فلان  روز  چه کردید ؟

یک خلاصه متن به دانش آموزان  می دهیم  بعد می گوییم  این  خلاصه را مفصّل بنویس . یعنی 4  یا 5 خط  را به 10 خط  تبدیل کن و مفصّل تر بنویس .

-خلاصه کردن  یک داستان شنیداری ، بخشیاز همان آموزش انشاست .

-مشاعره کردن در کلاس که کمک به بهتر شدن  حسّ ادبی  دانش آموزان می کند (با ابیات ساده  یا ضرب المثل ها و...)

- یک راه جالب  توجّه  برای  مرور  درس ها  پیش از امتحان  آن است  که بچّه ها را در این ساعت وادار کنید که به  نوبت  ادای یکی از مجریان  رادیو یا تلویزیون را در بیاورند . به این ترتیب که بقیه ی اعضای کلاس  زنگ می زنند و پرسش های خود را  از وی مطرح می کنند .

    دانش  آموزان متنی را بازآفرینی می کنند  یعنیطرح اصلی متن را دستکاری کرده  و بنیاد و اساس طرح را به هم می زنند و از هر کجا ی متن بخواهند  انتخاب یاحذف می کنند . که بهتر است یک نمونه بازآفرینی شده برای آن ها خوانده شود .

-می توانیم  هر جلسه  دو یا سه  نفر را به عنوان  " داور "  مشخّص  کنیم . داوران  صندلی های خود را روبروی  بچّه ها  می گذارند  و  می نشینند . بعد از پایان  انشا ، ابتدا  محاسن آن و جمله های زیبایی را  که از متن  یاد داشت  کرده اند ، باز گو می کنند و ملاک های ظاهری و محتوایی را بر اساس  دفتر انشای  دوستانشان ، با مشورت  با هم بیان می کنند و بعد  نظرات  و انتقادات خود را با استفاده از  گفته های سایردانش آموزان می گویند و نمره ای  برای دوست خود مشخّص می کنند .  ما باید  اهمِّیّت داوری  و نقد و بررسی  انشا ها  را برای  آن ها بازگو کنیم . به این صورت  که آن ها  به باریک بینی واستدلال  عادت کنند .  راه و رسم  خوب  فکر کردن رایاد بگیرند . به تجزیه و تحلیل اندیشه ها و دیدگاه های دیگران بپردازند و به آن عادت کنند . فکرشان باز و اصلاح  شود و اطّلاعاتشان  افزایش یابد  . همین  بحث و گفت وگو  را جع  به انشا های دیگران به تقویت سخنوری آنان کمک می کند . باید به دانش آموزان  داور گفت  که برای  نقدو بررسی  با حوصله  و با انصاف  باشند . قضاوت  آن ها  عجولانه نباشد . دقّت  داشته باشند  و اظهار  نظرات آن ها  بر اساس  معیار های صحیح باشد و به جنبه های مختلف  توجّه  کنند و اجازه  بدهند  که انشا تمام شود  و موارد لازم را در حین شنیدن روی کاغذ ی یادداشت  کنند .تکرار این

 موارد  توسّط خودشان  باعث می شود  موارد  ونکات مهم برای خودشان هم جا بیفتد . بعد از  پایان داوری نمره ای هم به داوری داوران تعلّق گیردو تشویق شوند و داوران جلسه بعد اعلام گردد .

جمع آوری ریشه های تاریخی ضرب المثل  ها و ارائه در کلاس یا جمع آوری در یک  صندوقچه  ی کلاسی

کشف اشتباهات  در یک قصّه  و بیان آن ، همراه  با موسیقی ملایم .

معلّم  دفتر خاطره ای به دانش آموزان بدهد  تا تک تک  آنان  هر کدام  یک صفحه  در آن مطلب  بنویسند و نقّاشی بکشند .


- تهیّه ی  دفتر مشاعره  ی کلاسی

تهیّه ی  نامه و پاکت نامه در کلاس و بعد پست کردن برای دوستان

در هر جلسه ،یک نفر را مشخص می کنیم تا درباره یک موضوع  روز صحبت کند . تعیین یک موضوع برای یک فرد یا گروه از قبل ، روش دیگری است که در آن ، گروه ضمن مطالعه ی منابع ، پاسخ گویی سؤالات  دانش آموزان در همان زمینه  خواهد بود  و قوّه ی نطق و سخنرانی و اطّلاعاتشان افزایش  خواهد یافت . پرسش و پاسخ  دانش آموزان  بعد از سخنرانی هم بسیار مفید است یا ترتیب دادن مناظره و گفت و گو بین فراگیران در کلاس  درباره ی یک موضوع داده شده و برای این کار   می توان از موضوع های  ساده شروع کرد . مثلاً بهترین کتابی که خوانده اند یا  نقد کتاب و فیلم  یا  تجزیه و تحلیل مسأله حجاب و...

شاهنامه خوانی ، مثنوی خوانی ، گلستان خوانی، شبیه خوانی ، بوستان خوانی ، توسّط معلّم یا دانش آموزان .

-گذاشتن  صورتک و اجرای یک نمایش کوتاه .

معلّم  حکایت یا داستانک  یا روایتی را می خواند سپس از بچّه ها می خواهد در مورد آن  هر چه را درک کرده اند  به زبان ساده بنویسند .

استفاده از شیوه ی باز آفرینی ،به این صورت که  مطلب یا داستانی در کلاس توسّط معلّم خوانده می شود و آن گاه دانش آموزان  هر چه را  از مطلب دریافت کرده اند  در وقت معیّنی باز آفرینی می کنند  یعنی آن را به زبان و قلم خود  دوباره بیان می کنند . مثلاً باز آفرینی بهترین کتاب یا فیلم  یا صحنه  و حادثه  وبرنامه های متنوّعی که دیده اند .

معلّم موارد دیگر را  طّی جلسات  بعدی  و به مرور می تواند آموزش دهد و کار کند  مثلاً : آموزش چگونگی آغاز کلام و پایان آن ، آموزش موسیقی درونی کلام از طریق خواندن  نمونه های آهنگین وخوش نوا ، آموزش طنز و نوشتن آن ، آموزش نقل قول ، آموزش تفکّر  از راه های متفاوت ، آموزش خلاصه نویسی ،  آموزش مبالغه ، غلو  و اغراق ، و مراتب هر یک و آموزش  به کار گیری درست آن ، آموزش دیگر آرایه های ادبی ،  جان دادن  به اشیاء ، ایهام ، تلمیح ،  تمثیل و مثل  ، نماد ها و اسطوره ها ، مجاز و استعاره و ... آموزش فضا سازی در نوشته ها و بیان  سابقه ی آن در شعر ونثر گذشته وآموزش تحرّک و پویایی  یک نوشته و راه های ایجاد آن ، آموزش  شخصیّت  پردازی  و توصیف صحنه ها در داستانهاست.

معلّم باید  راه های فعال کردن کلاس انشا  را بداند  مثلاً  به فراگیران  بگوید از انشا های خوانده  یادداشت  برداری کنند و  یا در پایان از یکی دو نفر توضیح بخواهد چنان چه انشایی را نقد می کنند برای هر پیشنهاد  و انتقاد  نمره ای منظور کنیم  و اجازه دهیم خود دانش آموز هم از نوشته ی خود دفاع کند و در صورت توجیه منطقی به نمره اش اضافه کنیم . 

به فراگیران بگوییم از نکات خوب  و مفید و زیبای دوستان یاد داشت برداری کرده وبه انشای خود اضافه کنند  از موضوعات جذّاب و دلنشین استفاده شود وبه همه ی دانش آموزان تأکید  شود برای  نوشته های دوستان احترام قائل شوند . معلّم  بایداز انشا های خوانده شده چند سؤال مطرح کند تا دیگران جواب دهند و خود معلّم هم اگر در کلاس انشا بنویسد  وفراگیران را همراهی کند  و بعد بخواند خیلی خوب است . 

نوشتن انشاهای سر دستی  وکلاسی  با استفاده از  موضوعات  ساده و  فی البداهه  کلاس را فعّال می کند .  بهتر است چند موضوع را  هم خود دانش آموزان پیشنهاد دهند و گاهی هم گروهی بنویسند .نوشتن  انشا  به این صورت  کار تصحیح  را هم آسان می سازد . و از نظر هم اندیشی و هم فکری و استفاده  از عقاید وآراء یک دیگر تأثیر مثبتی دارد . 

گاهی لازم است  فراگیران در یک فضای آزاد   قرارگیرند  در محوطه ی باز مدرسه  یا کتابخانه ویا ...  و یک موضوع دلخواه بنویسند . 

خواندن شعر ها و دکلمه ها  و متن های ادبی ،  پیامک ها  و لطیفه ها و ...  و قصه گویی و اجرای نمایش  یا پانتومیم و دعوت از نویسنده  یا یک شاعر  یا ...  و مصاحبه با ایشان نیز  در فعّال کردن  و متنوّع نمودن کلاس های انشاء مؤثّر است .

 - دانش  آمو زان متنی  را بازآفرینی  می کنند  یعنی  طرح اصلی  متن  را دستکاری کرده  و بنیاد و اساس طرح را به هم می زنند و از  هر کجا ی متن بخواهند  انتخاب  یا حذ ف می کنند . که بهتر است  یک نمونه  بازآفرینی  شده  برای آن ها خوانده شود .

میان  رضایت شغلی و سلامتی رابطه ی بسیار  نزدیکی  وجود دارد . نارضایتی  شغلی سبب بیماری های قلبی می گردد.

عناوین داستانی و پیشنهادی  (70 مورد)

به دانش آموزان بگویید به این عناوین نگاه کنند ویک دور بخوانند تا الهام گرفته وبرای داستان نویسی چیزی به خاطر آورند. یا پنان چه داستانشان را تمام کردند به این عناوین نگاه کنند شاید برای نام گذاری داستان به کارشان بیاید. 

1-مهمان ناخوانده  2-مژدگانی  3-قفس  طلایی  4-نفرین   5-شب مهتابی 

 6-کاشانه ای در غربت  7-بهانه  8-زیبا ترین  طنین  9-در واپسین لحظات

       10-  مردابی در جنگل  11- هم رکاب  12- گنجینه  13- بیگانه ای  در شهر

        14- چشم های  زهر آلود  15- پائیز  خاطره انگیز  16-  شهری در بهشت

        17- تکاپو   18- جست و جو  در شهر   19- محرم اسرار   20-  روز گار سخت

        21- یادگاری بی نظیر   22-  کوله  بار سفر   23- کوله پشتی   24-  تک سوار

       25-  اشک باران    26- تولّدی دیگر   27- مرد  سوگوار   28- دیار من مشهد

       29-  طومار افتخار  30- در انتظار  نو بهار  31- شمع خاموش   32- زلزله در شهر

      33-  همسفرا  34- زندگی  در کوهستان   35- غروب زندگی  36- آشوب در شهر

       37-  دل خسته    38-  معمّا    39- غوغای درون   40- ناخدای تنها   41-  ماجرای من

       42- رهگذر  43- خاکستری   44- قلعه ی اسرار آمیز  45- درماندگان  46- تبعیدی

       47-  سفینه   48- شکارچیان  49- کابوس    50-  مرگ و زندگی   51- جاده های نمناک   

        52- مهاجرت   53- مادربزرگ ها    54- پیرمرد تنها    55- رنج کشیدگان    56- شیطان

       57-  دهقان دانا     58- آخرین  روز  یک محکوم  به اعدام   59- تصویری  از پدر

       60-  شبی در قبرستان   61- معمّا ی  زندگی   62-  از زبان  یک مرده 

       63- سفری به جهان مردگان  در زیر زمین   64- جست و جویی برای پدر  

      65- شهر بی سواد ها   66- سگ وفادار  67- شبی هولناک  68- رفیق  عمر

      69- درخت  سحر آمیز    70- آدمک چوبی

بهترین دبیرانشا


« ویژگی  های یک معلّم  انشای خوب »

معلّم انشابایدازطریق ارزشیابی ورودی،ازمیزان اطّلاعات دانش آموزانش  آگاه باشد  تا بتواند  به درستی  از عهده طرّاحی آموزشی درس انشا برآید .

 اگر معلّم انشابه این عقیده برسدکه همه می توانند  نویسنده  بشوند ،خوب است زیرا نویسندگی  حاصل  تجربه و ممارست  است  نه فقط  استعداد  خدادادی . امّا  اگر عقیده  ای غیراز این  داشته باشد  دانش آموز  را اذیّت  نکرده  و به حال  خودش رها  می کند.  انشاازدرس هایی است  که به دلیل  ماهیّت  پیچیده اش و این که به فرآیند های ذهنی بیشتری بر می گردد ، اولاً جنبه ی  روان شناختی عمیق دارد ، ثانیاً  دشوار است  ومعلّمی را می طلبد که ویژگی های خاصّی داشته باشد :

 معلّم  انشا باید  با ادبیّات  کودکان آشنا بوده و از مراحل  رشد ذهنی کودک کاملاً  آگاه باشد .

هدف های آموزشی انشا را باید بداند. خودش به نوشتن علاقه مند باشد تا بتواند علاقه مند بسازد .

 با انگیزه باشد تا بتواند آن انگیزه را در بچّه ها متناسب با شرایط ذهنی  شان به وجود آورد  وبه نوشتن  وادارشان  کند .

 آگاهی از نظریّه های زبان شناختی و روان شناسی شناختی و  روان شناسی  تربیتی  وروان شناسی رشد  از لوازم کار معلّم انشاست .

 معلّم  انشا  باید تئوری  ها و مدل های  مختلف  نوشتاری رابشناسد و با دیدگاه های شناخت  گرایان ،در زمینه ی نگارش و فرآیند نوشتار آشنا باشد .

 معلّم انشا باید به تفاوت بین زبان نوشتاری و زبان گفتاری  و برفرآیند های ذهنی که بر این  دو  می گذرد ، وا قف باشد . بسیاری مطالب  هم هست که در زبان نوشتاری  مطلوب است  امّا  در زبان  گفتاری نا مطلوب است یا برعکس . 

معلّم انشا باید شیوه های پرورش اندیشه ی خلّاق را بداند و اهل مطالعه و اهل قلم  باشد .

 بهتر است همراه با بچّه ها او هم بنویسد و یک نمونه ی خوب ارائه  دهد 

  « در دفتر زمانه فتد نامش از قــلم                هر ملّتی  که مردم  صاحب قلم نداشت »

فرّخی یزدی


 
معلّم انشا باید به روش های مؤثّر  آموزشی انشا آگاهی داشته باشد  و روش های ارزشیابی  صحیح  آن را  بشناسد .

 با تربیت  و ذوق ادبی  کودک آشنا  باشد  و عوامل مؤثّر در پیشرفت آن را بداند .معلّم انشای خوب  در ابتدای  کار ، آموزش قواعد خشک  و دست و پا گیر  انشا را کنار می گذارد  و سعی می کند  به هر نحو  ممکن ، دانش آموز را تشویق  به نوشتن کند .نود در صد  قواعد  درست نویسی  در حین نوشتن کسب می شود و ده درصد با قی مانده را هم می توان در میانه ی راه به دانش آموز گفت و این چندان  اهمّیّتی ندارد .

همه ی روانشناسان عقیده دارند  که بچّه ها به خواندن ، نوشتن ، نقّاشی کشیدن ، به هنر و به ادبیّات  علاقه دارند .  امّا  این  علاقه در اثر ندانم  کاری های ما به تدریج کشته می شود . بنا بر این  معلّم  از روش های تدریس هم باید  به خوبی  آگاه باشد .

معلّم  انشا  باید دانش آموز را به خواندن  تشویق  کند و  برای این کار  می توان  زیبا ترین  و دلپذیرترین  متن ها را در کلاس  خواند  تا دانش آموز ان مشتاق شنیدن  آن باشند .

مهم ترین  مسئله آن است که ما این عادت را در آن  ها به وجود آوریم .

  ایجاد کتابخانه ی سیّار از طرف معلّم و آگاهی  از کمّ و کیف  کتاب های  موجود  در کتابخانه  هم بسیار  مهم است .

خواندن کتاب ، اندوخته های ذهنی دانش آموزان را افزایش می دهد  و در موقع انشا نویسی می توانند  از ادراکات و اندوخته های ذهنی  خود استفاده کنند .واقعیّت این است که کلاس  انشا ، نامه نویس  بار  می آورد ، مقاله نویس  بار می آورد ، نویسنده بار می آورد ، شاعر بار می آورد ، نقّاد  بار  می آورد  و... هم چنین  در اثر  ایجاد  رابطه ی عاطفی ، قدم زدن ، حرف زدن ، سؤال  کردن  و خود جواب ندادن ، دست  روی شانه  های دانش آموزان گذاشتن و نوازش کردن و ... در یک کلام،رابطه مراد و مریدی است  که بخش  خلّاق نویسندگی شکل می گیرد و اعتماد  به نفس  ایجاد کرده  و تشویق  می شوند .

معلّم انشای خوب ، هر دانش آموز را با خودش نسبت به قبل مقایسه می کند و نه با دیگران . 

او در موضوعات  و در مکان  انشا نویسی ، موسیقی کلاس و نوع نوشتن  به صورتگروهی یا..

 تنوّع ایجادمی کند و در مورد ارزش و اهمّیّت  نوشتن  به دانش آموز خاطر نشان می کند  که  آثار  بزرگانی چون فردوسی ، عطار ، سعدی  و...  با ثبت شدن  سخن و اندیشه ی آنان  بر دل کاغذ  ماندگار  و جاودانه شده است  وبه آن ها انگیزه  می دهد. 

او به اظهار نظرات  و نقّادی  همه نمره  وامتیازی می دهد  و شیوه ی  صحیح  نقد کردن  را آموزش  می دهد  تا دانش آموزان  بدانند  نقد به معنای  اظهار نظر  های باری  به هر جهت نیست  و باید حدّ و مرز داشته  باشد .

 به نوع خواندن انشا که در واقع فنّ بیان است ارج می نهد  و در این جهت تفاوت هایی بین مقاله  خوانی ، خطابه  خوانی ، سخنرانی ، دکلمه خوانی  و... را مشخّض می کند .

 او برای  شروع ، میانه و پایان کلاس ، مطالب  جالب  و خواندنی  متناسب  با سنّ دانش آموز  و یا شعر  و معمّا و ... می خواند  تا دانش آموز  ترغیب  شده  و مهارت گوش دادن او تقویت  شود . خواندن یکنواخت  و مسلسل وار  انشا خسته کننده است .  باید  در فواصل  خواندن  نوشته های دانش آموزان،  متناسب  با فهم و درکشان ، از قصّه ها و شعر ها و حکایت های  ادبی و جذّاب استفاده  برد .

انشا  را هم باید  مثل درس های دیگر تدریس کرد.  باید کاربرد  علائم نگارشی  و فواید  آن را به دانش آموزان گفت . نوشتن نشانه ها و کاربرد آن ها بر روی مقوّا و نصب آن بر روی  دیوار کلاس خوب است .هم چنین دانش آموزانی که در نوشتن  علامت گذاری را  رعایت می کنند  تشویق  کرد . باید جایگاه و ارزش علائم را در بهتر خواندن و بهتر فهمیدن بیان کرد. می توانیم  یک جملهیا یک متن بنویسیم و از آن ها بخواهیم که نشانه گذاری کنند . مثال :

 «  بخشش لازم نیست ، اعدامش کنید. » یا « بخشش ، لازم نیست اعدامش کنید .»

 به دانش آموزان بگوییم اگرقبل ازنوشتن طرحی داشته باشند،کارشان بسی آسان تر 

می شود.  

 ومی دانند  از کجا آغاز  کنند و مطلب را در کجا به پایان برسانند . نوشته باید یک دست و منظّم  و یک پارچه باشد  و این نوشته می تواند اندیشه و احساس نوشته اش  رابه ذهن  خواننده  منتقل کند . دانش آموزان را وادار  سازید  که هر 15-10  دقیقه یک بار  از جای  خود برخیزند و بایستند . این کار  برای افزایش  جریان  خون ، انتقال  اکسیژن و جریان   انرژی  و در نتیجه هوشمندی  دانش آموز  مؤثّر است .

اهداف انشا نویسی


1. بهکمال رسیدن زبان فارسی در فردو گسترش زبان وادبیّات فارسی درجامعه

و پاسداری از آن از طریق تمرین و حفظ قواعد آن .

2. آگاه  شدن دانش آموز نسبت به شناخت واژه ها، تعابیر ، اصطلاحات و

 دیگر ظرایفو طرایف زبانی

3.افزایش و پرورش قدرت تفکّر، تحلیل ،انتقاد و خلاقّیّت،تعقّل ، استدلال و توصیف و...

4.پرورش عواطف  و احساسات

5.تواناشدن فرددر برقراری ارتباط بااشیاء و اشخاص

6.امکانی جهت تخلیه ی روانی و آزاد ساختن انرژی مزاحم انباشته  شده در نهاد

  وبه طور کلّی زمینه است  که قدرت خیال و اندیشه در متن آن شکل می گیرد .

7.کمک به شکوفایی استعدادهای نهفته و پرورش آن

8.توانایی در بیان اندیشه واحسا س و تقویت قدرت سخن گویی

9.رفع کم رویی و کسب اتّکابه نفس

10.افزایش دقّت در چهار مهارت شنیدن ، گفتن ، خواندن و نوشتن

11.آموزش شیوه های  درست نگارش و تسلّط  بر نوشتن

12.شرکت در بحثها و فعّالیّتهای جمعی و مناظره

13.کمک به فراگیری سایر دروس

14.آموزش نحوه ی ارتباط با دیگران وآماده ساختن دانش آموزان برای زندگی اجتماعی

15.عادت به مطالعه و پرسش وآشنایی با افکار دیگران

16.کسب مهارت درانواع نوشته ها (توصیفی ، تخیّلی ،داستانی،نامه نگاری،

خلاصه نویسی ، خاطره نویسی ، زندگی نامه نویسی و...)

 

نامه سر گشاده از یک همسر


همسر عزیزم ! چرا قضاوت  های دیگران  در باب رفتار ، کردار و گفتارت

،تو را تا این حد مضطرب  وافسرده  می کند؟ !

 چرا  دائماً نگرانی  که مبادا  از تو عملی  سر بزند  که داوری منفی  دیگران  را از پی  بیاورد ؟

  راستی این « دیگران » که گهگاه  این قدر تو را  آسیمه سر و دلگیر 

 می کنند،  چه کسانی هستند ؟ آیا ایشان را به درستی می شناسی

  وبه دادخواهی و سلامتی روح ایشان ، ایمان داری ؟

 این مطلقاً مهم نیست که دیگران ما را چگونه  قضاوت می کنند ،

 بلکه مهم این است  که ما در خلوتی سر شار  از صداقت  و در

 نهایت  قلبمان ، خویشتن  را چگونه   داوری می کنیم ؟....... 

 از قدیم گفته اندو خوب هم،که: عظیم ترین دروازه های اَبَر شهرها ی

 جهان را می توان بست ، امّا دهان  حقیر  آن موجودی راکه نتوانسته

 نیرو هایش رادر راستای خدمت  به ملّت ، میهن  و فرهنگ  و جامعه

 به کار گیرد ، حتّی  برای لحظه ای نمی توان بست .

 آیا می دانیدباسازهمگان رقصیدن وآن گونه پای کوبیدن و گل افشاندن 

که همگان را خوش آید و تحسین همگان را برانگیزد از ما چه چیز

خواهدساخت ؟ عمیقاً یک دلقک ِدرباری دردمند دل آزرده ، که

بردار رفتار خویشتن آونگ است ،تا آخرین لحظه های حیات .

 عزیز من ! یادت باشد ، اضطراب  تو ، همه ی چیزی  است که تنگ نظران ،

 آرزومند آنند.آنها چیزی جز این نمیخواهندکه ظلّ کینه ونفرتشان

بردیوارکوتاه کلبه ی روشن شما بیفتد و رنگ همه چیز را مختصری کدر کند.

 رهایشان کن عزیز من به خدا بسپارشان و به طبیعت ...

 بگو ما تا زمانی که می کوشیم خود را خالصانه و عادلانه قضاوت کنیم

 از قضاوت دیگران نخواهیم ترسید ونخواهیم رنجید .

 عزیز من ،زندگی مشترک را نمیتوان یکبار به خطرانداخت و باز 

 انتظارداشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل ازخطر

داشته باشد . چیزی قطعاً خراب خواهد شد .

                                      چیزی فروخواهد ریخت . چیزی دگرگون خواهد شد 

. چیزی به عظمت حرمت که بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر

 از ساختن چیزی تازه است ...  

باور کن  که  هیچ چیز  به قدر صدای

 خنده ی آرام و شادمانه ی تو  بر قدرت  کار کردن و سر سختانه 

و عادلانه  کار کردن ِ  من نمی افزاید  و هیچ چیز  همچون  افسردگی

  و در خود فرو ریختگی تو مرا تحلیل نمی برد ، ضعیف نمی کند و

 از پا نمی اندازد . مگذار غم،سراسر سر زمین روحت را به تصرّف

خویش در آورد وجای کوچکی برای من باقی مگذارد . من به شادی

 محتاجم  وبه شادی تو بی شک بیشتر ازشادمانی خویش .

 زمانی که اندوه ،به عنوان یک مهاجم بد قصدِ سخت جان ،می آید ،

 حق است که چنین مهاجمی را به رگبارخنده ببندی .

 عزیز من ! قایق کوچک دل ،به دست دریای پهناور  اندوه مسپار !

 لا اقل بادبانی بر افراز . پارویی بزن و برخلاف جهت باد ، تقلّایی کن . 

سخت ترین توفان ،مهمان دریاست نه صاحبخانه ی آن .

 توفان  را بگذران و بدان که تن سپاری تو به افسردگی به زیان

بچه های زیبای توست 

 وبه زیان  همه بچّه های دنیا.

 آخر آن ها شادیِ صادقانه را بایدببینند تا بشناسند ... 

 می دانی تو در جبهه ای حضور داری ودر حال جهاد و تلاش هستی  

 که هر لحظه با ثبت ثواب  است که می گذرد .

 تو همگام با من در این سفر پر خاطره و پر مخاطره ی زندگی  هستی. 

  اعتماد به نفسیبه وسعت ِتمامی آسمان داشته باش.  

واجازه  ی نفوذ  بیگانگان و حسودان را نده .

به راستی که چه درمانده اند آنهاکه چشم تنگشان را به پنجره های 

 روشن وآفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند ...

وچه قدر خوب است ، چه قدر خوب است که ما هرگزخوش بختی 

را در خانه ی همسایه جست و جو  نکرده ایم ... 

  این حقیقتاً اسباب رضایت خاطر ماست.

 و نشنیده اند که ما از رفاه دیگران  شادی های دیگران وسفره های

 دیگران به حسرت سخن گفته باشیم ومن هرگز حتّی یک نفس 

شک نکرده ام که تنها  بی نیازی روح بلند پرواز تو این سرافرازی 

و آسودگی بزرگ را به خانه  آورده است .


خوش بختی گمان می کنم تنها چیزی است در جهان که فقط با

 دست های طاهرکسی که به راستی خواهان آن است ساخته 

می شود واز پی اندیشیدنی طاهرانه وکیست در میان ما که نداند این

 معجزه ی حذف پول به عنوان حلّال مشکلات تنها به همّت  والا،

 گذشت بی نهایت ، بلند نظری و منش بزرگوارانه  ی تو ممکن   

گشته است ؟ چرا انسان  هنوزیاد نگرفته  آن  گونه  به حوادث  

نگاه کند که تلخ ترین و درناک ترین آنها را هشیار  کننده ،

 نیرو دهنده  و تجربه بخش ، برانگیزنده وآینده  ساز ببیند .

 عزیز من !  زندگی بدون  روزهای بد  نمی شود ، 

 بدون روزهای  اشک و درد و خشم و غم.

 امّا  روز های بد ، همچون برگ های پائیزی ، باور کن  که شتابان  فرو

 می ریزند و در زیر  پا های تو  ، اگر بخواهی ، استخوان می شکنند و

 درخت  استوار  و مقاوم بر جا می ماند .  برگ های پائیزی ، بی شک 

در تداوم بخشیدن  به مفهوم درخت  و مفهوم بخشیدن  به تداوم  درخت 

، سهمی  از یاد نرفتنی  دارند .

 اگر گرفتاری هاخیلی  زیاد است خوب است  جای کوچکی  هم برای

 گریستن باز کنی  واین طور  در گرفتاری  ها غرق  نشوی و  از یاد نبری 

که قلب  انسان  بدون  گریستن  می پوسد و انسان  بدون  گریه  سنگ

 می شود . در دل  گریستن  خیلی سخت تر از گریستن  با چشم است 

و برای  تو بیم مرگ زود رس  می رود .  همسفر  همیشه بیدار دلسوزی 

چون تو داشتن ، موهبتی  است که هر  راه  طولانی سوزان  را به حدّی 

حسرت انگیز ، کوتاه  می کند . تو گر  چه تکیه گاه منی ،  

 امّا  خود در تنهایی ، ساقه ی باریک یک گل مینایی .مگذار  حتّی یک

 اضطراب ، این ساقه ی نازک  را  مختصری خم کند شکستن تو در هم

 شکستن  اوست .  جهان ، جهان دغدغه  هاست . تو چیزی  را که با

 ایمان  ساخته ای  با سودا ، خراب نخواهی کرد . عجب سال هایی را

 گذرانده ای و عجب  روزها  وعجب  ثانیه هایی را ..


وتودرچنین سال ها چه غریب سر شار از استقامتی و صبور

  و سر سخت .


شاد باش .مگر چه عیبی دارد که انسان حتّی  در هشتاد سالگی هم

 الک و دولک بازی کند و گرگم به هوا و قایم باشک و اتل متل و...

مگر چه عیب دارد ؟ اگر من وتوو جمع بزرگی ازیاران و همسایگان

 در یک روز  زرد پائیزی صد ها بادبادک رنگین را به آسمان 

 بفرستیم  و کودکانه به رقص های خالی از گناه آنها نگاه کنیم ،

چه شود ؟ باد بادک ها ... هرگز ندیده ام  که ذرّه ای از  شخصیّت 

 آدم  ها را به مخاطره بیندازد . باور کن ... امّا شاید  طرفداران وقار و متانت

 ، خیال کنند که بادبادک  بازی  ما ،  صلح جهانی  را به مخاطره  

خواهد افکند وتعادل  اقتصاد جهانی  را وعدل و انصاف  ومساوات 

جهانی را.بله...؟

این را همه می دانند . آن چه بد است و به راستی  بد است ، چرک 

منجمد  روح است  و واسپاری  عمل  به عقده ها  نه هوا کردن 

بادبادک ها ... برای آن که  لحظه هایی  سر شار  از خلوص

واحساس و عاطفهداشته باشی ،بایدکه چیز هایی را از کودکی با  

خودت  آورده باشی .

وگهگاه  کاملاً  سبکسرانه بازیگوشانه  رفتار کرده باشی . عزیزم !

هرگز  از کودکی  خویش آن قدر  فاصله  مگیر که صدای  فریاد های

 شادمانه  اش را نشنوی یا صداهای گریه  های مملو  از گرسنگی  و

 تشنگی اش را ...


 اینک  دست های مهربانت را به من بسپار تا به یاد  آنها بیاورم که

 چگونه  باید زلف  عروسک ها را نوازش کرد ... ما این  زمان  بیهوده 

است  که  در  راه  یافتن  انسان  بی نقص  مطلق زمین  را جست وجو

 کنیم .

 زندگی  زراندیشانه ی امروز ، مجال یکسره  خوب بودن ، کامل 

عیار بودن ،حتّی  در ذهن  هم انحراف  واندیشه ی باطلی  نداشتن 

را از انسان  گرفته است .

 اینک  می توانیم  تنها  در راهساختن ِ کم عیب ها قدم برداریم .

  نه خوبان مطلق  معصوم . تو عیب ها را سنگ نمی کنی  تا

 به خشونت  و بی رحمی  آن را به سوی سر پر درد  پرتاب کنی  و

 دردی تازه  بر جملگی درد ها بیفزایی . تو عیب را یک لقمه  ی سوزان 

گلوگیر نمی کنی که راه نفس را ببندد  واشک به چشم ها بیاورد . تو

 مهم این است که به قصد  انداختن  و بر انداختن نمی زنی به قصد

 ساختن ، تجدید خاطره می کنی .

باید یک  روز صبح دل انگیز با من ،تنهای  تنها  در پارک  در آن هوای 

دلپذیر  وملایم  به نرمی  نسیم  بدوی  وبدوی و آن گاه  فرصت  نوسازی 

خویشتن راپیدا کنی . ما انسانیم  نه عقرب  کاشان ما افعی  نیستیم  با

 کیسه هایی  از زهر ناب  خالص . ما  برای تکمیل  هم آمده ایم  نه برای 

تعذیب  و تعریز  هم .

 صبوری تو ، صبوری  بی حساب تو  در متن  یک زندگی  نا امن  وآشفته 

،که هیچ  چیز آن، تو را شاد و مفرّح  نساخته است و نمی سازد  به

 راستی  که شگفت انگیز ترین حکایت ها ست .

 بیا با هم کمی  پیاده  راه برویم   و تمام شهر  را بپیماییم  دست در

 دست  هم و عاشقانه . این فرصتی است  برای به یاد ماندن  جمیع 

لحظه های خوب گذشته  با طعم  و عطر ومزه های بسیار متنوّع . 

لحظه ی شفّاف  اوج محبّت در یک غنچه ی فرو بسته ی میخک . 

لحظه ادراک  متقابل ... در این راه طولانی که ما بی خبریم و چون باد 

می گذرد  ، بگذارخرده های اختلاف ،باقی بماند.خواهش می کنم

مخواه که یکی باشیم مطلقاً یکی ... مخواه که هر چه تو دوست داری 

من همان  را  دوست بدارم  و  به همان  شدّت دوست بدارم .

 مخواه  که هر  دو یک آواز  را بپسندیم  و یک کتاب را

 ویک طعم را و یک رنگ را  ویک شیوه نگاه کردن را .

 مخواه  که انتخاب ها یکی باشد  سلیقه ها  یکی  و رؤیا ها یکی.

 همسفر بودن  و هم  هدف بودن ابداً  به معنای  شبیه بودن و

شبیه شدن نیست  و شبیه شدن  دلیل  بر کمال نیست..

 بلکه دلیل بر توقّف است.

   شاید «اختلاف » کلمه خوبی نباشد . شاید «تفاوت » بهتر 

از «اختلاف » باشد نمی دانم . 

زندگی را تفا وت نظر های ما می سازدو پیش می برد نه شباهتهایمان.  

 نه از میان  رفتن و محو  شدن یکی.


 واجب نیست  که هر دوی ما  یک چیز دوست  داشته باشیم و به یک

 اندازه هم . عشق  از خود خواهی ها و خودپرستی  ها ، گذشتن است .

 امّا  این سخن  به معنای  تبدیل شدن  به دیگری نیست .

 اگر زاویه ی دید ما نسبت  به چیزی یکی  نیست ،  بگذار نباشد 

بگذار فرق داشته باشد . بگذار  در عین وحدت  مستقل  باشیم 

وبخواه  که در عین  یکی بودن  یکی نباشیم .

  و بخواه  که همدیگر را  کامل کنیم  نه ناپدید . 

بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف است 

 بحث کنیم  امّا  نخواهیم  که بحث ، ما را  به نقطه ی مطلقاً  

واحدی برساند .

 بحث باید ما را به ادراک  متقابل برساند  نه به فنای  متقابل .

 من و تو ، تو و من  حق داریم  در برابر  هم قد  علم کنیم  

 و حق داریم  بسیاری  از نظرات و عقاید  یکدیگر را نپذیریم  بی آن که

 قصد تحقیر  هم را داشته باشیم.

 دو نیمه ، زمانی  به راستی  یکی می شوند  واز دو «تنها» یک

 «جمع کامل» می سازند که بتوانند  کمبود های هم را  جبران

 کنند  نه آن که  عین  مطلق  هم شوند .بیا تصمیم  بگیریم  که

  هرگز   عین همنشویم  بیا  تصمیم   بگیریم که حرکتمان  و   

 حتّی اختلا ف های اساسی مان باقی بما ند  و هر گز اختلاف 

  نظررا وسیله تهاجم قرار ندهیم .

  عزیز من !  بیا متفاوت  باشیم . در طول سالیان درا زندگی  مشترک ،ز

من  به این باور ابتدایی  دست یافته ام ، که این نفسِ اختلاف نظر ها 

  نیستکه مشکل اساسی  زنان و شوهران را می سازد

 ؛ بلکه «شکل » مطرح کردن  این  اختلاف نظر هاست .

اگرزنان و شوهران  به راستی  میل به  بقای  زندگی  مشترک  خود 

 دارندچرا نمی آیند به هنگام  برخورد های روز مرّه ،خوب ترین ،

نرم ترین ، مهر مندانه ترین ، شیرین ترین و بی کنج و لبه ترین ، 

صریح و ساده ترین  واژه ها ، جمله ها و روش ها را انتخاب کنند 

و به کار گیرند ؟ 

زبان خالی ازبرّندگی ،گزندگی ،سوزندگی،آزارندگی ودرندگی را ...

 بی رحمی.... بی رحمی ...  این تنها  عاملی است که زندگی

مشترک را به آسانی ، به جهنّم  تبدیل  می کند .

 سخت ترین  انتقاد ها  اگر با شقاوت  همراه نباشد آن طور 

نمی کوبد که مرمّت  نا پذیر  باشد .

 خوش بختی را چنان تعریف نکنیم  که گویی  سیمرغی باید،تا آن را 

از قلّه  ی قافی بیاورد .

 خوش بختی ، عطر  مختصر  تفاهم است  که اینک  در سرای  تو پیچیده

و عطری است  که از آغاز  تا پایان راه  ، همیشه می توان  بوییدش.

 خوش بختی  را ساده  بگیریم ای دوست . خوش بختی  را

 تنها  به مدد طهارت جسم و روح  در خانه ی کوچکمان نگهداریم .

می بینی که بعد از گذشت  سال ها  موها سفید می شود و جوانی به

 تدریج  از دست  می رود . می بینی  که فرزندان  ،چون درختان  معجزه 

قد می کشند . تحت  چنین  شرایطی  است که ما بیشتر  از همیشه 

به هم  نیاز مند می شویم  و تکمیل  کننده ی هم ،

 تکیه گاه  هم، دادرس هم ، اعتراف  نیوش هم ،  محّب هم ،

 راهنمای هم ، راهگشای هم ،

 همسفر هم ، درد شناس هم و غمگسار هم . لحظه های  خشم ،

 لحظه های  قضاوت  نیست و انسان بدون  خشمی ، گهگاهی انسان 

نیست گر چه در لحظه های  خشم  نیز ...

یک روز عاقبت  قلبت شکسته خواهد  شد ... یک روز عاقبت  نه با سفری

 یک روزه ، نه با سفری بلند ، بلکه  با آخرین سفر ... بگذار آسوده خاطر و

 بی دغدغه  بمیریم . بگذار  شادمانه بمیریم . عزیز من!  به عکس های

 گذشته  نگاه کن  در کنا رهم  بودنمان  را بنگر . چه تفاخری ! چه محبّتی

 ! چه عشقی !...

تو خوب می دانی ... سنگین ترین درد ها ، چون  از صافی  زمان بگذرند 

به چیزی توصیف نا پذیر   امّا  مطبوع  تبدیل   می شوند و جملگی  تلخی

 ها  به  چیزی  که   طعمی بسیار خاص امّا  به هر حال  شیرین دارند ،... 

 اما ملتمسانه از تو می خواهم  این عریضه  را جهت یاد آوری ، برخی 

 اوقات بخوان ونگهداری کن . جای حرف های محبّت آمیز  سطل آشغال نیست.

 دوستدارهمیشگی تو ...

پایند گی  زندگیت را ،از یزدان پاک ، این دادار مهر آفرین خواستارم .


        مهر و سپاسم راپذیرا باش.       همسرت

 

به نام خدا های شعری: ( 147 مورد) + دعای شروع کلاس

اللهم  اخرجني من ظلمات الوهم      واكرمني بنور الفهم      اللهم افتح  علينا ابواب رحمتك    

وانشر علينا خزاين علومك            برحمتك يا ارحم الراحمين .

پروردگارا خارج كن مرا از تاريكي هاي فكر  وبه نور فهم مرا گرامي بدار   پروردگارا برما درهاي رحمتت را بگشاي 

وگنج هاي دانشت را برما بگستران           به اميد تو اي مهربان ترين مهربانان .

دانش آموزان من عادت کرده اند که برای شروع هر انشا یا املایی باید حتما ازیکی 

ازاین به نام خداهای شعری یا به نام خداهای زیبایی که خودشان ساخته اند وغیر

تکراری هم هست استفاده  کنند .هم عادت می کنند کارهایشان را به نام خدا

 شروع کنند وهم نوشته هایشان زیباتر می شود.

 من در هر جلسه  به جای تحمیدیه  ی «به نام خدا» ،یکی از ابیات  را روی تخته  سیاه 

می نوشتم ومی خواندم.

 پس از چندجلسه  متوجّه شدم که همه  دانش آموزان منتظر هستند که ببینند  این جلسه  رابا چه بیتی آغاز می کنم؟

...................................................................................................................................

1-  سر آغاز هر نامه نام خداست              که بی نام او نامه یکسر خطاست             

2- به نام خالق پیداوپنهان                       که پیدا و نهان داند به یکسان 
                        
3- به نام خداوند  دادار  پاک                     پدید آور آدم ازآب وخاک

4- به نام خداوند جان وخرد                      کزین برتر اندیشه برنگذرد  
 
5- به نام خدایی که برذات وی                   محال است هرگز بردعقل،پی

6- به نام خدایی که خاک آفرید                  کزان خاک انسان پاک افرید 

7- ای نام تو بهترین سرآغاز                      بی نام تو نامه کی کنم باز

8-بسم الله الرحمن الرحیم                      هست کلید درگنج حکیم 

9-به بسم الله می خوانم خدارا                  زمشتی خاک آدم ساخت مارا 

10-به نام خداوندجان آفرین                        حکیم سخن درزبان آفرین 

 11-به نام خداوند خورشید وماه                  که دل را به نامش خرد داد راه

  12-به نام آن که درجان وروان است              توانایی ده هرناتوان است  

  13-به نام آن که جان رافکرت آموخت             چراغ دل به نورجان برافروخت   

  14-به نام آن خدای پاک سبحان                   که ازخاک آفرید اینگونه انسان

  15-سرآغاز گفتارنام خداست                   که رحمتگر ومهربان، خلق راست          

  16-بنیاد سخن به نام حق، نه                       کزهرچه به است نام حق به

17-به نام آنکه درماگفتن آموخت                به انسان، درمعنی سفتن آموخت   

18-ای همه هستی زتوپیداشده                      خاک ضعیف ازتوتواناشده     

19-به نام آنکه هستی،نام ازاویافت                  فلک جنبش ،زمین آرام ازاویافت

20-اگرنه مدبسم الله بودی تاج عنوان ها       نگشتی تاقیامت نو،خط شیرازه  دیوان ها  

21-خدایاجهان پادشاهی توراست                   زماخدمت آید،خدایی توراست

22-ستایش کنم ایزد پاک را                             که گویاو بینا کندخاک  را

23-جهان رابه پستی بلندی تویی              ندانم که ای، هرچه هستی تویی

24-خداوندمایی ومابنده ایم                       به نیروی تو یک به یک زنده ایم

25-ای خدای بی نهایت جزتوکیست           چون تویی بی حدوغایت جزتوکیست

26-به نام آنکه مارازندگی داد                     وزان پس مژده پایندگی داد

27-به نام خداوندباران نقل وتگرگ               نفس های باد وتپش های برگ 

28-به نام خداوند رنگین کمان                    خداوند بخشنده مهربان

29-بده مفتاحی ازسطر کلامم                   وزان بگشای قفل ازگنج کامم

    به ذکرخودبلندآوازه ام کن                      رفیق لطف بی اندازه ام کن   

30-شکر وسپاس ومنت وعزت خدای را         پروردگارخلق وخداوند کبریا

دادارغیب دان ونگهدارآسمان                       رزاق بنده پرور و خلاق رهنما

31-ستایش خداوندبخشنده را                  که موجودکرد،ازعدم ،بنده را

32-به نام آ ن که گل راخنده آموخت             وبرجان شقایق آتش افروخت

33-ثناوحمدبی پایان ،خدارا                         که صنعش دروجود آورد مارا

34-خردهرکجاگنجی آردپدید                       زنام خداسازد آن را کلید   

35-به نام خداوندلوح وقلم                          حقیقت نگاروجود وعدم

خدایی که داننده رازهاست                        نخستین سرآغاز آغازهاست

36-به نام خداوند شمشیر وتیغ                    که باران آتش درآرد زمیغ 

37-به نام خداوند نیکوسرشت                    که او درجهان بذرنیکی بکشت  

38-بزرگی هست دردنیا ،خدانام                 که بایادی کند، دلها،چه آرام

39-به نام مناسب ترین واژه ها                    به رسم محبت به نام خدا 

40-آغازهرکلامی ،نام خدای یکتا                همواره می برم من، نام مقدسش را

41-به نام گشاینده کار ها                           زنامش شود سهل،دشوار ها

42-تا که سخن از دل و از دلبر است              نام خدا ،زینت هر دفتر است

43-به نام خداوندی که کار ساز است             زما و طاعت ما بی نیاز است

44-ای که با نامت جهان آغاز شد                  دفتر ما هم ،به نامت باز شد

45-به نام خدا ،هر چه داریم از او                   خداوند احمد خدای سبو

    خدای قلم های حیدر ستا                       خداوند سیف و خدای شتا

46-به نام خداوند بود و نبود                           خداوند یاسی به رنگ کبود

خداوند حسن وخدای حسن                           خداوند ابرو به وقت شکن

خداوند بدر و خدای حنین                               همان خالق کربلای حسین

خداوند سجاد زین العباد                                که ساجد چو او در دو عالم مباد

خدای شکافنده بحر علم                                خداوند باقر خداوند حلم

خداوند صادق خدای ودود                               خداوند غیب و خدای شهود

خداوند کاظم خدای ادب                                خداوند روز و خداوند شب

خداوند مهر و خدای وفا                                  به نام خدایی که دارد رضا

خداوند عدل و خداوند داد                               خداوند بخشش خدای جواد

خداوند هادی خداوند راه                                خداوند روزی ده رهنما

خدای حسن نرگس وآفتاب                             خدای پذیرای کار صواب

خداوند زیبای رنگین کمان                              خداوند مهدی صاحب زمان

47- به نام خداوند شعر و سخن                       نخستین سخن در همه انجمن

48- به نام خدای سمیع و بصیر                        خطا پوش بخشنده بی نظیر

49-به نام خدای علیم و حکیم                         رحیم و بسیط و شریف و نعیم

50- به نام خدای بزرگ و احد                            تعالی و شافی ، قدیر و صمد

51-به نام خدای رئوف و غفور                          حمید و لطیف و مجید و صبور

52-به نام خداوند وجد و سرور                          پدید آور عشق و احساس و شور

53-به نام آن که او نامی ندارد                         به هر نامی که خوانی،سر برارد

54-بس مبارک بود چون فر همای                     اول کار ها به نام خدای

55-به نام آنکه خنده آفریده                              به بد خلقی خط بطلان کشیده

56-حمد پاک  از جان پاک آن پاک را                  کاو،به وجد آورد، مشتی خاک را

57-بزرگی هست در دنیا خدا نام                      که با یادی کند دلها چه آرام

58-آغاز سخن یاد خدا باید کرد                         خود را به امید او رها باید کرد

     ای با تو شروع کارها زیبا تر                        آغاز سخن تو را صدا باید کرد

59-گفتار مرا تو باید آغاز کنی                          آغاز سخن مرا سر افراز کنی

60- به نام خالق ارض و سماوات                      به نام داور روز مجازات

61-به نام خداوند جغرافیا                                به نام همان قاره آسیا

62-به نام خداوند رنگین کمان                          فروزنده روز و شب آسمان

63-به نام خداوند زیبا سخن                           خداوند آلاله ها در چمن

64-به نام خداوند آلاله ها                                خداوند پروانه و پونه ها

65-درود بر خدای هنرآفرین                              نگارنده هر گل آتشین

66-به نام خداوند نون و قلم                             خداوند آزادی و عشق و غم

67-به نام خالق سبز بهاران                             خداوند طراوت , جویباران

68-به نام خداوند خوب بهار                             خداوند گل , لاله و لاله زار

69-به نام خدای بلندآسمان                             خداوند خاک و خدای جهان

70- به نام خداوند پاک و دلیر                            خداوند دریا ،خدای امیر

71- به نام خداوند سبز و سپید                         خداوند سال و خداوند عید

72-به نام خداوند سنگ و خداوند گنج                 خداوند شادی خداوند رنج

73-به نام خداوند کوه و خداوند دشت                 خداوند دره خداوند گشت

74-به نام خداوند ریحان و گل                           خداوند هادی هدایت سبل

75-به نام خدای شفیع و صبور                         خداوند دانش خداوند نور

76- به نام خداوند تاج و خداوند گنج                  خداوند روزی  , سرای سپنج

77-به نام قادر پاک توانا                                  به نام آنکه جان بخشید مارا

78-به نام بی نیاز عالم آرا                               خدای فاطمه آرام دل ها

79-به نام چاره ساز و حی سر مد                    خدای فاطمه دخت محمد

80-به نام خداوند حی رحیم                           خدای بهشت و خدای جحیم

81-به نام خداوند شعر و غزل                          به نام خداوند عزوجل

82-به نام خداوند شعر و غزل                          کلامش نشیند به دل تا ازل

83-به نام خداوند نان و خداوند جان                 دهد روزی اش  را به پیر و جوان

84-به نام خداوند احساس پاک                      خداوند شمس و مه تابناک

85-به نام خداوند نیلوفرین                            ستایش ز بهر تو ای بهترین

86-به نام خداوند دریای نور                           خدایی که دارد به هر جا حضور

87-به نام خداوند شعرو غزل                          خداوند روزی ده بی مثل

88-به نام خداوند روشن ضمیر                       خداوند روشنگر بی نظیر

89- به نام خداوند دریاچه ها                          که داده ظرافت به پروانه ها

90-به نام خداوند احساس پاک                       همان که آفریده ما را ز خاک

91-به نام اون که آرامش میاره                       چه زیبا آفریده اون ستاره

92-ز بسم الله چیزی نیست بهتر                     نهادم تاج بسم الله بر سر

    عجب تاجی است این تاج الهی                 ببند بر سر برو هر جا که خواهی

93-اول دفتر بود ،نام خداوندگار                          ایزد با فرو جای،عادل و پروردگار 

94-بسم الله الرحمن الرحیم                    هست سرآغاز الف لام میم

95-بسم الله الرحمن الرحیم                   ذکرکن ای دوست که باشی تسلیم        

96-بسم الله الرحمن الرحیم                   باغ دل آدمیان رانسیم

97-بسم الله الرحمن الرحیم                   مصرع برجسته نثرقدیم

98-بسم الله الرحمن الرحیم                  غنچه سربسته رازحکیم

99-بسم الله الرحمن الرحیم                   اعظم اسمای علیم حکیم 

100-بسم الله الرحمن الرحیم                 هست نمک برسر خوان کریم

101-بسم الله الرحمن الرحیم                  آیت الطاف خدای کریم

102-بسم الله الرحمن الرحیم                  نص صحیح است وکلام حکیم

103-بسم الله الرحمن الرحیم                  طایرفرخنده ی وحی قدیم

104-بسم الله الرحمن الرحیم                  کعبه ی جان ودل اهل نعیم

105-بسم الله الرحمن الرحیم                 حرف نخست است زنظم حکیم

106-بسم الله الرحمن الرحیم                 گوهریک دانه درج قدیم 

107-بسم الله الرحمن الرحیم                  نغمه مرغان ریاض قدیم      

108-هست زگلزارالهی شمیم                 مخزن الاسرارخدای کریم 

109-به نام آن که گنج جسم وجان ساخت             طلسم گنج جان هردو جهان ساخت

110-به نام کردگار فرد بی چون                             که ما را،از عدم آورد بیرون         

111-به نام آن که جان را،نوردین داد                       خرد رادر خدادانی ،یقین داد

112-به نام آن که تن رانور جان داد                         خرد را سوی دانایی عنان داد

113-به نام آن که جان را زندگی داد                        طبیعت را به جان پایندگی داد  

114-به نام آن که جان از او نشان یافت                   زبان آموخت حرف ونطق جان یافت

115-به نام پادشاه عالم عشق                               که نامش هست نقش خاتم عشق    

116-بیا ساقی اسباب می ساز کن                          سر  خم  به نام خدا باز کن      

117-آرم آغاز  در این نامه  زنو نام خدارا                    آن که آشفته زگیسوی بتان خاطر مارا  

118- به نام دوست گشاییم دفتر دل را                     به فر عشق فروزان کنیم محفل را 

119-رشته اسرارهرکاری است ،بسم الله الرحمن الرحیم

   بهر ما بهتر ز  هر یاری است، بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدای خلقت کون ومکان

خالق سبحان بگفتا نام بسم الله الرحمن الرحیم

پای برآتش نهادش آن خلیل

گفت یارم تو نگهدارم به بسم الله الرحمن الرحیم

چون که خوابانید اسماعیل را از بهر ذبح

گفت یا رب کن قبول از من توبا بسم الله الرحمن الرحیم

چون عصایش اژدهاگردید ترسید آن کلیم

خالقش گفتابگیر این را تو با بسم الله الرحمن الرحیم

چون یموتی خواست عیسی حی کند

ابتدای نسخه اش بنوشت بسم الله الرحمن الرحیم

کورمادرزاد رابینا نمود

داروی این کار بودش هم به بسم الله الرحمن الرحیم

چون که جبرییل امین می خواست پیغام آورد

تافرودآمد زمین،گفتا که بسم الله الرحمن الرحیم

چون بگفت احمد، ن والقلم در پیش رب

پیش ازین گفتا که بسم الله الرحمن الرحیم

موقعی احمد قدم بنهاد، برکوی حرا

گفت یارب کن مدد برمن، تو بسم الله الرحمن الرحیم

مصطفی چون خواست بالاتر رود از جبرییل

کی توانی رفت؟ بدون ذکر بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه چون با علی خواستندتا همسر شوند

یک صدا گفتند یاران ،نام بسم الله الرحمن الرحیم

در شبی حیدر به جای مصطفی چون آرمید

سرنهاد برخاک ،گفتا اوکه بسم الله الرحمن الرحیم

چون حسین ،شمشیر را برمی کشیدش از نیام

در چنین وقتی بگفت از بای  بسم الله الرحمن الرحیم

ظهر عاشورا که شد، تکبیر از دل برکشید

بعد تکبیرش بگفتا نام بسم الله الرحمن الرحیم

چون ابو الفضل ،مشک دردست آمده، شط فرات

خواست پرآبش کند گفتا که بسم الله الرحمن الرحیم

ای آدمی ،درمیان قبر نمی آید کسی بهر کمک

دم به دم با خود بگو جانم تو بسم الله الرحمن الرحیم 

120- بـــه نــام خــدایـی کـه جـان آفــریـد

                                                          زمـیـن و زمــان و مــکان آفـــریــد

        خــداونــد دانــا ، خــداونــد هــوش

                                                        خـــداونـد روزی ده عـــیــب پـوش 

      خـدایـی کـه داراسـت ،عــلم غـیـوب

                                                    تــوانـای مـطـلـق بــپـوشـد عـیـوب

     خـدایـی کـه در خـلـقـت ایـن جـهان

                                                  نــبـودسـت مــحـتـاج ، بــرایــن و آن

      خـدایـی کـه بـخـشـیـد هـستی بـه ما

                                                    دلــــیــل وجــودش زهـــسـتـیّ مــا

      خــداونـد رحـمـان ، خـدای رحـیـم

                                              کـه هـم قـهروهم عفو او شد عـظیم

   امــیـد هـمـه بـنـدگان ،عــفـو اوسـت

                                            نـشاید کـه نـومـید گـشتـن ز دوست

   ومن هم امیدم ، به بخشایش است

                                             که از لطف یزدان در آسایش است

   
....................................................................................

121-به نام خداوند دلهای پاک             که نامش بود در دلت تابناک
     به نام کسی که تورا آفرید          سرآغاز عشقست ونور امید
................................................................................
122-به نام خداوند بخشنده مهربان                     کزو ماندگار ،این زمین وزمان
   که با نام او راست گشت آسمان                      که با عشق او شد جهان ،بی کران
      به نام جهان بخش پاک آفرین                        به راهش بود ،مردم راستین
................................................................................................................
123- به نام تو ای پاک ایمان که شاهی توراست        شکوه و جلال الهی توراست
.................................................................................................
124- به نام آن که خلاق جهان است                امید بی پناه وبی کسان است
      به نام آن که یادآوردن او                          تسلی بخش ،قلب عاشقان است  

 .................................................................................................................

125-عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم

      هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم
            دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله النور
          گر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیم
         نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی
        از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم
        سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان
      دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم
                قل هو الله احد قل عشق الله الصمد
           راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم
              گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو
       دل پریشان است بسم الله الرحمن الرحیم
             ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن
       مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم
میزبان عشق است و وای از عشق ! غوغا می کند
     هر که مهمان است بسم الله الرحمن الرحیم

126- نام تو را خواندم و شعری سپید            در غزلستان خیالم دمید

     در پی نام تو غزل مستِ مست             آمد و در خلوت شعرم نشست

  127- نام تو را خواندم و گویی بهار             با دل من داشته صدها قرار

   128-  نام تو آغاز شکوفایی است                حرف تو لبریز ز گویایی است

      پیش قدوم تو اُفق خم شده               سنگ پر از صحبت زمزم شده

     بید اگر خم شده مجنون توست          لاله اگر سوخته دل­خون توست

      سرو اگر قامتی افراشته                   رایت سبز تو نگه داشته

      گل چو به توصیف تو پرداخته          گونه­اش از شوق گل انداخته

     آب ز حرف تو زلال آمده               چشمه از این زمزمه حال آمده

    غنچه به عطر نفست باز شد             فصل شکفتن ز تو آغاز شد

                                   ***

 129-  شعر اگر عاطفه آموخته                 چشم به لعل غزلت دوخته

       آینه و آب زلال تو اند                   در همه جا غرق خیال توأند

       آب گرفته است ز رویت وضو        آب به لطف تو پر از آبرو

    هر چه بهار است ز لبخند توست     هر چه شکفته است ز پیوند توست

     بی تو سخن­ها همه بی­بال بود        سیب سبدهای غزل کال بود

       حنجره­ات تا غزل آغاز کرد           بسته­ترین پنجره را باز کرد

  دل به سخن­های تو عاشق­تر است   روی شهید تو شقایق­تر است

   با تو من و عشق صمیمی شدیم      یک­شبه یاران قدیمی شدیم

     تازه شدم تا به تو دل باختم           هر چه شدم تازه غزل ساختم

     هر چه من و شعر قدم می­زنیم       حرف تو را باز رقم می­زنیم

                                   ***

130-  همیشه پاره­ای از حرف­های من با توست  همیشه دست نیازم خدای من با توست 

        من از دریچه­ی شب­های قدر لبریزم           ولی گشودن زنجیر پای من با توست 

  نه من توأم، نه تو من، هم تو در منی، هم من   که ابتدای من و انتهای من با توست   

        مرا ببر به تماشای باغ­های بزرگ        به قصرهای رفیعی که جای من با توست

  همین که از تو بگویم برای من کافی است  همین که پاره­ای از حرف­های من با توست

 

تحمیدیه ای از خواجه عبدالله انصاری ملقب به پیر هرات::

131- " به نام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است. و سلام او در وقت صباح مؤمنان  را صبوح است  و ذکر او مرهم دل مجروح است."

تحمیدیه "گل و نوروز" از خواجوی کرمانی:

132- "به نام نقش بنـــد صفحه ی خــاک                         عــــذار افــــروز مــــه رویـان افـــــلاک

      عبیـــر آمیــــز انفــــاس بهــــــــاری                          زبــــــور آمـــــوز کبـــــــــک کوهساری

     گـــهر بخشنــده ی ابـــر تتـق بنـتد                          زر افشــاننــده ی صبـــح شـکر خنــد

     خداوندی که در ذاتش علل نیست                          جهان داری که در ملکش خلل نیست

     133- مطلع آیات قرآن کریم                         هست بسم­ا... الرحمن الرحیم                           

     134- به نام آن­که در هجران و غربت              به دل­ها می­دهد درس محبت

    135- به نامی که اوست چشمه هست ونیست  

          جز او    رفیق و مددکار خلقش    کیست؟

   136- به نام   خدای خالق  انس وجن   

           خدای ریگ وماسه وخاک وشن

  137- به قصد قرب  برلب قلم  می آورم تو را       خدای من 

          خدا خود آفریده           در سرم  تو را          خدای من  

  138- به نام       خداوند آیینه ها                فروزنده  عشق در سینه ها 

139-  بود   آغاز هر گفتار    و هر کار          به نام مهربان  بخشنده دادار 

    سپاس او را که نیک ومهربان است         یگانه خالق هردوجهان  است

    بود از بخشش  و  از  مهر سرشار          برای بندگانش      بهترین یار

140-ستایش    بود    ویژه    کردگار                        که   بر  عالمین  است  پروردگار

    که بخشنده و مهربان است نیز                           بود  صاحب  عرصه ی   رستخیز
141- به نام خدایت    بخوان    کافرید                       ز  نطفه  بیاورد   انسان  پدید
       همیشه بخوان  این  کتاب  مبین                     خدایست خود  اکرم  الاکرمین
       خدائی که چون  آفرید   از   عدم                      ترا دانش آموخت خود  با  قلم
142-به نام آن كه عالم را به پا كرد                              يكي را خان يكي را ميرزا كرد
           گروهي را ذليل و باربر كرد                         در اين قسمت شتر را مثل خر كرد
     ز حكمت خاك بر فرق گدا ريخت
                                 به جيب اغنيا پول طلا ريخت
          دبنگي بي هنر را كرد مالک                            
به راهش برزگر را ساخت هالك
   به ملك او يكي از پرخوري مرد                               
 به راهش برزگر را ساخت هال

143 -      به نام نگارنده ي ماه و مهر           گذارنده ي نه رواق سپهر      

                 نوازنده ي زهره ي رودگر             گدازنده ي شمع نجم سحر

                فروزنده  ی چشم سيارگان              نماينده ي    راه آوارگان

              نشاننده ي روح بر تخت تن             كشاننده ي دل به ملك سخن

                گشاينده ي قفل هاي سخن             سراينده ي نامه هاي كهن

144-به نام خدای بهار آفرین                    بهار آفرین را هزار آفرین                    

 به جمشید و آیین پاکش درود           که نوروز از او مانده در یادبود

145- به نام خداوند خوب بهار                         به نام شقايق گل بي قرار

   به نام   توانا ترين وا‍‍‍‍‍‍‍‍ژه ها                         به رسم محبت به نام خدا 

146- به نام خدای چاره اندیش                    آرامش مردمان درویش  

147- نام تو PASSWORD درهای بهشت / آدرس E-MAIL سايت سرنوشت

      ای خدا روز عزل CAD داشتی /MOUSE داشتی تو مگر PAD داشتی؟
               که چنين طرح D3 می‌زدی / طرح خود بر روی CD می‌زدی؟
          تا نيفتد BUG در انديشه‌مان / تا که ويروسی نگردد ريشه‌مان
          ای خدا از بهر ما ايمن فرست / بهر دلهای پرآتش FAN فرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم؟ / HELP می‌خواهم که F1 می‌زنم!

بهتر آن باشد سرودن ول کنم / زين تن خاکي دَمي dos shell کنم

                            

نکته های املایی


1ـ کلمات هم خانواده : واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند وعربی 

هستند،واژه هایِ هم خانواده می گویند. در هم خانواده سه حرفِ اصلی کلمه باید 

به ترتیب در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشند.

مثلاً کامل دارایِ سه حرفِ «ک م ل » استو می تواند با« تکمیل» هم خانواده باشد

 اما با « کلام » و« کلمه » هم خانوادهنیست چون سه حرفِ اصلی این کلمات 

« ک ل م» است و ترتیبِ این کلمات بایکدیگر متفاوت است.   

                                                                                                                                    

کلماتِ زیر به همراهِ هم خانواده هایشان را ، به خاطر بسپارید:


عُلوم: عالِم، عِلم، مُعَلِّم،عُلَما،تَعلیم،تَعَلُّم ، معلوم و...  

قادِر : مَقدور، قدرت ، قَدَر ، قَدّار ، قَدر، قَدیر و...

مسلمان: اسلام، تسلیم،مُسلِم، سلام،سالم، سلیم ،سلامت و ...   

ظالِم : ظُلم ، مَظالِم ، مَظلوم ، ظُلُمات، ظُلمَت و ...  

مسائل : مسئله ، سؤال ، سائِل و...

شُغل : شاغِل ، مَشغول ، مَشاغِل ،اشتغال،مشغله، اشغال و ... 

شاهد : شهید ،شُهدا ، مشهد و ...       

حُضور : حاضِر ، مَحضَر ، حُضّار و...

طالِب : مطلوب، مَطلب ، طَلَب و...     

ظاهِر : تظاهُر، مُتَظاهر،مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ظُهور و... 

نَصر : نُصرَت ، ناصِر ، مَنصور، نصیر و ...

اَعمال: عَمَل،عامِل،عامِلان و...

جاهِل : جَهل ،مَجهول ، جِهالت و...  

مُتَعال : تَعالی ، مُتَعالی، عالی ، اعلا ،علیا و...       

مَخلوق : خَلق ،خالِق ، خِلقَت، خَلایِق و...     

جَماعَت : جُمعه،جامِع ،اجتماع،جمیع،مجتمع،جوامع و... 

مُناظِره : مَنظَر ،نِظاره ، مَنظور ، ناظِر و...    

نسخ : مَنسوخ ،ناسخ و ...

فهم : مفاهیم ،مفهوم ، فهیم و ... 


* در فعل ها ، بن فعل ،چه بن  ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان 

هم خانواده به کار رود.مانند :

ـ روان : رفتار ، روش ، رفته ، رونده و...   

ـ دیدار : بینا ، بینش ، دیده ، دیده بان ، بیننده و ...      


                                        

2ـ مترادف (هم معنی ) : به کلماتی می گویند که از نظرِ نوشتن وخواندن با هم 

فرق دارند، امّا از نظرِ معنی با هم مشترک هستند؛ بعضی از کلمات دو یا چند 

مترادف دارند. 

مانند:

تاریکی = ظُلمت           جَمال = زیبایی، قشنگی           علم  = دانش 

پارسا = پرهیزگار           مُتَعالی =  بلند مرتبه         نور = روشنایی  

تلاش = کوشش، سَعی، جَهد            عُطوفَت = مهربانی ، دلسوزی

آوا = صِدا           مُراد = خواسته ، آرزو        خانه = سَرا        

 مَعاش =خرجِ زندگی ، کفافِ زندگی                            غوغا = هَیاهو   

عزَّت = بزرگی ، جَلال        جامِه = لباس        ناراحت = غمگین، اَفسُرده،دل تنگ

عِیب = عار                  غُرور = خودپَسَندی          غم = اندوه          

 مَعصیت =گناه ، سرکشی، عُصیان           بُزرگی = جَلال   

پنهان = نَهان، غِیب          تند = سریع       طَریقَت = شیوه ، رَوِش ، راه ،طَریق 

پیدا = آشکار                                  زندگی = حیات    عمل = کار      

غَرّه = مَغرور                                 نَصیحَت = پَند    ذوق = شوق      

رایگان = مُفت ، مَجانی                      شاد =خوش حال، سُرور              

مُصِر = اِصرار کننده ، پافشاری کننده ، سِماجَت کننده                

صَبر= بُردباری،شَکیبایی ،صَبور         مَشَقَّت = سختی ، دُشواری ، رنج ، تَعب     

سعادَت = خوشبختی ، نیک بختی     


3ـ کلمه های ِدو تَلَفُّظی:برخی از واژه ها در زبانِ فارسی به دو صورت تَلَفُّظ 

می شود که هردو تَلَفُّظ،صَحیح می باشدبه این گونه واژه ها، کلمه هایِ دو تَلَفُّظی 

می گویند.

 مانند : 

باغِبان و باغبان    /  استُوار و استوار   /   مهرَبان و مهربان /  مُستَمَندو مُستمند /  

آسِمان و آسمان /      پاسِبان و پاسبان /     آشِکار و آشکار/       روزِگار و روزگار/  


4 ـ معادل کلمات : در زبانِ فارسی برخی از کلمات از زبان های دیگر وارِدِ زبان 

فارسی شده است و در کشورِ ما  نَهادی وجود دارد به نامِ «فرهنگستانِ زبان و

 ادبیّاتِ فارسی» که برایِ آن کلمات،مُعادِل هایی  را پیشنهاد می کند تا آن کلمات

 را به جای کلمات بیگانه استفاده کنیم. 

برخی از کلمات به همراهِ مُعادِلِ فارسی آن :

سایت : پایگاه                  اس ام اس(sms)  : پَیامَک     

اُتومُبیل : خودرو                        کوپِن : کالابرگ                  

 ایمِیل : رایانامه، نامه ی اِلِکترونیکی      فاکس : دورنگار، نَمابَر           

 کامپیوتِر : رایانه                          سوبسید : یارانه

 پاراگراف : بند                              کاما : ویرگول           آدرس : نشانی      

 سایت : پایگاهترمینال : پایانه          کاناپه : نیمکت    

 پیتزا : کش لقمه                   هلی کوپتر : بالگرد


5 ـ نشانه هایِ اختصاری : گاهی برایِ نوشتن برخی از عبارت ها و جملات،

از حروفی که مختصرِ آن کلمات است استفاده می شود که به آن حروف، 

نشانه های اختصاری می گویند. مانند:

 ـ « ص » صلوات الله عَلَیه : [ درود و صلواتِ خدا بر او  باد. ]      

ـ « رض» رضی الله عنه : [ خداوند از او راضی و خشنود باد ]         

ـ « س » سلام الله علیه ( یا علیها) : [ درودِ خداوند بر او (زن ) باد ] این نشانه 

برای معصوم (زن) به کار می رود.                                          


 ـ « ره » رحمه الله علیه : [ رحمتِ خداوند بر او باد ]           

ـ « ع » علیه السّلام : [ بر او درود باد]

« م » : میلادی                              « هـ . ش » سالِ هجری شمسی     

«ع » علیه السّلام                          « ق.م » قبل از میلاد

« ره » رحمه الله علیه             

 « س » سلام الله علیه ( یا علیها)« هـ . ق » سالِ هجری قمری     

« رض» رضی الله عنه                   

« عج » عجل الله تعالی فرجه 


6 ـ پسوندِ  « ـَ ک »  و انواع آن :یکی از پسوند های معروفی که به اسم می چسبد

 و واژه ی غیرساده می سازد،پسوندِ« ـَ ک» است که مفهوم هایِ مختلفی را در 

کلمه به وجود می آورد. 


انواعِ  ـَ ک در زبان فارسی :                                                                                                                                             

1 ـ  نشانه ی تصغیر : مفهومِ کوچکی و خُردی را می رساند . 

مانند : بامَک ( بام +  ـَ ک ) به معنیِ (بامِ کوچک ) 


 2 ـ نشانه ی ترحّم و دلسوزی: مفهومِ دلسوزی را دربر دارد. 

مانند: طفلَک (طفل+ ـَ ک) به معنیِ(طفلِ ترحُّم انگیز)  

 

3 ـ نشانه ی شباهت :مفهومِ شباهت به چیزی را ،نشان می دهد.

مانند: پشمَک (پشم+ ـَ ک)به معنیِ (نوعی به شکلِ الیاف پشم ) 


4ـ نشانه ی حالت : مفهومِ حالت وچگونگی را، بیان می کند. 

مانند: نرمَک(نرم + ـَ ک)به معنیِ(به صورتِ نرم)    


 5 ـ نشانه ی تحقیر و توهین : مفهومِ توهین را با خود دارد.

مانند:مردَک (مرد+ ـَ ک)به معنیِ(مردپَست وفرومایه)


* مثال هایی برایِ  پسوندِ تصغیر ( کوچکی):

شاخَک (شاخ  + ـَ ک )    =   شاخه ی کوچک 

 اتاقَک ( اتاق + ـَ ک ) =    اتاقِ کوچک

بامَک  ( بام  +  ـَ ک )   =   بامِ کوچک     

داستانَک ( داستان + ـَ ک )     =  داستانِ کوچک

شهرَک ( شهر+ ـَ ک )       =      شهرِ کوچک       

 مُرغَک ( مرغ + ـَ ک )       =  مرغِ کوچک

پایَک ( پای + ـَ ک )          =      پایِ کوچک     

کمانَک  (کمان + ـَ ک )      =   کمانِ کوچک

زاغَک ( زاغ + ـَ ک )         =   زاغِ کوچک      

 پیامَک ( پیام + ـَ ک )           =   پیامِ کوچک 


7 ـ کلماتِ مُخَفَّف : شاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در

 شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف

 کند.


 کلماتِ زیر به همراهِ مُخَفَّفِ  آن آمده است :

گر =  اگر                    ار  =  اگر            سَحرگَهان   =    سَحرگاهان

بُرون  =  بیرون             سِپَه  =  سِپاه                 زِ   = از

بِه    =  بهتر                 کِه   = کوچک تر                                                               


                                                                                                                                 

8ـ کلمات چند شکلی:در زبان فارسی کلمه هایی وجود داردکه چند شکل شبیه 

به هم دارندو از آن ها در موقعیّت های مختلف استفاده می شود:

هوشیار:  هشیار                        آینه : آیینه                    پرهیزکار : پرهیزگار  

اِفریقا : آفریقا                          پیامبر :  پیغامبر                    جارو : جاروب   

جاودان :جاودانه،جاویدان         سپید : سفید                           



 9ـ کلمات هم آوا  (مُتَشابه) : به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده

 می شوند،امّا شکلِ نوشتاری آن ها  و در نتیجه معنایِ آن ها متفاوت است.

(به طورِ خلاصه،کلمات هم آوا ، به کلماتی می گویندکه تلفّظ آن ها یکی است ولی

 املا و معنایِ آن ها با هم فرق دارد.) 

مانند :

خار : تیغه هایِ همراهِ گُل             خوار : ذِلَّت : پَستی ، ذلیل      

صَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری          سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن ، مُسافرت

اَساس : بنیاد ، پایه                         اَثاث : لوازمِ خانه

حَیات : زندگی                             حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه    

خاست : بلند شد                           خواست:طَلَب کردن،خواستن 

خان  : مرد بزرگ ، سرا                     خوان : سُفره      

خرد : کوچک                             خورد : میل کردن

خویش : خود ، فامیل                     خیش : گاو آهن  

رازی : اهلِ ری                      راضی : خشنود      

اَمَل : آرزو                                عَمَل : کار         

ثواب : پاداش ،اَجر                   صَواب : صَحیح ، دُرُست  


صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.          

سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع) 


خویش : خود                               خویش : فامیل

پرتقال : یک نوع میوه                 پرتغال :  نامِ کشوری در اروپا


اَرز  : واحدِ پولِ خارجی              اَرض : ز مین               عَرض : پهنا  


  10ـ تَضاد ( طِباق ،مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی،مُخالف همدیگر باشند.   

نادانی ≠ دانایی                  دُرُشت ≠ ریز                  استوار ≠ سُست      

آزادی ≠ اِسارَت                   کوچک≠ بزرگ                  فَقر ≠ ثِروَت   

 لذّت ≠ تَنَفُّر، ناخوشی           شادی≠ غم                    روز ≠ شب                      

خنده  ≠  گریه                      دانا ≠ نادان                   غَمناک ≠ خوشحال، شاد        

زِنده ≠  مُرده               خالص ≠ ناخالص                     جَهل ≠ عِلم ،دانش

نِفرَت ≠ عِشق                    زیبا ≠  زشت                     خار≠ گُل 

نَشیب ≠ فَراز               نافرمانی≠ اطاعت                   لَیل   ≠  نَهار     

در ≠  دیوار                     خُفتِه ≠ بیدار              کافر ≠ مسلمان، غیرمسلمان  


 11 ـ «معنای واژه با  تشدید و بدون تشدید» در زبان فارسی،برخی از واژه ها،شکل

 نوشتاری یکسانی دارند امّا درتلفّظ ومعنا با یکدیگر متفاوت اند.

(در واقع برخی از کلمه ها تنها با گرفتن تشدید معنی و تلفّظ شان تغییر می کند.)

آن چه باعث تشخیص تفاوت بین این کلمه هامی شود،کاربرد این واژه ها در جمله است.

نشانه ی دیگری که در تشخیص درست آن ها به ما کمک می کند،وجود نشانه ی 

«تشدید» است.


مُقدّم : گرامی داشتن  ـ برتر بودن              مَقدَم : قدم گذاشتن


قوت :  وعده ی غذایی                         قُوَّت :  نیرو ـ توان  


مُسلِم :  مُسلمان                                مُسَلَّم : قطعاً ـ حتمی


 مَسکَن :  خانه ـ منزل                         مُسَکِّن : آرام بخش 


 مُعین : کمک ـ یاری ـ فریاد رَس            مُعَیَّن : مشخّص ـ تعیین شده  


 مُبین : آشکار                                     مبیّن : بیان شده 


12 ـ کلمات هم نویسه : کلماتی که دارایِ  املایِ یکسانی هستند ولی از لحاظِ تلفّظ 

ومعنی هیچ ارتباطی با هم ندارند. 

مانند :

حُسن : خوبی                              حَسَن : نیکو

قَمَری : منظور ماهِ قمری               قُمری : نوعی پرنده 

شُکر: سپاس گذاری ، تشکّر          شِکَر : شکرِ خوراکی 

کِرم :  نوعی حیوان                    کَرَم : بخشش ، بزرگواری


نیایش و سپس یک توصیه:

الهی!

درخت وصف، بی‌شک به آسمان ثنای تو نتواند رسید و پرنده عقل بر اوج جمال تو بال نتواند سائید.

خدایا!

در چنته کوچک فهم ما کی ابزار درک تو می‌گنجد و در کوله بار خرد ما کجا توشه راه قلّه جلال تو جای می‌گیرد؟

پای عقل در راه درک تو کفش آبله پوشید و به مقصد نرسید و چشم‌ها بر خیمه‌گاه تو در انتظار ماند و رخسار زیبای تو ندید، که تو مر پناهگاه معرفت خویش را راهی نیافریده‌ای، جز کوره راههای عجز.

محبوبم!

نه تنها از خویش مران که در کنارم گیر و دامنت را پناه جاودانه من ساز.

اِلهى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذینَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ اِلَیْكَ فى حَداَّئِقِ صُدُورِهِمْ وَ اَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ اِلى اَوْكارِ الاْفْكارِ یَاْوُونَ وَ فى رِیاضِ الْقُرْبِ وَالْمُكاشَفَةِ یَرْتَعُونَ وَ مِنْ حِیاضِ الْمَحَبَّةِ بِكَاْسِ الْمُلاطَفَةِ یَكْرَعُونَ وَ شَرایِعَ الْمُصافاتِ یَرِدُونَ...

خداوندا!

ما را از آنانی قرارده که درختهای اشتیاق در باغ‌های سینه‌هایشان ریشه دوانده و شعله‌های عشق تو آتش به دل‌هایشان زده و رایحه جمال تو پرنده افکارشان را اوج تازه بخشیده.

آنان که در مزارع قرب تو، به چراگاه مکاشفه آمده‌اند و از چشمه عشق تو با جام‌های لطف تو می‌نوشند.

آنان که:

در جوار خانه تو مسکن گزیده‌اند و آب حیات از باران مهر تو می‌نوشند و لباس از نسیم لطف تو می‌پوشند.

آن پروانه‌ها که هماره گرد تو می‌گردند و وام زندگی از آتش عشق تو می‌گیرند.

آنان که در بلندای قله ملاطفت تو تنفس می‌کنند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گفته اند که :مادری فرزند باهوش خود را نزد انیشتین برد و خواست راهی برای رشد خلاقیت و دانشمند شدن فرزندش بیابد . انیشتین گفت :برایش قصه بگو .مادر گفت :خوب بعد از آن چه کنم ؟انیشتین گفت :باز هم برایش قصه بگو. مادر گفت :بسیار خوب این کار را می کنم . اما می خواهم ،فرزندم چون شما دانشمند شود.

انیشتین مکثی کرد و دوباره گفت :برایش قصه بگو .

بی شک همه ما ،مادران و پدران فردا هستیم و معتقدیم که قصه و حکایت ، داستان و فیلم ،لذت بخش هستند و در نهایت ،همه را مفید می دانیم.

روایت ها هم همین طور ،جامع ترین وژرف ترین آموزه ها را دارند.